فهرست کتاب


دروغ مصلحت آمیز، بحثی در مفهوم و گستره آن

سید حسن اسلامی‏

جمع بندی

در میان نصوص دینی نه تنها هیچ دلیلی دروغ گویی برای مصالح دینی را تجویز نمی کند، بلکه احادیث صریح و صحیحی این کار را به شدت منع می نماید. افزودن بر آن، دلال عقلی متعددی بر ضد این کار وجود دارد، از جمله آن که این کار با آموزه های دینی تعارض دارد و دیگر آن که پذیرش چنین کاری، به معنای قبول مفاسد بی شماری است که کسی نمی تواند مسئولیت آن ها را قبول کند. چنین برداشتی از دین بر دو پیش فرض اصلی ناگفته مبتنی است: یکی آن که جاعلان داناتر از شارع هستند و دیگر آن که ماهیت آدمی را بهتر از شارع می شناسند، از این رو مصلحت دین را بهتر از شارع می دانند و راه ترویج آن را نیک تر از او می شناسند. پس اگر دروغ گویی پیروان، با هدف ترویج دین مجاز باشد، از باب قیاس اولویت و با توجه به مصالح مهم تر دروغ گویی پیشوایان دینی - نعوذبالله - مجاز خواهد بود.

چکیده فصل

1. عده ای از دین داران بر این باور بوده اند که گاه لازم است برای مصالح دینی دروغ گفت و بدین ترتیب دین را ترویج کرد و آن را مقبول و محبوب مردم ساخت.
2. احادیث صریح و صحیحی، مردم را از دروغ پردازی به نام دین منع می کند و دروغ پردازان را به دوزخ بیم می دهد.
3. با این حال کسانی کوشیده اند این احادیث را توجیه کنند و بگویند مقصود از این احادیث، دروغ هایی است که به قصد زیان زدن به دین پرداخته می شود، نه دروغ های مفید.
4. این کسان دانسته یا ندانسته، بر چند اصل تکیه می کنند:
الف) شریعت به تقویت، حمایت و ترویج نیاز دارد؛
ب) هرچه به سود و مصلحت مردم باشد، خوب است؛
ج) تاثیر بیم و نویدهای شارع، به تدریج کم می شود و باید آن ها را با دروغ های دینی موثرتر ساخت.
5. نتیجه این تلقی آن است که اینان خود را موظف می دانند برای ترویج شریعت، دروغ هایی ببافند و آن را به شارع نسبت دهند.
6. دفاع از شریعت و ترویج آن، به معنای دروغ پردازی نیست، بلکه باید این امر در چارچوبی انجام شود که خود شارع تجویز کرده است.
7. پیش فرض ناگفته این کسان و یا نتیجه عملی ادعای آنان دو اصل زیر است؛
یک: دروغ پردازان مصلحت شریعت را بهتر از شارع می دانند؛
دو: آنان ماهیت بشر را بهتر از شارع می شناسند؛ در نتیجه به خود اجازه می دهند که به نام دین دروغ ببافند و آن را منتشر سازند.
8. دروغ گفتن برای مصالح دینی هیچ وجه شرعی و عقلی ندارد و تجویز آن، به معنای آشفتن اصول و احکام دین است و اگر این باب گشوده شود، پس از مدتی شناخت سره از ناسره ناممکن می شود و در درازمدت، اعتماد مردم به آن چه به نام دین گفته می شود - گرچه درست هم باشد - سلب می گردد.

فصل هفتم: دروغ برای مصالح سیاسی

آیا دولت می تواند برای مصالح سیاسی به شهروندان خود دروغ بگوید؟ آیا چنین دروغی اخلاقی، مجاز و مصلحت آمیز است؟
مفروض مسئله آن است که مقصود دولت از دروغ گفتن، رعایت مصالح عمومی باشد همان طور که پدر و مادر برای مصلحت فرزندشان به او دروغ می گویند، دولت نیز صرفا برای تامین مصلحت عمومی چنین کند. به تعبیر دیگر این دروغ به سود و مصلحت مردم است، از این رو بحث از دروغ های بدخواهانه و مبتنی بر سوء نیت نیست. اگر بخشی از حاکمیت برای تثبیت قدرت خود به تقلب انتخاباتی دست بزند و ادعاهای دروغین مطرح کند و دروغ هایی برای توجیه کار خود ببافد، بی گمان از نوع دروغ بدخواهانه و غیر اخلاقی بود، اما سخن در جایی است که دولت تنها با توجه به مصالح عمومی و در نظر گرفتن مصالح درازمدت مردم، به آنان دروغ می گوید. آیا چنین دروغی از نظر اخلاقی مجاز است؟
باز تاکید می کنیم که مقصود از دروغ گویی، اظهارات دروغین است، نه کتمان پاره ای حقایق یا گفتن نیمه حقیقت ها. گرچه این ها نیز گونه ای دروغ به شمار می روند، مصداق کامل دروغ گویی، همان سخنانی است که گوینده آن ها را باور ندارد.