فهرست کتاب


دروغ مصلحت آمیز، بحثی در مفهوم و گستره آن

سید حسن اسلامی‏

دروغ مرد به زن یا زن و شوهر به یکدیگر؟

همین اشاره برای طرح بحث کافی است. درباره اختلاف الفاظ و سند آن بحثی نمی کنیم، چرا که این بحث خارج از حوزه این نوشتار است. از آن جا که مضمون این حدیث و احادیث مشابه آن مقبول عالمان اخلاق و فقیهان بوده است، به بررسی دلالت های آن و ملاک استثنا بسنده می کنیم.
با این همه، از مقایسه این دو حدیث به دو نتیجه مختلف، اما بسیار مهم و کلیدی می رسیم. در حدیث ام کلثوم چنین آمده است: و حدیث الرجل امرأته و حدیث المرأة زوجها طبق این حدیث، زن و شوهر هر دو مجاز هستند که به یکدیگر دروغ بگویند، ولی در حدیث اسما و حدیث نواس چنین آمده است: یحدث الرجل امرأته لیرضیها که نتیجه اش آن است که فقط مرد حق دارد به زن خود دروغ بگوید. همین نکته خاص می تواند سرنوشت بحث را دگرگون سازد و نتایج متضادی به دست دهد.
مبارک فوری در شرح حدیث اسما هنگام نقل قسمت اول حدیث؛ یعنی مرد با زن خود گفت و گو می کند تا خشنودش سازد می نویسد: قرینه آن از سر بی نیازی یا مقایسه و یا به وسیله راوی برای اختصار حذف شده است.(429) مقصود مبارک فوری آن است که این تعبیر، تعبیری مشابه داشته است؛ مانند و گفت و گوی زن با شوهرش که خود پیامبر صلی الله علیه و آله آن را ذکر نکرده است، چون که همین یک تعبیر گویای دیگری نیز می باشد یا این که می توان از طریق مقایسه آن را به دست آورد. سومین احتمال آن است که این تعبیر در اصل حدیث بوده است، اما راوی آن را برای کوتاه کردن روایت، حذف کرده باشد.
گذشتگان نیز به این مسئله توجه نموده و غالبا بر آن بوده اند که زن و شوهر حق دارند به یکدیگر دروغ بگویند، از این رو نسائی در سنن خود، دو باب مستقل می گشاید. عنوان یکی را الرخصة فی ان یحدث الرجل اهله بما لم یکن می گذارد و در آن همین حدیث را نقل می کند و نتیجه می گیرد که شوهر می تواند به زن خود دروغ بگوید. عنوان باب دوم را الرخصة فی ان تحدث المرأة زوجها بما لم یکن می نهد و قسمت دیگری از همین حدیث را در آن نقل می کند و به این نتیجه می رسد که زن می تواند به شوهر خود دروغ بگوید،(430) اما به تدریج سنت اخلاقی ما بر آن رفته است که این اجازه را تنها مختص مردان بداند و در آن باب بحث کند، حتی در منابع فقهی نیز این مسئله مسلم شمرده شده است که تنها مرد حق دروغ گفتن به زن خود را دارد و دلیل هایی ذکر می شده که در آن تنها از حق مرد سخن رفته است.
امروز نیز این مسئله از مسلمات است و کتاب های اخلاقی، فقط دروغ مرد به زن را مجاز می دانند. سخنان ملا احمد نراقی و آیت الله صدر را خواندیم. آیت الله مهدوی کنی نیز در این باب می نویسد: چون بسیاری از اوقات در اثر زیاده طلبی و چشم هم چشمی تقاضای خانواده فراتر از امکانات مرد و بیش از حد کفاف است، در چنین وضعی مرد بر سر دوراهی قرار می گیرد...(431) و نتیجه می گیرد که مرد می تواند وعده های دروغین بدهد. مرحوم نراقی پدر (ملا مهدی) نیز، پس از آن که دروغ به زن را مجاز می شمارد، دروغ به کودکان را هم بدان ملحق می سازد.(432) مرحوم آیت الله خویی نیز دروغ گفتن شوهر به زن و فرزندش را مجاز می شمارد.(433)
باری، مقصود استقصای کسانی نیست که دروغ مرد به زن را مجاز می شمارند، بلکه سخن آن است که حداقل در میان شیعه این اصل مسلم شمرده است که تنها مرد می تواند به زن خود دروغ بگوید، اما در میان اهل سنت جریان دیگری دیده می شود که از دروغ گفتن زن و شوهر به یکدیگر سخن می گوید. در هر صورت، بحث تاریخی این مسئله و این که چگونه نگرش مرد سالارانه این استثنا را بدین مسیر انداخته و حق دو طرف را به یک طرف منحصر ساخته، از چارچوب این نوشتار بیرون است، اما آن چه که در بحث ما می گنجد آن است که آیا تنها مرد حق دارد به زن خود دروغ بگوید یا آن که زن نیز می تواند چنین رفتاری را در برابر شوهر خود انجام دهد. هر یک از این دو شق، نتایج مختلفی به بار می آورد، ولی قبل از پاسخ به این مسئله ببینیم که برداشت قدما و معاصران از این استثنا چه بوده است.

قرائت ها

تقریبا هیچ یک از عالمان گذشته، در اصل این استثنا و صحت آن تردیدی نکرده اند و پس از مسلم دانستن آن، به تحدید مراد از آن پرداخته اند. همان دیدگاه هایی که درباره دو مسئله گذشته وجود داشت، این جا نیز هست، از این رو آن ها را دیگر نقل نمی کنیم و به اشاره ای بسنده می نماییم.
1. کسانی بر آن بوده اند که عقل، حق اظهار نظر در این عرصه ندارد و قبح دروغ ذاتی نیست، بلکه شارع آن را حرام دانسته است و خود صلاح دیده که در مواردی آن را مجاز بشمارد، ما را جز پیروی و اطاعت، حقی نیست. والسلام.(434)
2. دیگرانی بر آن بوده اند که در این موارد، مقصود دروغ صریح نیست، بلکه مراد تعریض و توریه می باشد.(435)
حال ببینیم قرائت های مختلف از این مسئله چگونه است.

دروغ شامل حقوق زن و شوهر نمی شود

نکته ای که همگان بر آن تأکید کرده اند آن است که دروغ به همسر - به هر معنایی باشد - نباید حقی را ناحق کند یا موجب سقوط یکی از وظایف زن یا شوهر شود و یا باعث قطع نفقه زن گردد؛ بنابراین دروغ در محدوده تکالیف زن و مرد، جایی ندارد. ابن حجر عسقلانی می گوید: بر این مطلب اتفاق نظر است که مقصود از دروغ میان زن و شوهر، تنها در جایی است که حقی را از آن دو ساقط نکند.(436) نراقی نیز می گوید: هرگاه زن، چیزی از شوهر بخواهد که... بر او واجب نباشد...(437) و هبه الزحیلی نیز دروغ را جز در مورد نفقه و مصالح خانگی، جایز می شمارد.(438)
باری، برای زیر پا گذاشتن حقوق همسر یا از زیر بار وظایف شانه خالی کردن، نمی توان دروغ گفت. حال ببینیم که اساسا مقصود از دروغ به زن چیست.