فهرست کتاب


دروغ مصلحت آمیز، بحثی در مفهوم و گستره آن

سید حسن اسلامی‏

تفسیرها

این که در جنگ می توان دروغ گفت، امر مسلمی است و هیچ کس در آن تردید ندارد. محدثان و راویان تنها کوشیده اند حدود، ثغور و معنای دروغ در جنگ را روشن کنند.

دروغ تنها در حالت جنگی مجاز است

همه بر این نکته اتفاق نظر دارند که دروغ تا زمانی مجاز است که مسلمانان با طرف نزاع در حال جنگ باشند و آتش جنگ فرو ننشیند، از این رو در حالت متارکه یا مهادنه و یا صلح با دشمن، نمی توان به او دروغ گفت. نکته دیگر آن است که دروغی که گفته می شود، در باب صلح و امان دادن به دشمن نباشد. به بیان دیگر نمی توان به دروغ به دشمن پیشنهاد صلح کرد یا به او امان داد و آن گاه او را فریفت؛ یعنی حوزه و محدوده دروغ، به شیوه ها و تاکتیک های جنگی منحصر است، از این رو جامعان حدیثی، گاه بابی گشوده اند با عنوان تحریم الغدر ولو شیئا یسیرا؛ حرام شمردن نیرنگ گرچه اندک باشد و طی آن بحث کرده اند که حتی به دشمن نمی توان نیرنگ زد. در این مورد از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل کرده اند که فرمود: من کان بینه و بین قوم عهد فلا یحلن عهدا و لا یشدنه حتی یمضی أمده أو ینبذ الیهم علی سواء؛ هر کس با گروهی پیمان بسته است، نه پیمان را بگسلد و نه استوار کند (هیچ اقدامی برخلاف مفاد پیمان نکند) تا آن که مدت آن به سرآید یا آنان را از بی اثر شدن آن پیمان آگاه کند.(358)
این آموزه قرآن کریم است که هرگاه با دشمن عهدی بسته شد، مسلمانان ملزم هستند که آن را تا پایان مدتش نگه دارند و هیچ قدمی برخلاف آن بر ندارند، اما این پای بندی مشروط به آن است که دشمن نیز پای بند مفاد پیمان باشد و در جهت گسستن آن حرکتی نکند. قرآن کریم، این پای بندی را نشانه تقوا می شمارد،(359) اما اگر مسلمانان با دشمنان پیمانی بستند و آنان برخلاف مفاد آن عمل کردند و در حقیقت پیمان شکنی کردند، آن پیمان عملا بی اثر شده است و مسلمانان دیگر ملزم نیستند که یک طرفه پیمان را نگه دارند؛ با این حال نمی توانند بی آن که دشمن را خبردار کنند، پیمان را ندیده بگیرند، بلکه باید به آنان اعلام نمایند که از این پس، آن پیمان ارزشی ندارد و آنان پای بند آن نیستند. خداوند متعال می فرماید: و اما تخافن من قوم خیانة فانبذ الیهم علی سواء ان الله لا یحب الخائنین؛ اگر می دانی که گروهی در پیمان خیانت می ورزند، به آنان اعلام کن که همانند خودشان عمل خواهی کرد، زیرا خدا خائنان را دوست ندارد.(360)
بدین ترتیب پای بندی به پیمان نشانه تقوا و پیمان شکنی نشان خیانت است که مسلمانان از آن دور هستند و برای آن که بدان موسوم نشوند، یک طرفه پیمانی را نمی شکنند؛ مگر آن که طرف مقابل در این جهت اقدامی کند یا خود به طرف مقابل اعلام کنند که از این پس پای بند مفاد آن پیمان نخواهند بود.(361) در این باب تصریح کرده اند که مجاز بودن دروغ، مشروط به آن است که پیمان شکنی یا نقض امان نباشد. در این مورد نووی می گوید: فقیهان اتفاق نظر دارند بر این که فریفتن کافران به هر شکل که ممکن باشد، جایز است؛ مگر آن که پای پیمان یا امان شکستن در میان آید که در این صورت جایز نیست.(362)
عسقلانی نیز از ابن بطال نقل می کند که در این باب از استادش سوال کرد و او پاسخ داد که دروغ مجاز در جنگ، تصریح به امان دادن را شامل نمی شود، از این رو نمی توان به دروغ به دشمن گفت که به شما امان می دهیم و چون تسلیم شدند، آن امان را نادیده بینگاریم و عمل خود را دروغ مجاز به شمار آوریم.(363) اقوال دیگر نیز، نزدیک به همین مطلب است؛ در نتیجه می توان گفت آن چه دروغ مجاز شمرده شده است، دروغ در جنگ می باشد، نه دروغ به دشمنان. ما قاعده خاصی نداریم که دروغ به دشمن را - به عنوان دشمن - مجاز بشمارد. قواعد عام پای بندی به پیمان، وفاداری، صداقت و پرهیز از خیانت، این مورد را نیز شامل می شود و نمی توان به دشمن - چون دشمن است - دروغ گفت، بلکه تنها در حالت جنگی و در معرکه جنگ جایز است.
نکته دیگر آن است که دروغ در جنگ، به همان مسائل جنگی و پیش بردن آن محدود است و مسائل دیگر و خارج از میدان جنگ را شامل نمی شود. به تعبیر دیگر تا هنگامی که در حالت جنگی قرار داریم و دو طرف مسلحانه در پی نابودی یکدیگرند، می توان دروغ گفت، اما آن جا که مسائل فراجنگی یا غیر جنگی پیش می آید و سخن از دیپلماسی و گفت و گو در پشت میز مذاکره به میان کشیده می شود، دیگر نمی توان از دروغ استفاده کرد؛ برای مثال نمی توان به دشمنان به دروغ امان نامه داد و چون تسلیم شدند، آنان را از بین برد. این دیگر دروغ در جنگ نیست، بلکه خیانت است و خدا عاملان آن را دوست ندارد. ابن المنیر می نویسد: معنای جنگ نیرنگ است آن است که جنگ خوب برای جنگاوران - که کاملا به نتیجه اش می رسد - جنگی است که مبتنی بر فریب کاری باشد، نه رویارویی مسلحانه، چرا که رویارویی خطرخیز است؛ حال آن که پیروزی، با فریب کاری بی خطر، ممکن است.(364)
خلاصه آن که دروغ در جنگ، به حالت جنگ منحصر است و به ترفندها و تاکتیک های جنگی اختصاص دارد. حال این پرسش پیش می آید که مقصود از دروغ در جنگ چیست؟

