فهرست کتاب


دروغ مصلحت آمیز، بحثی در مفهوم و گستره آن

سید حسن اسلامی‏

2. برای اصلاح، دروغ صریح مجاز نیست، بلکه تعریض و توریه مجاز می باشد

معتقدان به این دیدگاه می گویند شارعی که به شدت دروغ را ممنوع کرده، محال است که برای اموری از این دست دروغ گفتن را مجاز بشمارد. دروغ، یعنی خیانت کردن به دیگری و فریفتن او، و این کار در هیچ حالتی مجاز نمی باشد؛ پس آن چه مجاز شمرده شده، تعریض و توریه است، نه دروغ صریح؛ برای مثال اگر میان دو تن جنگ چون آتش باشد، می توانیم برای آشتی دادن آنان اقدام کنیم، اما لازم نیست که حتما دروغی ببافیم و میان آنها رد و بدل کنیم، بلکه کافی است برای آشتی دادن آن ها از جملات دوپهلو و تعبیرهای کنایی و کژتاب استفاده کنیم و به تدریج آن ها را به یکدیگر متمایل سازیم.(391)

3. برای اصلاح، نه دروغ صریح مجاز است و نه توریه و تعریض، بلکه مقصود سکوت در مورد پاره ای حقایق گزنده است

طبق این نظرگاه، ما به هیچ وجه مجاز نیستیم که برای اصلاح میان دو تن دروغ ببافیم، بلکه کافی است که سخنانی را که از هر یک بر ضد دیگری شنیده ایم مکتوم نگه داریم و از سخن چینی بپرهیزیم. اگر هم سخنی از یکی به سود دیگری شنیده باشیم، آن را منتقل کنیم و بدین ترتیب زمینه آشتی را فراهم نماییم. مهلب در تفسیر سخنان رسول خدا صلی الله علیه و آله همین دیدگاه را دنبال می کند و بر آن است که مقصود، بیان پاره ای خوبی ها و گفته های خوشایند دو طرف و سکوت در باب سخنان ناخوشایند می باشد.(392)
نووی نیز این نظر را به عالمان نسبت می دهد و می گوید: در این جا مقصود آن است که خوبی هایی را که انجام داده است بگوید و از نقل بدی ها خودداری کند. در این صورت دروغ نگفته است، چرا که دروغ گزارش دادن از چیزی به خلاف واقع آن است و این شخص مصلح، ساکت است و به شخص ساکت نیز قولی نسبت داده نمی شود.(393)
اینک برابر سه دیدگاه قرار داریم و باید یکی از آن ها را برگزینیم، اما قبل از گزینش ببینیم که اساسا چرا برای اصلاح میان مردم دروغ گفتن مجاز است؟

چرا دروغ گویی برای اصلاح مجاز است؟

گاه گفته می شود که اصلاح میان مردم، باعث دفع مفسده و از میان بردن شر است.(394) زمانی نیز علت جواز دروغ در چنین موردی را وجود ملال و فساد(395) میان دو تن یا دو گروه دانسته اند. عده ای نیز بر اهمیت یگانگی و وحدت مسلمانان تأکید کرده و گفته اند که چون اسلام برای صمیمیت میان مردم و یکپارچگی آنان اهمیت بسیاری قائل است، دروغ گفتن را برای رفع اختلاف مجاز شمرده، چرا که سود جامعه در آن است.(396) بعضی نیز کوشش می کنند تا معیار دقیق تری معین نمایند؛ برای مثال آیت الله مکارم شیرازی، بر آن است تا برای همه دروغ های مجاز ملاکی یگانه به دست دهد، از این رو چنین می نویسد: تمام موارد استثنا، در حقیقت به یک موضوع باز می گردد و آن این که دروغ، فقط به خاطر مصالح مهم تری که مفاسد آن را تحت الشعاع قرار می دهد، مجاز شود، البته این موضوع منحصر به مسئله صدق و کذب نیست، بلکه سایر محرمات مانند اکل میته... برای حفظ جان... جایز می گردد.(397)
بنابراین، سخن از رفع شر و فتنه و فساد است، لذا باید در حد ضرورت و صرفا به عنوان خوردن گوشت مردار به آن نگاه کرد و به گفته آیت الله مکارم شیرازی: تجویز کذب در این موارد مانند تجویز خوردن مردار است که به مقدار ضرورت باید اکتفا نمود.(398) آیت الله مهدوی کنی نیز در پی مشخص ساختن مصلحت، می گوید: در این جا مقصود از مصلحت، صلح و آشتی میان مومنان است، نه مصلحت شخصی و اغراض خصوصی.(399) پس دروغ برای اصلاح، مقید به ضرورت و رفع شر و محدود به مصلحت برای آشتی میان مومنان است، اما دیگران با این تفسیر موافق نیستند و دامنه اصلاح را بسی بیش تر از محدوده فوق می دانند.
مرحوم آیت الله صدر پس از نقل حدیثی از امام صادق علیه السلام درباره اصلاح میان مردم، این گونه نتیجه گیری می کند: از این کلام زرین، نکته ای استفاده می شود و آن این است که اصلاح، اختصاص به صورت اختلاف ندارد، بلکه مقصود از اصلاح، معنایی وسیع تر است و صورتی را می گیرد که میان دو تن هیچ گونه اختلافی نباشد، ولی یکی از آن دو چیزی درباره دیگری بگوید که اگر به گوش او برسد، ایجاد شکرآبی کند. در این جا نیز اسلام اجازه می دهد که سخنی برخلاف واقع گفته شود تا از پیدایش اختلاف جلوگیری کند.(400) بنابراین تفسیر، اساسا نه مسئله ضرورت مطرح می شود و نه دروغ به حدی محدود خواهد بود. کافی است سخنی بالقوه اختلاف انگیز باشد و کسانی را برنجاند. در آن صورت می توان دروغ گفت و این گونه دروغ گویی نه تنها ناپسند نیست، که پسندیده و مایه ثواب می باشد.
در این جا ما به دو قرائت در باب دروغ گویی برای اصلاح میان مردم می رسیم:
یکی آن که ضرورت ایجاب می کند برای اصلاح دروغ گفته شود؛ دیگر آن که اساسا هماهنگی و یکنواختی جامعه مطلوب شارع است و اسلام نه تنها برای رفع اختلاف اجازه دروغ گفتن را می دهد، که برای پیش گیری از آن نیز دروغ را مجاز می شمارد، البته می توان به گونه ای قرائت دوم را نیز به قرائت اول تحویل برد و گفت که حفظ وحدت و پرهیز از اختلاف ضروری است و مقدمه ضروری نیز ضروری می باشد؛ در نتیجه از میان بدن مقدمات اختلاف و زمینه های آن و نابود کردن بستر ستیز و نزاع و... ضروری است؛ پس دروغ در این عرصه ضروری خواهد بود.
دیدگاهی نیز بر آن است که موارد دروغ مجاز، بر اثر نص شارع مجاز شمرده شده است و عقل در این میان حق داوری ندارد، از این رو ما باید دو نکته را در این جا روشن کنیم: یکی از آن که دروغ گویی برای اصلاح چه ضرورتی دارد؟ و دیگر آن که شارع در این زمینه مشخصا چه چیز را مجاز دانسته است؟