فهرست کتاب


دروغ مصلحت آمیز، بحثی در مفهوم و گستره آن

سید حسن اسلامی‏

مقصود از دروغ به زن چیست؟

در تفسیر دروغ به زن غالبا دو مطلب را ذکر کرده اند: مقصود از دروغ، وعده های غیر جدی است؛ مقصود از دروغ، ابراز محبت و مبالغه در آن است.

الف) مقصود از دروغ، وعده های غیر جدی است

زندگی خانوادگی همیشه بر وفق مراد طرفین نیست و در موارد بسیاری، مرد از زیر بار تعهداتی که باید به جای آورد یا بهتر است به جای آورد، شانه خالی می کند و همین باعث آشفتگی و به هم ریختگی خانواده می شود. زن نیز گاه توقعاتی به حق و ناحق دارد که خواستار انجام آن ها می شود، اما مرد در شرایطی است که نمی تواند آن ها را برآورده سازد. حال یا باید سفت و سخت در برابر خواسته های زن خود بایستد و یا با وعده ای دروغین و چشم گفتنی خشک و خالی، یک غائله خانوادگی را ختم کند. گرهی که با دست می توان گشود با دندان نمی گشایند، بنابراین از باب تسهیل زندگی خانوادگی و برای پیش گیری از مشکلات حل نشدنی، مرد مجاز است به زن خود وعده های دروغین بدهد.
مرحوم سید نعمت الله جزائری از یکی از استادان شوخ طبع خود نقل می کند که می گفت: آدم زن دار چشم و پایش از او سخت در رنج هستند، چون که هرگاه بخواهد از خانه بیرون آید، زنش به او می گوید فلان چیز را بخر. او نیز به نشان وعده، دادن دست بر چشم می گذارد؛ اما چون دست خالی بازگردد، زنش از وی می پرسد که آن چه خواستم چرا نیاوردی؟ و او نیز دست بر پایش می کوبد و می گوید یادم رفت و فراموش کردم(439) و... بدین ترتیب با وعده ای دروغین از یک دعوای خانگی پیش گیری می کند.
نراقی نیز، مقصود از دروغ گفتن را وعده دروغ دادن می داند. آیت الله کنی هم عنوان وعده به خانواده و همسر را به کار می برد و می گوید: در چنین وضعی مرد بر سر دوراهی قرار می گیرد: یا باید با برخورد منفی و رد صریح در برابر خواسته های آنان موضع گیری کند و یا با برخورد امیدوار کننده و وعده های مصلحتی و غیر جدی(440) تا حدودی آن ها را راضی و قانع سازد. حال، با توجه به این که پاسخ منفی و تند جز جریحه دار شدن عواطف و تزلزل ارکان خانواده سرانجامی ندارد، ناگزیر(441) اجازه داده شده است که از روش دوم استفاده شود.(442)
مصطفی سعید نیز، در تفسیر عبارت گفت و گوی مرد با زن خود می نویسد: یعنی به او وعده ای دهد که شاد و خرسندش سازد(443) خطابی نیز، در این جا دروغ را به معنای وعده دادن و آرزو پروراندن در همسر می داند و آن لازمه دوام زندگی خانوادگی می شمارد.(444)
کوتاه سخن، کسانی بر آن رفته اند که مقصود از دروغ در این جا، وعده دادن به زن و امیدوار کردن او به زندگی خانوادگی و آینده روشن آن است.
