فهرست کتاب


دروغ مصلحت آمیز، بحثی در مفهوم و گستره آن

سید حسن اسلامی‏

سنت دینی در این مسئله

در سنت اخلاقی ما، پرهیز از دروغ در مسائل جدی و شوخی نشانه ایمان دانسته شده است. امیرمومنان (علیه السلام) در این باره می فرماید: لا یجد عبد طعم الایمان حتی یترک الکذب هزله وجده؛ طعم ایمان را در نمی یابد؛ مگر آن که دروغ را چه شوخی و چه جدی آن واگذارد.(720) این مضمون در احادیث فراوانی وارد شده است و لذا سنت سلف آن بود که به شدت از دروغ در شوخی های خود می پرهیختند. نتیجه این رویکرد آن نبود که آنان مردمانی خشک و بی ظرافت باشند، بلکه بسیار هم اهل شوخی و مزاح بودند، اما با بسیاری از بازی های زبانی، غزالی پاره ای از آن ها را نقل می کند؛ مانند شوخی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله که پیر زنان به بهشت نمی روند.(721)
از نظر سنت اخلاقی ما، اگر کسی را به غذایی دعوت کنند و او به دروغ بگوید اشتها ندارم، بر خطا و گناه کار است.(722) مستند این حکم ماجرایی است که بسیاری آن را نقل کرده اند و راوی آن اسما بنت عمیس است. اسما می گوید شب ازدواج پیامبر صلی الله علیه و آله با عایشه، همراه عده ای دیگر از زنان، عایشه را نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله بردیم. حضرت قدحی شیر کنارش بود پس از آنکه مقداری از آن را نوشید ظرف را به عایشه داد او خجالت می کشید که ظرف را بگیرد. من به او گفتم که دست رسول صلی الله علیه و آله را پس نزن.
او نیز شرم گینانه ظرف را گرفت و از آن نوشید. آن گاه حضرت به او گفت که ظرف را به همراهانت تعارف کن.
ما گفتیم که اشتها نداریم. حضرت فرمود: دروغ را با گرسنگی جمع مکنید.
گفتم: ای رسول خدا! اگر کسی از ما به چیزی میل داشته باشد، اما بگوید اشتها ندارم، دروغ به شمار می رود؟ حضرت فرمود: دروغ، دروغ نوشته می شود؛ حتی دروغکی به عنوان دروغک نوشته می شود.(723)
از سوی دیگر سنت دینی ما آداب دانی را نه براساس دروغ، که بر صداقت و صراحت استوار می سازد. اگر آموزه هایی که در قرآن کریم در این باب آمده است به کار بسته شود، به چنین دروغ های به ظاهر بی ضرری نیاز نخواهد بود؛ برای مثال یکی از آداب اجتماعی میان ما آن است که هرگاه میهمان ناخوانده ای به منزل ما آمد، باید از او پذیرایی کنیم و اگر هم کار ضروری دیگری در پیش داشتیم، آن را رها نموده و به این میهمان ناخوانده بپردازیم و در دل به زمین و زمان و بدشانسی خود نفرین کنیم. اگر هم جرأت به خرج داده و به او بگوییم که در شرایط فعلی امکان پذیرایی از او را نداریم، جز رنجش و ناراحتی و قهر نتیجه ای نخواهیم گرفت، از این رو غالبا در این شرایط یا به دروغ از آمدن او ابراز رضایت می کنیم هر چند در دل به شدت از این خروس بی محل ناراحتیم و یا به شکل غیر مستقیمی نگرانی خود را نشان می دهیم و به این شکل بی ادبانه از او می خواهیم رفع زحمت کند.
نتیجه این دو عکس العمل، آزارنده است. اولی ما و دومی میهمان را می آزارد، از این رو کسانی که هر لحظه آماده رسیدن چنین میهمانان ناخوانده ای هستند، پیشاپیش با دروغی بی ضرر خود را راحت می کنند و به افراد خانواده خود می آموزند که اگر کسی آمد، بگویند فلانی خانه نیست. این ترفند همواره کارساز نیست و دست صاحب خانه رو می شود.
مرحوم مطهری در این باره می گوید: شخصی بدون اطلاع قبلی، در خانه شخص دیگری را می زند. صاحب خانه میل ندارد او را بپذیرد بسا هست که کارهای لازمی دارد و آمدن این شخص مزاحمت است. می گوید: بگویید فلانی خانه نیست. شخص وارد غالبا این دروغ ها را می فهمد. شخص وارد خلاف می کند که بدون تعیین وقت قبلی توقع دارد او را بپذیرند و صاحب خانه هم آن قدر شهامت و صراحت ندارد که بگوید: معذرت می خواهم فعلا وقت ندارم بپذیرم. و اگر بگوید وقت ندارم بپذیرم، باز آن شخص وارد آن قدر فهم ندارد که عذر او را بپذیرد. تا آخر عمر گله می کند که رفتم به در خانه فلان شخص و او مرا نپذیرفت. این است که در این گونه مواقع هم دروغ گفته می شود و هم رنجش پدید می آید.(724) حال آن که اگر به آموزه های قرآن کریم در این زمینه عمل کنیم و آن را بخشی از فرهنگ خود قرار دهیم، هیچ یک از این مشکلات پدید نمی آید.
دستور قرآن در این باره چنین است: فان لم تجدوا فیها أحدا فلا تدخلوها حتی یؤذن لکم و ان قیل لکم ارجعوا فارجعوا هو أزکی لکم؛ و اگر در خانه، کسی را نیافتید، داخل مشوید تا شما را رخصت دهند. و اگر گویند: باز گردید. این برایتان پاکیزه تر است(725) بدین ترتیب سنت ما بر پرهیز از این گونه دروغ های به ظاهر بی ضرر است. در حقیقت این آیه آداب اجتماعی و معاشرت را نه بر دورویی و دروغ، بلکه بر شهامت و صداقت استوار می سازد. اگر کسی - به هر دلیل - نخواست میهمانی را بپذیرد، بی آن که نیازی به دروغ باشد، می تواند عذر او را بخواهد و اگر هم میهمانی با چنین صحنه ای مواجه شد، بی آن که به او بر بخورد، می تواند از راه آمده بازگردد و حتی از این که به او دروغ نگفته اند و او را نفریفته اند، سپاس گزار باشد.
مرحوم مطهری در این باره ماجرایی از آیت الله بروجردی نقل می کند که آموزنده است. زمانی که مرحوم مطهری در قم بوده است، یکی از خطیبان بنام به قم می آید و به همراه کسی به دیدار مرحوم بروجردی می رود، اما وقتی که ایشان انتخاب کرده بود، مناسب نبود، زیرا در آن ساعت آیت الله بروجردی در حال مطالعه بود و خود را برای تدریس آماده می کرد، از این رو از پذیرفتن آن میهمان محترم خودداری نمود و گفت: من فعلا مطالعه دارم، وقت دیگری تشریف بیاورند.(726) و پیغام داد که خود به دیدن وی خواهد آمد، اما همان روز آن خطیب قم را ترک کرد و دیگر فرصت ملاقات دست نداد. پس از مدتی که آیت الله مطهری آن شخص را دید، عذر خواهی آیت الله بروجردی را به او رساند. وی از عکس العمل آیت الله بروجردی ابراز رضایت کرد و گفت: نه تنها به من یک ذره برنخورد، بلکه خیلی هم خوشحال شدم، زیرا ما اروپایی ها را می ستاییم که مردمی صریح هستند و رودرواسی های بی جا ندارند... من از صراحت این مرد خوشم آمد که گفت حالا من کار دارم. آیا این بهتر بود یا این که با ناراحتی مرا می پذیرفت و دائما در دلش ناراحت بود و با خود می گفت: این چه بلایی بود که بر من نازل شد. وقت مرا گرفت و درس مرا خراب کرد؟(727)
بنابراین اگر هم بر اثر نگفتن چنین دروغ های بی ضرری به مشکلی بر خوردیم، ریشه در پاره ای دیگر از ناهنجاری ها دارد، از این رو نمی توان از آن نتیجه گرفت که دروغ بی ضرر، مجاز است. فرهنگ غیر دینی ما زمینه ساز رواج این گونه دروغ ها بوده. برای حل مشکل به جای تجویز دروغ های بی ضرر، باید بنیادهای اخلاق دینی را در جامعه تقویت کرد تا افراد به راحتی عیب های خود را ببینند و در جهت رفع آن ها بکوشند.

