فهرست کتاب


دروغ مصلحت آمیز، بحثی در مفهوم و گستره آن

سید حسن اسلامی‏

جمع بندی

با طرح و بررسی احادیث و ادعای ضرورت در باب دروغ گفتن به زن، به این نتیجه رسیدیم که پذیرش مضمون آن دشوار است. نه از احادیث می توان جواز دروغ را برون کشید و نه دروغ به زن از مصادیق ضرورت است و به تعبیر دیگر، نه شرع موید این ادعاست و نه عقل، از این رو دروغ گفتن به زن با این عنوان، به هیچ وجه مجاز نمی باشد.
ممکن است گفته شود که این مطلب در مورد دروغ گفتن به زن است؛ حال دروغ گویی متقابل زن و شوهر چه حکمی دارد؟ در این فرض می توان گفت که اگر آن دو طی توافقی بپذیرند که به یکدیگر دروغ بگویند - هر چند چنین توافقی به طور مطلق و در همه زمینه ها نامعقول است - در آن صورت مسئله فریب کاری در میان نخواهد بود و هر دو انتظار دارند که از طرف مقابل دروغ بشنوند و این مورد، همچون مورد دروغ در جنگ خواهد بود، اما اگر آن دو توافق نمایند که در زمینه خاصی به یکدیگر دروغ بگویند - یا از گفتن حقیقت خودداری کنند - در این صورت به نوعی بازی با قواعد خاص خود(475) تن در داده اند. در این صورت نیز مسئله فریب کاری در میان نخواهد بود و این مسئله به حوزه زندگی خصوصی آنان منحصر است و به عدم تعدی و تجاوز به حقوق یکدیگر محدود می باشد. شاید زن و شوهر توافق کنند که درباره تعارف ها، مجاملات و سخنان عاشقانه به یکدیگر دروغ بگویند و بدین ترتیب به نوعی تفریح کنند و لذت ببرند و نیازهای عاطفی یکدیگر را برطرف نمایند؛ مثلا شوهر، بینی همسر خود را به بینی کلؤپاترا(476) و چشمانش را به چشمان فریبای سالومه(477) تشبیه کند و او نیز متقابلا دروغ هایی از این دست تحویل شوهر خود دهد. در این جاست که می توانیم احادیثی که از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل می کنند، به همین مورد اختصاص دهیم و بگوییم که مقصود از دروغ زن و شوهر آن است که در گفت وگوها و نجواهای خصوصی خود، هرچه دوست می دارند - گرچه مبالغه آمیز باشد - به زبان آورند، اما بیش از آن را نمی توان از این روایات فهمید و به شارع نسبت داد.
سخن کوتاه، دروغ به زن، با عنوان دروغ به زن اخلاقی نیست و در نتیجه مجاز به شمار نمی رود.

چکیده فصل

1. دروغ به زن، سومین مورد از دروغ های مجاز شمرده شده است.
2. این استثنا، به روایاتی مستند است که از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل گردیده.
3. پاره ای از این روایات دروغ به زن و پاره ای دیگر دروغ زن و شوهر به یکدیگر را مجاز شمرده اند.
4. راجع به دلالت این روایات و مقصود از دروغ در آن ها، گروهی بر آن رفته اند که در این مورد می توان صریحا دروغ گفت و دیگران گفته اند مقصود توریه و تعریض است.
5. درباره این دروغ دو برداشت وجود دارد: اول: مقصود وعده های دروغین به زن است؛ دوم: مقصود اظهار محبت های اغراق آمیز و غیر واقعی می باشد.
6. اسناد این روایات ضعیف و دلالت آن ها، مجمل و غیر قابل استناد است.
7. پاره ای در این جا پای ضرورت را پیش کشیده اند و چنین دروغی را لازمه زندگی خانوادگی دانسته اند؛ حال آن که این دروغ از مصادیق ضرورت نیست و دروغ به زن - با همین عنوان - ضرورتی ندارد، از این رو این تحلیل پذیرفتنی نیست و هیچ ضرورتی برای این کار وجود ندارد.
8. مفاسد دروغ به زن چندان فراوان است که با مصالح احتمالی و اندک آن قابل مقایسه نیست. دروغ به زن، بنیاد خانواده را در درازمدت متزلزل می کند؛ موجب سلب اعتماد دو طرف می شود؛ زن را به دروغ گویی متقابل برمی انگیزد و الگوی نامناسبی به فرزندان می دهد، از این رو دروغ به زن نه تنها مصلحتی ندارد و ضروری نیست، که مملو از مفسده می باشد و در نتیجه نمی توان آن را مجاز دانست.
اگر هم در جایی از دروغ میان زن و شوهر سخن رفته، حداکثر دلالتش آن است که آنان در ابراز محبت های مبالغه آمیز آزاد هستند و چون این بازی دو طرفه است، مسئله فریب کاری در میان نخواهد بود و از مقوله دروغ اصطلاحی بیرون خواهد رفت.

فصل چهارم: دروغ به کودکان

آیا پدر و مادر می توانند برای مصالح کودک، به او دروغ بگویند یا خیر؟ چنین دروغ هایی که به اصطلاح دروغ های پدرانه(478) نامیده می شود، تقریبا در فرهنگ ما متداول است و غالبا بر این نظر هستند که پدر و مادر می توانند در صورت نیاز به او دروغ بگویند، چون این گونه دروغ ها به سود اوست. حال ببینیم در سنت اخلاقی ما با این مسئله چگونه برخورد شده است و سنت دینی ما چه رویکردی به این مسئله دارد و آیا این اعتقاد عمومی نقدپذیر است یا آن که پذیرفتنی می باشد؟