فهرست کتاب


دروغ مصلحت آمیز، بحثی در مفهوم و گستره آن

سید حسن اسلامی‏

بخش دوم: بررسی های موردی

بخش اول به مباحث نظری دروغ اختصاص داشت. در آن بخش با دروغ از دیدگاه روایات، تعاریف دروغ، ماهیت آن، دروغ مصلحت آمیز و معیاری که براساس آن بتوان دروغ های مجاز را باز شناخت آشنا شدیم و کوشیدیم چشم اندازی از این مسئله به دست دهیم و جنبه های نظری آن را بکاویم و تبیین کنیم، اما آن چه بیش تر ذهن کسان و حتی متون اخلاقی ما را مشغول کرده، مسئله موارد دروغ مجاز است. غالبا با دروغ هایی رویاروی می شویم که آن ها را جزو دروغ مصلحت آمیز طبقه بندی می کنیم و مجازشان می شماریم. این موارد بسیار هستند و اگر کسی بخواهد همه آنها را برشمارد، مانند کسی است که بخواهد باد را در قفس کند و یا خشت بر آب زند.
با این همه پاره ای از دروغ ها معروف تر می باشند و تقریبا در فرهنگ دینی به طور قطع از نمونه های دروغ مصلحت آمیز به شمار می روند. برخی از این گونه دروغ ها به روایات مستنداند و پاره ای را عالمان اخلاق یا مدعیان اخلاق به آن ها افزوده اند.
بدون طرح و بررسی این موارد، بحث ما ناقص خواهد بود، از این رو بخش دوم را به بررسی های موردی دروغ اختصاص می دهیم.
در این بخش دروغ هایی که مجاز بودنشان به روایات مستند است و هم چنین دروغ هایی را که براساس وحدت ملاک یا اولویت به دروغ های منصوص ملحق شده اند بررسی می کنیم. بدین ترتیب این دروغ ها را بررسی خواهیم کرد: دروغ در جنگ، دروغ برای اصلاح؛ دروغ به زن، کودکان، بیماران دم مرگ؛ دروغ برای مصالح دینی، سیاسی و دروغ های بی ضرر. در هر فصل یکی از این دروغ ها را طرح و دلایل و دلالت های آن را تجزیه و تحلیل می کنیم و می کوشیم در هر مورد نتیجه ای را که بدان رسیده ایم بیان کنیم.

فصل اول: دروغ در جنگ

روشن است که از سترگ ترین کارها در دنیا، جنگ و صلح است و در این دو گریزی از دروغ نیست، چرا که جنگ به گفته رسول خدا صلی الله علیه و آله، نیرنگ است.(342)
مجاز بودن دروغ در جنگ، از مسلمات نظام اخلاق اسلامی است و هیچ کس در اصل آن تردید نکرده. فقیهان، محدثان و عالمان اخلاق غالبا طی بابی تحت عنوان الکذب فی الحرب احادیث و اقوال مربوط را گرد آورده و درباره مفهوم و دامنه آن بحث نموده اند، البته پاره ای از آنان مانند طبری، درباره مقصود از دروغ در جنگ مناقشاتی نیز کرده اند. در این جا نخست دلایل این حکم را می آوریم و سپس درباره مفاد آن ها بحث و نتیجه گیری می کنیم.