در این مورد دو نکته نیز گفتنی است:
نخست: کسانی با قبول این که وعده دروغ، نوعی دروغ به شمار می رود بر آن هستند که در این جا نیز، باید از دروغ گویی صریح خودداری کرد و معتقدند در حالی که مرد خود را ناچار می بیند به زن خود وعده ای دروغین بدهد، باید به گونه ای توریه کند؛ مثلا اگر می گوید: برایت پیراهنی خواهم خرید، در همان حال نیت کند: اگر خدا بخواهد.(445) بدین ترتیب از دروغ گفتن خود را رهانده است.
دوم: برخی کسان، اساسا وعده دروغ را از مقوله دروغ اصطلاحی بیرون می شمارند و می گویند دروغ، صفت خبر است، نه انشا. وعده نیز از مقوله انشا به شمار می رود، از این رو تعبیر دقیق آن وعده دروغین نیست، بلکه باید گفت وعده غیر جدی در نتیجه اساسا ما با دروغ مواجه نیستیم و این مقوله تخصصا از مصادیق دروغ بیرون است. مرحوم آیت الله خویی با مجاز شمردن وعده دروغین به زن، می گوید که اگر این وعده به صورت انشا صادر شده باشد، اساسا از موضوع دروغ بیرون است و اگر به عنوان اخبار باشد، دروغ حرامی است که به شکل وعده بیان شده است.(446) طبق این تفکیک، اگر کسی به زن خود به دروغ وعده دهد که سال آینده برایت گردن بند برلیانی خواهم خرید و مقصودش آن باشد که تصمیم دارد یا می خواهد یا بر آن است که چنین کاری را بکند - البته ظاهرا؛ وگرنه قلبا فقط خواسته است وعده ای دهد - در این صورت وعده دروغین است و مجاز به شمار می رود، اما اگر مقصودش آن باشد که در ظرف زمانی سال آینده چنین وعده ای محقق خواهد شد - و خودش چنین مطلبی را احراز نکند - در این صورت دروغ حرامی است که به صورت وعده بیان شده.
آیت الله مهدوی کنی این نظر را این گونه تقریر می کند: وعده، نوعی تعهد و التزام است و تعهد و التزام از مقوله انشاست، نه اخبار؛ بنابراین وعده به همسر تخصصا از مصادیق دروغ بیرون است، زیرا صدق و کذب مربوط به خبر است و مقوله انشا از دایره صدق و کذب خارج است... و تعبیر صحیح، وعده غیر جدی است، نه وعده دروغ. و چون وعده غیر جدی تعهدآور نمی باشد، تخلف از آن اشکال و گناهی ندارد و در حقیقت این گونه وعده، دروغ نیست.(447) ایشان پس از بیان این تفسیر، به بررسی و نقد آن می پردازد و با استناد به آیات و عرف زبانی، به این نتیجه می رسد: وعده دروغ، از مصادیق واقعی دروغ است و کسی که بدون جد وعده می دهد، در تعهد خود دروغ گو است، زیرا اظهارش با اسرار و آشکارش با نهان مطابقت ندارد، چه آن را به صورت خبر از آینده و چه به عنوان انشای تعهد بپذیریم.(448)
بر این اساس باید گفت وعده دروغین واقعا دروغ است، اما در این جا مجاز شمرده شده است، نه این که اساسا دروغ نباشد.

