فهرست کتاب


دروغ مصلحت آمیز، بحثی در مفهوم و گستره آن

سید حسن اسلامی‏

روایات چه می گویند؟

برخلاف موارد منصوص، هیچ روایتی - هر چند ضعیف یا مجمل - دروغ به کودکان را تجویز نمی کند. برعکس، احادیث متعددی دروغ گویی به کودکان را اکیداً منع می نماید؛ برای نمونه روایات زیر را نقل می کنیم:
1. عبدالله بن عامر خاطره ای را که از رسول خدا صلی الله علیه و آله داشت، چنین نقل می کند: جاء رسول الله بیتنا و أنا صبی صغیر، فذهبت ألعب فقالت لی أمی: یا عبدالله! تعال أعطیک. فقال رسول الله: ما أردت أن تعطیه؟ قالت: أردت أن أعطیه تمرا قال أما أنک لو لم تفعل، لکتب علیک کذبه؛ کودکی خردسال بودم که رسول خدا به خانه ما آمد. رفتم بازی کنم که مادرم به من گفت: عبدالله! بیا تا به تو چیزی بدهم. رسول خدا فرمود: چه می خواستی به او بدهی؟ مادرم گفت: می خواستم به او خرما بدهم. ایشان فرمود: آگاه باش، که اگر قصدت آن نبود که به او چیزی بدهی، دروغی به پایت نوشته می شد.(489)
2. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: ان الکذب لا یصلح منه جد و لا هزل و لا أن یعد الرجل ابنه ثم لا ینجز له؛ دروغ، جدی و شوخی آن شایسته نیست و نه این که مردی به فرزندش وعده دهد و آن گاه به آن وفا نکند.(490)
3. امام کاظم علیه السلام فرمود: اذا وعدتم الصغار فأوفوا لهم فانهم یرون أنتم الذین ترزقونهم و أن الله لا یغضب بشی ء کغضبه للنساء و الصبیان؛ هرگاه به کودکان وعده دادید، بدان وفا کنید، چون که آنان تنها ما را روزی رسان خود می دانند و خداوند برای چیزی چون زنان و کودکان خشمگین نمی شود.(491)
بدین ترتیب روایات صریحا دروغ گویی به کودکان و وعده دادن های دروغین را به آنان منع می کنند؛ پس در این جا سه گروه روایت داریم: گروهی که مطلقا دروغ را منع می کنند؛ دسته ای که مطلقا خلف وعده را منع می نمایند و گروهی که مشخصا دروغ گویی به کودکان را منع می کنند. اگر ما باشیم و این روایات، به راحتی می توان نتیجه گرفت که نباید به کودکان - به عنوان کودک - دروغ گفت.

موافقان دروغ گویی چه می گویند؟

ظاهرا سنت غالب بر آن بوده که می توان اخلاقا به کودکان دروغ گفت. غزالی که خود راوی حدیث اول نیز هست و آن را جزو احادیث منع کننده دروغ نقل می کند،(492) دروغ گویی به کودکان را مجاز می شمارد و در توجیه این روایت می گوید: درست است که در اخبار داریم که در این صورت دروغی نوشته می شود، اما حتی دروغ مباح نیز، به عنوان دروغ نوشته و از آن بازخواست می شود و در صورت صحت نیت، از آن در می گذرند.(493) ایشان به همین مقدار بسنده می کند و می گذرد؛ حال آن که چنین توجیهی پذیرفتنی به نظر نمی رسد و تعبیر روایت به گونه ای است که مقصود از نوشته شدن دروغ، کیفردار بودن آن است، نه این که همین طور نوشته و سپس پاک می شود.
نراقی (پدر) از همین توضیح کوتاه نیز دریغ می کند و صرفا دروغ گویی به کودکان را مجاز می شمارد و آنان را به زنان ملحق می کند.(494) نراقی (پسر) هم توضیحی نمی دهد و فقط چنین کاری را مجاز می شمارد.(495) مرحوم آیت الله خویی پس از بررسی فقهی روایاتی که در باب مجاز بودن دروغ گویی برای اصلاح آمده است، مجاز بودن دروغ گفتن به زن و حتی مطلق خانواده (زن و فرزند) را نتیجه می گیرد و اطلاق ادله حرمت کذب را با این احادیث قید می زند، هم چنین ادله وجوب وفای به وعده را با همین روایات مقید می سازد. به تعبیر دیگر، روایات متعدد مطلقا دروغ را حرام شمرده اند و احادیث دیگری مطلقا وفای به عهد را واجب دانسته اند، اما روایات مجوز دروغ گویی برای اصلاح، آن حرمت و این وجوب را قید می زند؛ در نتیجه دروغ گفتن به زن و فرزند حرام نیست و وفا کردن به وعده هایی که به آنان داده می شود نیز واجب نمی باشد.
دیگر بیش از این چیزی در این باب بیان نگردیده و اصل بر مسلم بودن آن گذاشته شده است.

بررسی این تفسیر

سخن غزالی را - همان طور که اشاره کردیم - نمی توان پذیرفت، زیرا ظاهر حدیث آن است که اگر مادر عبدالله بن عامر به او دروغ گفته بود، گناه دروغ گویی به پای او نوشته می شد. احادیث دیگری نیز به صراحت دروغ گویی به کودکان را منع می کنند و تاب چنین تأویلی را ندارند.
نتیجه گیری مرحوم آیت الله خویی نیز، مناقشه انگیز است. به فرض که دروغ گویی به زوجه را بپذیریم - گرچه دلالت روایات مربوط را نپذیرفتیم - حداکثر دلالت این سنخ روایات آن است که دروغ گفتن به زن مجاز باشد؛ بنابراین اطلاق روایات حرمت کذب و وجوب وفای به وعده، به وسیله این روایات مقید می شود و در نتیجه می توان ادعا کرد که دروغ گفتن به زن جایز است، اما دیگر موارد هم چنان مشمول اطلاق آن روایات خواهند بود. از این بالاتر، ما دلیل خاصی داریم که دروغ گویی به کودکان و خلف وعده به آنان را مجاز نمی شمارد و دیگر این دلیل خاص را نمی توان تخصیص زد و هم چنان مشمول ادله حرمت کلی دروغ خواهد بود. به تعبیر دیگر پاره ای روایات می گویند دروغ نگویید و گروهی می گویند مشخصا به کودکان دروغ نگویید. حال اگر کسی بخواهد از آن روایات ناظر به اصلاح استفاده ای کند، حداکثر می تواند آن ادله مطلق را قید بزند و دیگر نمی تواند این دلیل خاص را ندیده بگیرد و کودکان را از سر استحسان، به زنان ملحق سازد، از این رو پذیرش نتیجه گیری ایشان سخت دشوار است؛ بنابراین هیچ دلیل شرعی وجود ندارد که موید و مجوز دروغ گویی به کودکان باشد.