فهرست کتاب


دروغ مصلحت آمیز، بحثی در مفهوم و گستره آن

سید حسن اسلامی‏

پاسخ

بی شک مورد فوق از مصادیق دروغ به شمار می رود و خیانت و فریب کاری نیز بر آن صادق است. اساسا هرجا که دروغ باشد، خیانت و فریب کاری نیز وجود دارد، اما بحث این است که در این گونه موارد به حاکم و دیگران دستور داده شده است تا از دخالت در زندگی خصوصی افراد خودداری کنند. حکم (و لا تجسسوا)(340) همگان را در برمی گیرد و دستوری عام برای نظام زندگی اجتماعی مسلمانان است؛ بنابراین هر کس برخلاف این دستور اقدام کند، خودش را در معرض فریفتن قرار داده و طرف مقابل مجاز است او را بفریبد. در این جا کسی که دست به تجسس می زند، مانند قاتلی است که با اقدام گرانه اش خود را مستحق دروغ شنیدن می کند. بدین ترتیب حاکمی که از کسی می پرسد: آیا شراب خورده ای؟ و هیچ کس از این مسئله خبر ندارد، پا از حدود اختیارات خود فراتر نهاده و برخلاف دستور شارع وارد حریم خصوصی اشخاص شده است، از این رو دروغ گفتن به او مجاز می باشد.
ما نه تنها می توانیم مانع ورود دیگران به حریم خصوصی خود شویم، بلکه می توانیم مانع ورود افراد به حریم زندگی دیگران شویم و اگر از مسئله ای خصوصی درباره کسی بپرسند که از آن مطلعیم، می توانیم آن را انکار کنیم و به دروغ اظهار بی اطلاعی نماییم.
از این مطلب به نتیجه کلی تری نیز می توانیم برسیم. هر کس آگاهانه خود را در معرض فریفته شدن و گمراه شدن قرار دهد، دیگر نمی تواند از ما انتظار صداقت داشته باشد. نیت شخص در این مورد مهم نیست، چرا که به سادگی قابل احراز نمی باشد؛ بنابراین نه تنها اگر شخص شریری برای تحقق نیت شوم خود بخواهد از ما سوء استفاده کند، می توان به او دروغ گفت، بلکه این قاعده درباره آن که نیت خیری نیز دارد، اما از شیوه نادرستی استفاده کرده و خود را در معرض فریفته شدن قرار داده صادق است؛ برای مثال اگر کسی به انگیزه خیرخواهانه و مصلحت اندیشانه استراق سمع کند و ما متوجه آن شویم، می توانیم با گفتن دروغ او را بفریبیم، چون خیانت جایی است که اعتمادی پیش تر وجود داشته باشد و ما تعهدی سپرده باشیم، اما آن که به ناحق در پی راه یافتن به حریم خصوصی و مکالمات شخصی ماست، نمی تواند از ما خواستار صداقت، باشد و اخلاقا موضع او دفاع ناپذیر است.
ممکن است اشکال شود که نتیجه مجاز شمردن دروغ در چنین حالاتی، آن است که حقایق حیاتی مورد نیاز جامعه پنهان بماند و دیگر نتوان به اطلاعات اساسی دست یافت و هر زمان حاکمی خواست از مسائل جامعه آگاه شود، به او دروغ می گویند و بدین ترتیب فساد همه گیر می گردد.
در پاسخ می گوییم که حرمت تجسس، به زندگی خصوصی افراد مربوط است، اما در مورد سازمان ها، نهادها و مسائل اجتماعی، مسئله متفاوت بوده و بازرسی و نظارت، ضرورتی تام پیدا می کند، از این رو امام علی علیه السلام خود به مالک اشتر فرمان می دهد تا برای نظارت بر عمل کرد درست مجموعه زیر فرمانش، بازرسان و پنهان پژوهانی بفرستد و از آن چه می کنند مطلع شود. بدین ترتیب مقصود از حرمت تجسس، وارد نشدن به زندگی فردی و خصوصی افراد است، نه بی توجهی به مسائل عام اجتماعی.(341)
نتیجه آن که با داشتن دو قاعده فوق، می توانیم دروغ های مجاز را از غیر مجاز تشخیص دهیم، بر این اساس بی آن که حکم دروغ را به منفعت پیوند بزنیم یا مفهوم مشکک و شکننده مصلحت را ملاک قرار دهیم، به معیاری روشن دست یافته ایم. طبق این معیار هرگز نباید دروغ گفت، چرا که دروغ یعنی خیانت به مخاطب یا شخص سوم و فریفتن او؛ حال آن که هیچ مسلمانی حق فریفتن دیگری یا خیانت به او را ندارد، اما هرگاه در جایی مردد شدیم که آیا می توان دروغ گفت یا احساس کردیم که از صداقت سوء استفاده می کنند و ابزار دست ظالمان شده ایم و یا آن که این صداقت موجب تجاوز به حریم خصوصی ما یا دیگران می شود، می توانیم دروغ بگوییم.
در نتیجه سیر طولانی خود به این دو قاعده می رسیم:
یکم: هرگاه خواستیم در موردی دروغ بگوییم، ببینیم که آیا حاضریم دیگران نیز در همان مورد به ما دروغ بگویند یا خیر؟
دوم: هرگاه دیدیم که در صورت راست گویی ما، جان بی گناهی به خطر می افتد و یا هتک حرمت و اشاعه فحشایی صورت می گیرد، طبق قاعده ستم ستیزی و ابزار دست ستم واقع نشدن می توانیم دروغ بگوییم.
این دو قاعده اگر هم به صورت عام در آید و همگان بدان عمل کنند، باز اصل قاعده راست گویی برجا می ماند و تناقضی پیش نمی آید.

