فهرست کتاب


دروغ مصلحت آمیز، بحثی در مفهوم و گستره آن

سید حسن اسلامی‏

موافقان دروغ گویی چه می گویند؟

ظاهرا سنت غالب بر آن بوده که می توان اخلاقا به کودکان دروغ گفت. غزالی که خود راوی حدیث اول نیز هست و آن را جزو احادیث منع کننده دروغ نقل می کند،(492) دروغ گویی به کودکان را مجاز می شمارد و در توجیه این روایت می گوید: درست است که در اخبار داریم که در این صورت دروغی نوشته می شود، اما حتی دروغ مباح نیز، به عنوان دروغ نوشته و از آن بازخواست می شود و در صورت صحت نیت، از آن در می گذرند.(493) ایشان به همین مقدار بسنده می کند و می گذرد؛ حال آن که چنین توجیهی پذیرفتنی به نظر نمی رسد و تعبیر روایت به گونه ای است که مقصود از نوشته شدن دروغ، کیفردار بودن آن است، نه این که همین طور نوشته و سپس پاک می شود.
نراقی (پدر) از همین توضیح کوتاه نیز دریغ می کند و صرفا دروغ گویی به کودکان را مجاز می شمارد و آنان را به زنان ملحق می کند.(494) نراقی (پسر) هم توضیحی نمی دهد و فقط چنین کاری را مجاز می شمارد.(495) مرحوم آیت الله خویی پس از بررسی فقهی روایاتی که در باب مجاز بودن دروغ گویی برای اصلاح آمده است، مجاز بودن دروغ گفتن به زن و حتی مطلق خانواده (زن و فرزند) را نتیجه می گیرد و اطلاق ادله حرمت کذب را با این احادیث قید می زند، هم چنین ادله وجوب وفای به وعده را با همین روایات مقید می سازد. به تعبیر دیگر، روایات متعدد مطلقا دروغ را حرام شمرده اند و احادیث دیگری مطلقا وفای به عهد را واجب دانسته اند، اما روایات مجوز دروغ گویی برای اصلاح، آن حرمت و این وجوب را قید می زند؛ در نتیجه دروغ گفتن به زن و فرزند حرام نیست و وفا کردن به وعده هایی که به آنان داده می شود نیز واجب نمی باشد.
دیگر بیش از این چیزی در این باب بیان نگردیده و اصل بر مسلم بودن آن گذاشته شده است.

بررسی این تفسیر

سخن غزالی را - همان طور که اشاره کردیم - نمی توان پذیرفت، زیرا ظاهر حدیث آن است که اگر مادر عبدالله بن عامر به او دروغ گفته بود، گناه دروغ گویی به پای او نوشته می شد. احادیث دیگری نیز به صراحت دروغ گویی به کودکان را منع می کنند و تاب چنین تأویلی را ندارند.
نتیجه گیری مرحوم آیت الله خویی نیز، مناقشه انگیز است. به فرض که دروغ گویی به زوجه را بپذیریم - گرچه دلالت روایات مربوط را نپذیرفتیم - حداکثر دلالت این سنخ روایات آن است که دروغ گفتن به زن مجاز باشد؛ بنابراین اطلاق روایات حرمت کذب و وجوب وفای به وعده، به وسیله این روایات مقید می شود و در نتیجه می توان ادعا کرد که دروغ گفتن به زن جایز است، اما دیگر موارد هم چنان مشمول اطلاق آن روایات خواهند بود. از این بالاتر، ما دلیل خاصی داریم که دروغ گویی به کودکان و خلف وعده به آنان را مجاز نمی شمارد و دیگر این دلیل خاص را نمی توان تخصیص زد و هم چنان مشمول ادله حرمت کلی دروغ خواهد بود. به تعبیر دیگر پاره ای روایات می گویند دروغ نگویید و گروهی می گویند مشخصا به کودکان دروغ نگویید. حال اگر کسی بخواهد از آن روایات ناظر به اصلاح استفاده ای کند، حداکثر می تواند آن ادله مطلق را قید بزند و دیگر نمی تواند این دلیل خاص را ندیده بگیرد و کودکان را از سر استحسان، به زنان ملحق سازد، از این رو پذیرش نتیجه گیری ایشان سخت دشوار است؛ بنابراین هیچ دلیل شرعی وجود ندارد که موید و مجوز دروغ گویی به کودکان باشد.

آیا دروغ گویی به کودکان ضروری است؟

ممکن است کسانی بخواهند از طریق ضرورت، دروغ گویی به کودکان را مجاز بشمارند. همان طور که بعضی اشاره کرده اند، همه موارد استثنای دروغ به ضرورت برمی گردد و هرجا ضروری بود، از باب مردار خواری می توان دروغ گفت. اینان در مسئله دروغ گویی به کودکان نیز همین ضرورت را دیده اند و بر آن هستند که دروغ به کودکان ضروری است.
در این جا دو مسئله را باید از یکدیگر جدا کرد: یکی از آن که گاه ضرورت اقتضا می کند که به کودکی خاص دروغ بگوییم و دیگری آن که دروغ گفتن به کودکان ضروری است. مسئله اول به کودکان اختصاص ندارد و خود یکی از مصادیق ضرورت می باشد، از این رو همان طور که گاه از سر ضرورت به دشمن دروغ می گوییم، ممکن است ناچار باشیم به کودکی دروغ بگوییم؛ بنابراین در این جا با موردی خاص و گذار رویاروی هستیم و نباید برای آن عنوانی خاص چون دروغ به کودکان گشود.
مسئله دوم آن است که دروغ به کودکان یک ضرورت و قاعده و لازمه تربیت کودکان می باشد. مثال های آورده شده و تعیین عنوان خاص، ظاهرا ناظر به این مورد است و کسانی که دروغ به کودکان را مجاز شمرده اند، نه از باب ضرورت بوده است، بلکه آن را یکی از استثناهای دروغ به شمار آورده اند و همان طور که دروغ به زن را مجاز دانسته اند، این را نیز بدان ملحق ساخته اند؛ بنابراین مسئله ضرورت در میان نیست، بلکه مسئله حق دروغ گفتن است، لذا می بینیم که غالبا تصریح کرده اند که کودکان نیز به زنان ملحق می شوند. گویی همان طور که مرد حق دارد به زن خود دروغ بگوید، حق دارد با فرزندان خود نیز چنین رفتار کند و این غیر از مورد ضرورت است. سخن ما نیز ناظر به این مسئله است که چه ضرورتی در دروغ گویی به کودکان - به عنوان کودک - وجود دارد؟