فهرست کتاب


دروغ مصلحت آمیز، بحثی در مفهوم و گستره آن

سید حسن اسلامی‏

دیدگاه ها

حال آیا ببینیم برداشت همگان از این مسئله یک سان است یا خیر؟ در این مسئله نیز مانند مسئله پیش چندین دیدگاه وجود دارد. دیدگاه غالب آن است که ظاهر الفاظ، اباحه و مقصود، دروغ صریح و حقیقت کذب می باشد. بعضی بر آن هستند که مقصود از دروغ، توریه و تعریض است، نه دروغ گفتن صریح. گروه سومی معتقدند که اساسا در این جا مقصود، دروغ گفتن نیست، بلکه مراد کتمان حقایق تلخ می باشد؛ پس در این جا با سه دیدگاه مواجه هستیم:
1. برای اصلاح، دروغ صریح مجاز است؛
2. جهت این منظور، دروغ صریح مجاز نمی باشد، بلکه تعریض و توریه جایز است؛
3. برای اصلاح، نه دروغ صریح مجاز است و نه توریه و تعریض، بلکه مقصود سکوت در مورد پاره ای حقایق گزنده است.

1.برای اصلاح، دروغ صریح مجاز است

این دیدگاه اظهار می دارد که رسول خدا صلی الله علیه و آله به صراحت در مواردی، از جمله برای اصلاح، دروغ گفتن را مجاز دانسته و دیگر تردید در اباحه آن نیست. سخنان آیت الله مهدوی کنی و مرحوم نراقی موید این نظر می باشد. نووی پس از نقل حدیث ام کلثوم، می گوید: این حدیث به صراحت دروغ گویی برای مصلحت را مباح می شمارد.(386) البته او در جایی دیگر، تعرض را اولی می داند و آن را در درجه اول می نهد.(387)
علی بن سلطان قاری نیز، در تفسیر این مورد می نویسد که مقصود آن است از یکی چیزهای خوشایندی را که او نگفته، برای دیگری نقل کند و مقصودش از این کار آشتی دادن آن دو باشد.(388)
خطیب تبریزی نیز، به دروغ بافی در این مورد تصریح می کند و آن را مجاز می شمارد.(389)
دروغ ممنوع آن است که مصلحتی نداشته و بی فایده باشد یا زیانی برساند؛(390) پس هر نوع دروغی برای اصلاح میان مردم جایز است.

2. برای اصلاح، دروغ صریح مجاز نیست، بلکه تعریض و توریه مجاز می باشد

معتقدان به این دیدگاه می گویند شارعی که به شدت دروغ را ممنوع کرده، محال است که برای اموری از این دست دروغ گفتن را مجاز بشمارد. دروغ، یعنی خیانت کردن به دیگری و فریفتن او، و این کار در هیچ حالتی مجاز نمی باشد؛ پس آن چه مجاز شمرده شده، تعریض و توریه است، نه دروغ صریح؛ برای مثال اگر میان دو تن جنگ چون آتش باشد، می توانیم برای آشتی دادن آنان اقدام کنیم، اما لازم نیست که حتما دروغی ببافیم و میان آنها رد و بدل کنیم، بلکه کافی است برای آشتی دادن آن ها از جملات دوپهلو و تعبیرهای کنایی و کژتاب استفاده کنیم و به تدریج آن ها را به یکدیگر متمایل سازیم.(391)