روایات

از طرق شیعه و اهل سنت روایات بسیاری از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده است که ایشان در مواردی از جمله جنگ، دروغ را روا شمرده اند. الفاظ پاره ای از این احادیث با یکدیگر اختلاف دارند، اما مضمون همه آن ها یکی است و همه مسلمانان بر صحت آن ها اجماع دارند. پاره ای از این روایات به شرح زیر است:
1. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: الحرب خدعة؛ جنگ نیرنگ است.(343) این حدیث از مسلمات فقه و اخلاق می باشد و کسان بسیاری - از جمله امام علی علیه السلام - آن را از ایشان نقل کرده اند، هم چنین عده ای آن را به خود امام نسبت می دهند؛ برای مثال طبری صفحاتی چند را به نقل این حدیث، اسناد و معانی آن اختصاص می دهد و به تفصیل جنبه های گوناگون این حدیث را بررسی می کند.(344) در هر صورت این حدیث را متواتر یا در حد آن شمرده اند و سندهای متعددی برای آن ذکر کرده اند.(345)
در مورد تعبیر خدعة و تلفظ آن سه وجه آن گفته اند. خدعة (به فتح) صحیح تر است، لیکن تلفظ با ضمه شهرت بیش تری دارد، اما آن چه مهم تر است، معنای این جمله است. قاری در مرقاة المفاتیح حدود یک صفحه درباره وجوه گوناگون و معانی این حدیث بحث می کند، که خواندنی است، اما از بحث ما بیرون است.(346)
معنای این حدیث از طریق احادیث مشابه یا متنی که این حدیث در آن قرار دارد، بهتر فهمیده می شود. حاصل معنای این گونه روایات آن است که جنگ، عرصه نیرنگ باختن است و رزمندگان مسلمان می توانند تا زمانی که آتش جنگ برافروخته است، آن چه می خواهند بکنند؛ برای مثال هرگاه رسول خدا صلی الله علیه و آله عازم جنگی می شد، چنان وانمود می کرد که می خواهد مسیر دیگری را بپیماید و می فرمود: الحرب خدعة.(347) هم چنین در جریان پیمان شکنی بنی قریضه و خیانت آنان، به نعیم بن مسعود فرمود: خذل عنا، فان الحرب خدعة؛ دیگران را از گرد ما پراکنده ساز که جنگ، نیرنگ است.(348)
در حدیث دیگری می خوانیم چون جنگ احزاب درگرفت و امام علی علیه السلام به مصاف عمرو بن عبدود رفت، به او گفت: ای عمرو! تو جنگاور عرب هستی. آیا برایت کافی نبود که من به جنگت آمدم که دیگری را بر ضد من به یاری خواسته ای؟ عمرو به پشت سر خود نگریست تا ببیند چه کسی به یاری او آمده است و حضرت از یک لحظه غفلت او استفاده کرد با شمشیر هر دو پای او را قطع کرد... و چون با شمشیر خون چکان نزد رسول خدا علیه السلام بازگشت، حضرت به او فرمود: ای علی! به او نیرنگ زدی؟ پاسخ داد: ای رسول خدا، آری. جنگ، نیرنگ است.(349)
این مضمون بارها و بارها در موارد مشابهی رخ می دهد و به تدریج تصویر دقیق تری از معنای آن به دست می دهد. حال دومین حدیث رسول خدا صلی الله علیه و آله را نقل می کنیم که در شهرت، کمی از این یک ندارد.
2. ام کلثوم بنت عقبة بن ابی معیط از رسول خدا صلی الله علیه و آله چنین نقل می کند: لم أسمعه یرخص فی شی ء مما یقول الناس کذبا الا ثلاث: الحرب و الاصلاح بین الناس و حدیث الرجل امرأته و حدیث المرأه زوجها؛ نشنیدم که ایشان از مواردی که مردم در آنها دروغ می گویند، جز سه مورد را مجاز شمرده باشد: در جنگ، برای اصلاح میان مردم و سخن شوهر به زن خویش و سخن زن به شوهر خود.(350)
جالب این است که از ام کلثوم بنت عقبه، تنها یک روایت در صحیحین (صحیح بخاری و صحیح مسلم) آمده که همین حدیث است و همه محدثان و عالمان اخلاق آن را قبول کرده اند و آن را در کتاب های خود آورده و شرح و تفسیر نموده اند.
این حدیث برخلاف شهرتش، با الفاظ متفاوتی نقل شده است. گاه به نظر می رسد که این سه مورد را رسول خدا صلی الله علیه و آله معین ساخته و گاه الفاظ روایت به گونه ای است که گویا ام کلثوم از سخنان حضرت چنین دریافته است که در این سه مورد دروغ رواست و در نتیجه این الفاظ از اوست؛ برای مثال شارح ریاض الصالحین هنگام نقل این حدیث و شرح آن می گوید که مقصود ام کلثوم از سه مورد: جنگ و... است؛(351) با این حال این حدیث را همه شیعه و اهل سنت قبول کرده اند و به گفته مرحوم مجلسی، مضمون آن متفق علیه فریقین است.(352)
تقریبا همه محدثان اهل سنت این حدیث را نقل کرده و مضمون آن را پذیرفته اند، از جمله: بخاری، احمد حنبل، مسلم، ابو داود، ترمذی، طیالسی، عبدالرزاق، ابن حبان، طبرانی و بیهقی،(353) هم چنین در کتاب المجالسة و جواهر العلم طی سه صفحه بیش از پنجاه منبع - که این حدیث در آن آمده - معرفی شده است.(354)
همین حدیث را دیگران با این الفاظ از ام کلثوم نقل می کنند ما سمعت رسول الله یرخص فی شی ء من الکذب الا فی ثلاث، کان رسول الله یقول: لا أعده کاذبا الرجل یصلح بین اثنین یقول القول لا یرید به الا الاصلاح و الرجل یقول القول فی الحرب و الرجل یحدث امرأته و المرأة تحدث زوجها؛ نشنیدم رسول خدا چیزی از دروغ را مجاز شمرد؛ مگر در سه مورد: رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرمود: دروغ گویش نمی شمارم، مردی را که میان دو تن آشتی برقرار می کند و سخنی می گوید که از آن جز اصلاح مقصودی ندارد و کسی که در جنگ سخن می گوید و مردی که با زن خود سخن می گوید و زنی که با شوهر خود تکلم می کند.(355)
اگر دقت کنیم، در این حدیث تنها مضمون، ثابت است و تقریبا بیش تر الفاظ این حدیث با حدیث قبل متفاوت می باشد و تعابیر به کار رفته در آن چندان واضح نیست که مجددا به آن خواهیم پرداخت.
دیگران نیز احادیثی با همین مضمون از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل کرده اند، که بعضی تنها دو نوع دروغ را مجاز دانسته اند، اما این حدیث از شهرت بیش تری برخوردار است، از این رو همین روایت را مبنای بحث خود قرار می دهیم، اما پیش از تحلیل این حدیث، اشاره ای به شخصیت ام کلثوم مناسب است.
ام کلثوم، خواهر مادری عثمان بن عفان است که در آغاز بعثت به پیامبر صلی الله علیه و آله ایمان آورد و در سال هفتم بعثت به حبشه هجرت کرد. گویند او نخستین زن قرشی بود که با پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بیعت کرد. ابتدا با زید بن حارثه ازدواج نمود و پس از شهادت او در جنگ موته، به همسری زبیر بن عوام درآمد و چون از او جدا شد، با عبدالرحمان بن عوف ازدواج کرد و سرانجام به ازدواج عمرو بن عاص درآمد و در دوران خلافت امام علی علیه السلام درگذشت. در کتاب بخاری و کتاب مسلم جز این حدیث، از او نقل نشده است. تذکره نویسان نیز در نقد و قدح او چیزی ننوشته اند و حدیث او را با دیده قبول نگریسته اند.(356)
احادیث فراوان دیگری درباره دروغ در جنگ ذکر شده است که ما از نقل آن ها می گذریم(357) و به مسئله بعدی می پردازیم.