فهرست کتاب


دروغ مصلحت آمیز، بحثی در مفهوم و گستره آن

سید حسن اسلامی‏

تفسیرها

عموما از این روایات چنین استنباط کرده اند که هرگاه میان دو تن یا دو گروه اختلاف و نقاری بود، شخص اصلاح گر می تواند دروغ هایی به سود دو طرف ببافد و نزد هر یک رفته به او بگوید: فلانی یا فلان گروه از شما تعریف و تمجید می کرد و... و بدین ترتیب میان آن ها الفت ایجاد کند و آنان را به یکدیگر متمایل سازد. آیت الله کنی در این مورد می گوید: یکی از موارد استثنا، اصلاح میان مردم است؛ یعنی در صورتی که انسان برای ایجاد الفت و محبت و رفع کینه و کدورت دروغ بگوید و بدین وسیله میان آن ها صلح و صفا و صمیمیت برقرار کند، دروغ حرام نیست؛ مثلا اگر دو نفر یا دو گروه با یکدیگر قهر باشند، پیش یکی از آن ها رفته و از قول دیگری بگوید که فلانی تعریف و تمجید شما را می کرد و از این که با شما قهر کرده اظهار ناراحتی می نمود و به نظر من او مایل است که با شما آشتی کند و... این گونه دروغ ها گذشته از این که حرام نیست، پسندیده نیز هست و رسول خدا صلی الله علیه و آله و ائمه معصومین علیهم السلام آن را تحسین و بر آن تأکید کرده اند.(384)
حال سوالی پیش می آید. آیا دروغ برای اصلاح، تنها شامل حال دیگران می شود یا آن که شخص مصلح را نیز دربر می گیرد؟ به تعبیر دیگر آیا اگر کسی با دیگری اختلاف داشت و با او قهر بود، می تواند دروغ هایی سرهم کند، برای آشتی پیش قدم شود و با دروغ گویی به مخاطب او را به خود متمایل سازد و با او آشتی کند؟ پاسخ مرحوم نراقی به این پرسش مثبت است. او می گوید: اگر کسی مکدر شده باشد و رفع آن موقوف باشد به انکار سخنی که گفته باشی یا عملی که کرده باشی، جایز است انکار آن.(385)
نتیجه این برداشت آن است که همواره می توان برای دروغ گفتن محملی یافت، چرا که در این جا معیار، ضرورت نیست، بلکه - به تعبیر مرحوم نراقی - هرجا ملال و فسادی باشد و هرگاه میان دو تن اختلاف باشد، آسان ترین و مشروع ترین راه، دروغ گفتن است و این حکم به هیچ قیدی مقید نمی باشد.

دیدگاه ها

حال آیا ببینیم برداشت همگان از این مسئله یک سان است یا خیر؟ در این مسئله نیز مانند مسئله پیش چندین دیدگاه وجود دارد. دیدگاه غالب آن است که ظاهر الفاظ، اباحه و مقصود، دروغ صریح و حقیقت کذب می باشد. بعضی بر آن هستند که مقصود از دروغ، توریه و تعریض است، نه دروغ گفتن صریح. گروه سومی معتقدند که اساسا در این جا مقصود، دروغ گفتن نیست، بلکه مراد کتمان حقایق تلخ می باشد؛ پس در این جا با سه دیدگاه مواجه هستیم:
1. برای اصلاح، دروغ صریح مجاز است؛
2. جهت این منظور، دروغ صریح مجاز نمی باشد، بلکه تعریض و توریه جایز است؛
3. برای اصلاح، نه دروغ صریح مجاز است و نه توریه و تعریض، بلکه مقصود سکوت در مورد پاره ای حقایق گزنده است.

1.برای اصلاح، دروغ صریح مجاز است

این دیدگاه اظهار می دارد که رسول خدا صلی الله علیه و آله به صراحت در مواردی، از جمله برای اصلاح، دروغ گفتن را مجاز دانسته و دیگر تردید در اباحه آن نیست. سخنان آیت الله مهدوی کنی و مرحوم نراقی موید این نظر می باشد. نووی پس از نقل حدیث ام کلثوم، می گوید: این حدیث به صراحت دروغ گویی برای مصلحت را مباح می شمارد.(386) البته او در جایی دیگر، تعرض را اولی می داند و آن را در درجه اول می نهد.(387)
علی بن سلطان قاری نیز، در تفسیر این مورد می نویسد که مقصود آن است از یکی چیزهای خوشایندی را که او نگفته، برای دیگری نقل کند و مقصودش از این کار آشتی دادن آن دو باشد.(388)
خطیب تبریزی نیز، به دروغ بافی در این مورد تصریح می کند و آن را مجاز می شمارد.(389)
دروغ ممنوع آن است که مصلحتی نداشته و بی فایده باشد یا زیانی برساند؛(390) پس هر نوع دروغی برای اصلاح میان مردم جایز است.