فهرست کتاب


دروغ مصلحت آمیز، بحثی در مفهوم و گستره آن

سید حسن اسلامی‏

چکیده فصل

1. آیا دولت اسلامی اخلاقا مجاز است که برای مصالح سیاسی شهروندان خود به آنان دروغ بگوید؟
2. پاسخ به این سوال در گرو طرح رابطه اخلاق با سیاست است. در این زمینه چهار دیدگاه وجود دارد:
الف) اخلاق از سیاست جدا است؛
ب) اخلاق تابع سیاست می باشد؛
ج) اخلاق در سطح فردی با اخلاق اجتماعی تفاوت دارد؛
د) اخلاق، بنیاد سیاست است.
3. بزرگ ترین انتقاد وارد بر سه دیدگاه نخست، تعارض درونی آنها است که نتیجه اش بی اخلاقی شهروندان می باشد. نظامی که به هر صورت اخلاق را از سیاست جدا بداند، نمی تواند از شهروندان خود انتظار داشته باشد که اخلاقی رفتار کنند.
4. دیدگاه یگانگی اخلاق و سیاست، بر قرآن و آموزه های دینی است. این دیدگاه، انسجام درونی دارد. تنها اشکالی که بر آن وارد کرده اند، آن است که عملا اجرای آن دشوار می باشد اما دشواری به معنای محال بودن نیست اگر دیدگاه اسلام براساس وحدت این دو باشد، ناگزیر باید آن را پذیرفت.
5. براساس دیدگاه چهارم، دروغ گفتن شهریاران به شهروندان، هیچ توجیه اخلاقی ندارد.
6. توجیهاتی برای ضرورت دروغ گویی زمام داران به شهروندان آورده شده است، اما چنین توجیهاتی نمی تواند پاسخ گوی پیامدهای منفی آن باشد.
7. هر نوع دروغ مصلحت آمیزی که از طرف زمام داران به مردم گفته شود، در درازمدت مایه رواج بی اخلاقی شهروندان، دروغ گفتن و بی اعتمادی به دولت می گردد و مصلحت بزرگ تری را که بقای دولت باشد از بین می برد.
8. از این رو به هیچ رو نمی توان دولت را اخلاقا به دروغ گفتن به شهروندان خود مجاز کرد؛ به ویژه آن که عملا دروغ هایی که در این زمینه گفته می شود نه برای مصلحت شهروندان، که برای پوشاندن ضعف های خود دولت است.

فصل هشتم: دروغ های بی ضرر

آیا دروغ های بی ضرری که گفته می شود غیر اخلاقی است؟
نخست ببینیم مقصود از دروغ های بی ضرر یا به قول انگلیسی زبان ها دروغ های سفید(712) چیست؟ غالب ما می کوشیم دروغ های خود را بی ضرر معرفی کنیم و بدین ترتیب بیش تر دروغ ها در دایره بی ضرر خواهند گنجید، اما در مجموع مقصود از دروغ های بی ضرر دروغ هایی است که به کسی زیان نمی زند و نیت بدخواهانه ای نیز در پشت آنها نهفته نیست؛ مانند تعارف های روزمره، توصیه نامه ها و معرفی نامه های شغلی و جملاتی که گوینده و شنونده هر دو می دانند که مقصود، مفاد کلمات نیست مثال های چندی می تواند مفهوم دروغ بی ضرر را روشن تر کند.
دانشجویی نزد استادش می آید و از او یک توصیه نامه علمی و معرفی نامه شغلی درخواست می کند. او نیز برای این که به دانشجو کمکی کرده و نان کسی را نبریده باشد - گرچه می داند که آن دانشجو چندان درسخوان و جدی نبوده است - شرح کشافی درباره فضایل علمی و اخلاقی او می نویسد و بدین ترتیب هم ثوابی می کند و هم آن دانشجو را شاد می سازد.
یکی از اعضای خانواده لباس تازه ای دوخته و به تن کرده است و از ما درباره رنگ و دوخت آن نظر می خواهد. با آن که بی سلیقگی صاحب لباس ما را متعجب ساخته است، برای این که دلش را نشکنیم، از طرح رنگ و دوخت لباس بیش از آن که انتظار می رود تعریف می کنیم. بدین ترتیب هم خودمان را از دردسر نجات داده ایم و هم کسی را شاد کرده ایم.
غذای بی مزه ای به ما تعارف می کنند پس از آن که غذا را به ناچار خوردیم، از ما درباره آن نظر می خواهند و ما برای آن که اجر آشپز ضایع نشود، از آن غذا به صورت مبالغه آمیزی تعریف می کنیم و...
همه این ها گونه هایی از دروغ های بی ضرر به شمار می روند، چرا که نه کسی را می آزارند و نه قصد فریبی در آنها نهفته است، از این رو به نظر می رسد که مجاز باشند.