جمع بندی

برخلاف تصور عمومی در باب بی زیان بودن دروغ های بی ضرر، این گونه دروغ ها، غالبا مضر و موجب فریب کاری و زیان خوردن دیگران است؛ به خصوص که پاره ای از این دروغ ها، ناظر به حقوق عمومی است (مانند توصیه نامه ها) و در درازمدت موجب از بین رفتن اعتماد عمومی می شود، از این رو مشمول همان حکم کلی دروغ است. سنت دینی ما نیز بر پرهیز از این گونه دروغ هاست، لذا باید از این گونه دروغ ها پرهیز کرد؛ مگر آن که در موردی کاملا روشن شود که مسئله فریب و زیان در میان نیست.

چکیده فصل

1. کسانی ممکن است فکر کنند که دروغ های بی ضرر اخلاقا مجاز است.
2. مقصود از دروغ های بی ضرر، دروغ هایی است که به کسی زیان نمی زند؛ مانند توصیه نامه های علمی، تعارف های روزمره، تعریف از لباس و پخت و پز کسی و...
3. مردم گرایش شدیدی دارند تا هر نوع دروغی را بی ضرر معرفی کنند.
4. در اکثر این گونه دروغ ها، برخلاف تصور عمومی هم عنصر فریب کاری وجود دارد و هم به دیگران ضرر می زند.
5. کسانی چنین دروغ هایی را اجتناب ناپذیر می دانند و آن را بخشی از آداب اجتماعی به شمار می آورند.
6. می توان بی آن که چنین دروغ هایی گفت، هم چنان پای بند آداب اجتماعی بود؛ مانند سکوت، طفره رفتن، طرح سوال متقابل و تعریف از چیزهایی دیگر.
7. سنت اخلاقی و دینی ما بر نفی چنین دروغ هایی است و آداب اجتماعی را بر صداقت و صراحت استوار می سازد.
8. از این رو باید از این نوع دروغ ها - به عنوان دروغ بی ضرر - پرهیز کرد و آن را مشمول قاعده کلی دروغ گویی دانست.