دروغ در جنگ، به معنای اصطلاحی نیست

عده ای در بیان مقصود از دروغ در جنگ تا آن جا پیش رفته اند که گفته اند، اساسا آن چه دروغ در جنگ خوانده می شود، به معنای دروغ گویی نیست، بلکه مقصود چیز دیگری است.
محمد بن حسن شیبانی، فقیه بزرگ حنفی مذهب، پس از گشودن بابی تحت عنوان الحرب خدعة و نقل حدیثی در این باب، می گوید که پاره ای از عالمان، ظاهر این حدیث را ملاک قرار داده و گفته اند که دروغ در این حالت مجاز است، اما خود بر آن است که مقصود دروغ محض نیست، بلکه مراد به کار بستن تعریض و کنایه در این حالت است. آن گاه موارد متعددی از این گونه تعریض ها را در حالت جنگ نقل می کند؛ مانند نیرنگی که امام علی علیه السلام به عمرو بن عبدود در جنگ خندق زد و او را از پای درآورد. پس از نقل موارد گوناگون از این دست، به این نتیجه می رسد که به کار بستن نیرنگ های جنگی و دشمن فریبی در حالت جنگ مجاز است.(365)
درباره این که در حالت جنگ می توان حقیقتا دروغ گفت یا باید دست به تعریض زد، میان اهل سنت دیدگاه های مختلفی است. نووی می گوید که در این جا ظاهر روایت آن است که واقعا می توان دروغ گفت، اما تعریض برتر است ابوبکر ابن عربی (فقیه)، گفته است که دروغ در جنگ به نص، مستثنا و جایز دانسته شده است، چرا که مسلمانان بدان نیازمند هستند و عقل را در این مجال راهی نیست. مهلب بر آن است که در این موارد می توان نیرنگ زد، اما حقیقتا دروغ نمی توان گفت و آن گاه می گوید: در هیچ کجای دین اصلا نمی توان دروغ گفت.(366)
اگر بخواهیم دیدگاه ها را در این زمینه جمع بندی کنیم، به این نتیجه می رسیم که دروغ در حالت جنگ مجاز است. دروغ در این حالت، انواع نیرنگ های سیاسی و نظامی و تاکتیک های جنگی را شامل می شود، اما آن جا که سخن از امان دادن به میان می آید، چون دیگر حالت جنگی از میان رفته و زمینه صلح فراهم آمده است، دروغ مجاز نمی باشد، چرا که اصل بر حرمت فریب کاری است؛ مگر آن که دلیل خاصی داشته باشیم، که در این جا موجود نیست.