مدافعان دروغ های بی ضرر

بسیاری کسان، دروغ های فوق را از نوع دروغ های بی ضرر می دانند و معتقدند که بی آن ها زندگی اجتماعی اساسا ممکن نیست. اگر قرار باشد همواره هر چه را که راست می دانیم بگوییم، جز نفرت پراکنی دل شکستن و رنجاندن دیگران نصیبی نخواهیم داشت.
فرض کنید پیرزنی تنها از خویشان دور ما که همه عشق و علاقه اش معطوف پخت و پز است، ما را برای نهار به خانه اش دعوت می کند. پس از صرف نهار نظر ما را درباره غذا می پرسد. از آن جا که غذا واقعا چنگی به دل نمی زند، یا باید راست بگوییم و همه زحمات او را به باد دهیم و یا آن که با دروغی و تعریفی مصلحتی از غذا، حداقل دل او را شاد سازیم.
همین تحلیل درباره بسیاری از مثال های فوق و مثال های بی شمار دیگر صادق است. همواره نمی توان راست گفت و به بهانه راست گویی آداب معاشرت و نزاکت اجتماعی را ندیده گرفت. به گفته کولاکوفسکی: فضایل رفتار اجتماعی مانند ادب و رازداری، بسیاری از مواقع به دروغ گویی پهلو می زنند، اما باید پذیرفت که بدون این فضایل، زندگی اجتماعی به مراتب دشوارتر از این می بود که هست. در آن صورت، انسانها چه بسا به جای نفس کشیدن در هوای پاک و پاکیزه صداقت، در فضای بی نزاکتی و درشت خویی زندگی می کردند. ما معمولا کسانی را که بدون لحظه ای درنگ هرچه را که راست می پندارند - به غلط یا درست - بر زبان می آورند، جزو افراد بی نزاکت و فاقد تربیت اجتماعی می شماریم.(713)
بدین ترتیب چنین دروغ های بی ضرری، بخشی از زندگی اجتماعی ما است و حذف آن نه تنها موجب پدید آمدن فضای صمیمیت و صداقت نمی شود بلکه مایه رنجش و نفرت عمومی می گردد، لذا باید آن را به همین صورت که هست پذیرفت. به تعبیر دیگر چنین دروغ هایی بخشی از بازی های زبانی اجتماعی به شمار می رود و اظهاراتی که در این گونه موارد صورت می گیرد، کارکرد خاصی دارد؛ برای مثال کسی که نظر ما را درباره لباس تازه ای که دوخته است می پرسد، واقعا مقصودش آن نیست که نظر قلبی خود را بیان کنیم، بلکه در پی آن است که او را تحسین و سلیقه او را تایید کنیم؛ بنابراین ما در این گونه موارد تابع قرارداد خاصی هستیم اگر پس از مدتی دوست خود را دیدیم و از او پرسیدیم که حالش چطور است، به طور طبیعی انتظار داریم در پاسخ، اصطلاح الحمدلله یا شبیه آنرا بگوید، اما اگر یک ساعت درباره بیمارهای جورواجور خود شکایت کرد، جا می خوریم و احساس می کنیم که ما را با پزشک خودش اشتباه گرفته است.
تعارف هایی هم که میان ما رد و بدل می شود و به اصطلاح تعارف شاه عبدالعظیمی خوانده می شود، از این دست هستند. به مغازه ای می رویم و یک بسته کبریت می خریم؛ هنگامی که می خواهیم پول آن را بپردازیم، فروشنده می گوید: قابلی ندارد در این جا اگر ما مفهوم این سخن را ملاک قرار دهیم و همین طور از مغازه بیرون بیاییم، بی درنگ مغازه دار داد می زند آهای آقا... چرا که در عرف اجتماعی ما، قرار این است که پس از شنیدن تعارف مغازه دار، با یک تشکر و تعارفی مانند خودش، پول کبریت را بپردازیم، نه این که تعارف او را جدی تلقی کنیم.
سخن کوتاه، چنین تعارف ها و دروغ های بی ضرری همه زندگی ما را فرا گرفته و امروزه بخشی از زندگی خانوادگی و اجتماعی ما شده است. در این گونه دروغ ها نیز عنصر فریب کاری و گمراه گری که گوهر دروغ به شمار می رود وجود ندارد، از این رو می توان آنها را واقعا بی ضرر و مجاز دانست؛ به ویژه آن که گویی در عرف ما توافقی بر سر این گونه دروغ ها وجود دارد. بدین معنا که هم آن که دروغ می گوید بدان آگاه است و هم شنوندگان این نکته را می دانند گویا در این موارد توافقی ناگفته پدید آمده است تا به این گونه دروغ ها ترتیب اثر داده نشود، لذا می توان چنین دروغ های بی ضرری را مجاز دانست.