فهرست کتاب


دروغ مصلحت آمیز، بحثی در مفهوم و گستره آن

سید حسن اسلامی‏

1.برای اصلاح، دروغ صریح مجاز است

این دیدگاه اظهار می دارد که رسول خدا صلی الله علیه و آله به صراحت در مواردی، از جمله برای اصلاح، دروغ گفتن را مجاز دانسته و دیگر تردید در اباحه آن نیست. سخنان آیت الله مهدوی کنی و مرحوم نراقی موید این نظر می باشد. نووی پس از نقل حدیث ام کلثوم، می گوید: این حدیث به صراحت دروغ گویی برای مصلحت را مباح می شمارد.(386) البته او در جایی دیگر، تعرض را اولی می داند و آن را در درجه اول می نهد.(387)
علی بن سلطان قاری نیز، در تفسیر این مورد می نویسد که مقصود آن است از یکی چیزهای خوشایندی را که او نگفته، برای دیگری نقل کند و مقصودش از این کار آشتی دادن آن دو باشد.(388)
خطیب تبریزی نیز، به دروغ بافی در این مورد تصریح می کند و آن را مجاز می شمارد.(389)
دروغ ممنوع آن است که مصلحتی نداشته و بی فایده باشد یا زیانی برساند؛(390) پس هر نوع دروغی برای اصلاح میان مردم جایز است.

2. برای اصلاح، دروغ صریح مجاز نیست، بلکه تعریض و توریه مجاز می باشد

معتقدان به این دیدگاه می گویند شارعی که به شدت دروغ را ممنوع کرده، محال است که برای اموری از این دست دروغ گفتن را مجاز بشمارد. دروغ، یعنی خیانت کردن به دیگری و فریفتن او، و این کار در هیچ حالتی مجاز نمی باشد؛ پس آن چه مجاز شمرده شده، تعریض و توریه است، نه دروغ صریح؛ برای مثال اگر میان دو تن جنگ چون آتش باشد، می توانیم برای آشتی دادن آنان اقدام کنیم، اما لازم نیست که حتما دروغی ببافیم و میان آنها رد و بدل کنیم، بلکه کافی است برای آشتی دادن آن ها از جملات دوپهلو و تعبیرهای کنایی و کژتاب استفاده کنیم و به تدریج آن ها را به یکدیگر متمایل سازیم.(391)

3. برای اصلاح، نه دروغ صریح مجاز است و نه توریه و تعریض، بلکه مقصود سکوت در مورد پاره ای حقایق گزنده است

طبق این نظرگاه، ما به هیچ وجه مجاز نیستیم که برای اصلاح میان دو تن دروغ ببافیم، بلکه کافی است که سخنانی را که از هر یک بر ضد دیگری شنیده ایم مکتوم نگه داریم و از سخن چینی بپرهیزیم. اگر هم سخنی از یکی به سود دیگری شنیده باشیم، آن را منتقل کنیم و بدین ترتیب زمینه آشتی را فراهم نماییم. مهلب در تفسیر سخنان رسول خدا صلی الله علیه و آله همین دیدگاه را دنبال می کند و بر آن است که مقصود، بیان پاره ای خوبی ها و گفته های خوشایند دو طرف و سکوت در باب سخنان ناخوشایند می باشد.(392)
نووی نیز این نظر را به عالمان نسبت می دهد و می گوید: در این جا مقصود آن است که خوبی هایی را که انجام داده است بگوید و از نقل بدی ها خودداری کند. در این صورت دروغ نگفته است، چرا که دروغ گزارش دادن از چیزی به خلاف واقع آن است و این شخص مصلح، ساکت است و به شخص ساکت نیز قولی نسبت داده نمی شود.(393)
اینک برابر سه دیدگاه قرار داریم و باید یکی از آن ها را برگزینیم، اما قبل از گزینش ببینیم که اساسا چرا برای اصلاح میان مردم دروغ گفتن مجاز است؟