ب) مقصود از دروغ، ابراز محبت و مبالغه در آن است

نیازهای خانوادگی، به نیازهای مادی منحصر نیست و زن در کنار آن، نیازهایی روحی دارد که تنها از طریق ابراز محبت و عشق برطرف می شود، از این رو وجود عشق و محبت برای دوام زندگی خانوادگی لازم است، اما این عشق و محبت را نمی توان به سادگی مانند کالاهای مادی تهیه کرد. باید میان زن و شوهر رابطه عاطفی عمیقی باشد تا بتوانند سختی های زندگی را تحمل کنند. این رابطه عمیق یک شبه حاصل نمی شود، بلکه محصول هماهنگی های سالیان دراز و هم زیستی مسالمت آمیز آنان است، لذا نمی توان همواره وجود چنین رابطه ای را انتظار داشت؛ با این حال ضرورت آن را نیز نمی توان ندیده گرفت؛ پس چه باید کرد؟ راه حل مسئله آن است که زن و مرد یکدیگر را عمیقا دوست بدارند، تا چنین رابطه پایداری میان آن ها به وجود آید، اما دوست داشتن مسئله ای قلبی است و با فرمان و دستور پدیدار نمی شود، پس باید تدبیر دیگری اندیشید.
ساده ترین راه آن است که زن و شوهر در زندگی زناشویی وانمود کنند یکدیگر را دوست می دارند؛ حتی اگر این تظاهر دروغین باشد. چنین تظاهری را ما غالبا می پذیریم. اگر کسی به دروغ از ما تعریف کند، گرچه بدانیم دروغ می گوید، از تعریف های او لذت می بریم. ستاره زن فیلم زیر زمین(449) به مردی که به شدت به او ابراز عشق می کرد و سخنان عاشقانه بر زبان می آورد، چنین می گوید: می دانم، دروغ می گویی، اما دروغ گفتنت زیباست. این طبیعت بشر است و آن را هم نمی توان دگرگون کرد.
چون دعوایی را نزد عمر بن خطاب، خلیفه دوم بردند، گفت: کم تر خانه ای براساس عشق و محبت بنا می شود، لیکن مردم براساس اسلام و تبار یکدیگر معاشرت می کنند. داستان از این قرار بود که مردی به نام ابن ابی عذره دؤلی در زمان عمر، پی در پی زنان را طلاق خلع می گفت که به سبب آن شایعاتی درباره اش در شهر پیچید، از این رو روزی دست عبدالله بن ارقم را گرفت و او را به خانه خود برد و در حضور او به زن خود گفت: تو را به خدا سوگند می دهم، آیا از من متنفری؟ زن گفت: سوگندم مده. اما او هم چنان پافشاری کرد و او را سوگند داد. زن نیز گفت که از او متنفر است. ماجرا را نزد عمر بردند و خلیفه، زن را خواست و از او پرسید که آیا تو هستی که از شوهر خود متنفری؟ زن گفت که مرا سوگند داد و من ناخوش داشتم که دروغ بگویم، آیا دروغ بگویم؟ خلیفه گفت: آری، هرگاه کسی از شما ما را دوست نداشت، ای مطلب را به او نگوید، چرا که کم تر خانه ای براساس عشق و محبت بنا می شود.(450)
بنابراین، مقصود از دروغ در این جا اظهار محبت غیر واقعی و ابراز صمیمیت های دروغین است که اگر هم طرف مقابل به دروغ بودن آن پی ببرد، باز آن را خوش می دارد. وهبه الزحیلی در این باب می نویسد: مانند آن که به زن خود بگوید: تو زیباترین زنان و محبوب ترین کس نزد من هستی.(451) خطابی نیز می گوید که مقصود آن است که به او بیش از آن چه در دل دارد، اظهار محبت کند و بدین ترتیب اخلاق او را به صلاح آورد.(452) هم چنین ابن الملک می گوید: مانند آن که مرد به زن خود بگوید هیچ کس نزدم از تو محبوب تر نیست.(453)
سخن کوتاه، طبق این تفسیر مقصود از دروغ، مغازلات و سخن های عاشقانه و محبت آمیزی است که مرد به زن خود می گوید یا دو زوج میان خود رد و بدل می کنند و چنین سخنانی، مانند شعر هستند که هرچه دروغ تر باشند، شیرین تر و خوشایندتر خواهند بود.
خانم دکتر دوری هلندر در باب دروغ هایی که به زنان گفته می شود و آنان با طیب خاطر آن ها را می پذیرند تحقیقی کرده و نتیجه آن را به صورت کتاب صوتی منتشر ساخته است. براساس گزارشی که درباره این کتاب در شبکه اینترنت موجود است،(454) زنان در قبال دروغ هایی آسیب پذیر هستند که به نحوی مقبولیت و محبوبیت آنان را نشان می دهد؛ اعتماد به نفس آنان را افزایش می دهد و موجب تقویت خودپنداره آنان می شود؛ مانند دوستت دارم و اندامت متناسب است. وی در این کتاب با عنوان 101 دروغی که مردان به زنان می گویند و دلیل این که زنان آن ها را باور می کنند(455) می کوشد این دروغ ها را طبقه بندی کند و به زنان راهی برای مقابله با آن ها نشان دهد. از نظر او این کتاب می تواند یک خودآموز دفاعی برای زنان در قبال دروغ هایی از این دست باشد. به این نکته مجددا خواهیم پرداخت، البته برخی هم دروغ را شامل هر دو مورد دانسته اند و وعده دروغین و سخنان ملاطفت آمیز را نیز، دروغ مجاز شمرده اند.(456)