فهرست کتاب


دروغ مصلحت آمیز، بحثی در مفهوم و گستره آن

سید حسن اسلامی‏

دروغ در جنگ، به معنای اصطلاحی نیست

عده ای در بیان مقصود از دروغ در جنگ تا آن جا پیش رفته اند که گفته اند، اساسا آن چه دروغ در جنگ خوانده می شود، به معنای دروغ گویی نیست، بلکه مقصود چیز دیگری است.
محمد بن حسن شیبانی، فقیه بزرگ حنفی مذهب، پس از گشودن بابی تحت عنوان الحرب خدعة و نقل حدیثی در این باب، می گوید که پاره ای از عالمان، ظاهر این حدیث را ملاک قرار داده و گفته اند که دروغ در این حالت مجاز است، اما خود بر آن است که مقصود دروغ محض نیست، بلکه مراد به کار بستن تعریض و کنایه در این حالت است. آن گاه موارد متعددی از این گونه تعریض ها را در حالت جنگ نقل می کند؛ مانند نیرنگی که امام علی علیه السلام به عمرو بن عبدود در جنگ خندق زد و او را از پای درآورد. پس از نقل موارد گوناگون از این دست، به این نتیجه می رسد که به کار بستن نیرنگ های جنگی و دشمن فریبی در حالت جنگ مجاز است.(365)
درباره این که در حالت جنگ می توان حقیقتا دروغ گفت یا باید دست به تعریض زد، میان اهل سنت دیدگاه های مختلفی است. نووی می گوید که در این جا ظاهر روایت آن است که واقعا می توان دروغ گفت، اما تعریض برتر است ابوبکر ابن عربی (فقیه)، گفته است که دروغ در جنگ به نص، مستثنا و جایز دانسته شده است، چرا که مسلمانان بدان نیازمند هستند و عقل را در این مجال راهی نیست. مهلب بر آن است که در این موارد می توان نیرنگ زد، اما حقیقتا دروغ نمی توان گفت و آن گاه می گوید: در هیچ کجای دین اصلا نمی توان دروغ گفت.(366)
اگر بخواهیم دیدگاه ها را در این زمینه جمع بندی کنیم، به این نتیجه می رسیم که دروغ در حالت جنگ مجاز است. دروغ در این حالت، انواع نیرنگ های سیاسی و نظامی و تاکتیک های جنگی را شامل می شود، اما آن جا که سخن از امان دادن به میان می آید، چون دیگر حالت جنگی از میان رفته و زمینه صلح فراهم آمده است، دروغ مجاز نمی باشد، چرا که اصل بر حرمت فریب کاری است؛ مگر آن که دلیل خاصی داشته باشیم، که در این جا موجود نیست.

چرا دروغ در جنگ مجاز است؟

همه فقیهان و عالمان، نوعی نیرنگ را در جنگ پذیرفته اند. اساساً بخشی از جنگ براساس نیرنگ و فریفتن یکدیگر استوار است و آن چه از طریق نیرنگ حاصل می شود، از راه رویارویی مستقیم به دست نمی آید. بسیار خوانده و شنیده ایم که جنگ های فرسایشی و بی حاصل به همت یک نیرنگ و تاکتیکی حساب شده، به نتیجه رسیده است. مثال کلاسیک این مسئله، جنگ مردم آتن با ساکنان شهر تروا است. این جنگ ده ساله و بی حاصل، با یک نیرنگ به سود مردم آتن تمام شد. آنان به نشان صلح و دست کشیدن از جنگ، اسب چوبی بزرگی را کنار دروازه شهر تروا گذاشتند و خود عقب نشینی کردند. مردم تروا، آن اسب را به داخل شهر بردند و پیروزی خود را جشن گرفتند. نیمه شب، جنگاورانی که در شکم آن اسب چوبی پنهان شده بودند، بیرون آمدند و دروازه را گشودند و به سادگی شهر را تسخیر کردند.
تصور جنگ بی نیرنگ، ممکن نیست. همه جنگ ها سرشار از نیرنگ های تازه و مکرر بوده اند و گاه یک نیرنگ قدیمی، صدها سال هم چنان کاربرد خود را حفظ کرده است، از این رو بخشی از آموزش فرماندهان ستاد به تاکتیک ها و ترفندها و فن فریفتن دشمن اختصاص دارد. مجله الحرس الوطنی که در عربستان منتشر می شود، گزارش هایی از پیشینه، کارکرد و انواع ترفندها و حیله های جنگی به استناد تاریخ جنگ های اسلامی می آورد که خواندنی است.(367)
در هر صورت جنگ بی نیرنگ، مانند جنگ بی سلاح است، به همین خاطر یا باید یک سره دست از جنگ شست و یا آن که آماده نیرنگ زدن و نیرنگ خوردن بود. در مواجهه با این واقعیت چون هیچ ملتی - هر چند صلح طلب باشد - نمی توان گاه از جنگ بپرهیزد، ضرورت نیرنگ بازی آشکار می شود. حال بی آنکه بخواهیم در باب ضرورت جنگ صحبت کنیم و با قبول اصل لزوم نیرنگ در جنگ، ببینم چرا دروغ در جنگ مجاز است؟

دیدگاه ها

با تأمل در آن چه در این باب گفته شده است، به چهار دیدگاه می رسیم:
1. دروغ تعبدا در جنگ مجاز است؛
2. دروغ از سر ضرورت در جنگ مجاز می باشد؛
3. دروغ در جنگ مجاز نیست، نیرنگ مجاز می باشد؛
4. اساسا در جنگ، مفهوم دروغ منتفی است.