چکیده فصل

1. دروغ، چیزی جز خیانت به دیگری و فریفتن او نیست، از این رو اصل بر حرمت و غیر اخلاقی بودن آن است.
2. عقل و نقل به ما می گویند که گاه دروغ گفتن، برتر از راست گویی است و نجات جان انسان بی گناه، مهم تر از پای بندی به صداقت می باشد.
3. داشتن معیاری عام و دقیق برای تشخیص دروغ های مجاز، نخستین قدم برای تفکیک انواع دروغ است.
4. مفهوم مصلحت یا مفید بودن، گرهی از کار نمی گشاید و معیاری دقیق نیست.
5. از طریق کاوش در متون اخلاقی می توان به دو قاعده اساسی در این باب دست یافت.
6. نخستین قاعده به ما می گوید که با دیگران آن گونه رفتار کن که می خواهی با تو رفتار کنند. این قاعده زرین سنگ پایه بیش تر نظام های اخلاقی و از کهن ترین آموزه های اخلاقی جهان است.
7. براساس این قاعده هرگاه در موردی خواستیم دروغ بگوییم، باید نخست ببینیم که آیا حاضریم دیگران نیز در همان مورد به ما دروغ بگویند یا خیر؟ طبق این قاعده، بسیاری دروغ ها غیر مجاز خواهند بود، چون ما غالبا حاضریم که به دیگران دروغ بگوییم، اما نمی پسندیم که از آن ها دروغ بشنویم.
8. طبق قاعده دوم، ما نباید ابزار ستم واقع شویم و ستم گران نباید از صداقت ما سوء استفاده کنند، به همین خاطر هرگاه دیدیم راست گویی موجب سوء استفاده ظالمان و به خطر افتادن جان بی گناهان می شود، می توانیم دروغ بگوییم و حتی به فرموده امام علی علیه السلام سوگند دروغ بخوریم و جان بی گناهان را نجات دهیم.
با داشتن این دو قاعده، معیار دقیقی به دست خواهیم آورد و در باب دروغ هایی که ادعا شده مصلحت آمیز است، داوری درست تری خواهیم کرد.

بخش دوم: بررسی های موردی

بخش اول به مباحث نظری دروغ اختصاص داشت. در آن بخش با دروغ از دیدگاه روایات، تعاریف دروغ، ماهیت آن، دروغ مصلحت آمیز و معیاری که براساس آن بتوان دروغ های مجاز را باز شناخت آشنا شدیم و کوشیدیم چشم اندازی از این مسئله به دست دهیم و جنبه های نظری آن را بکاویم و تبیین کنیم، اما آن چه بیش تر ذهن کسان و حتی متون اخلاقی ما را مشغول کرده، مسئله موارد دروغ مجاز است. غالبا با دروغ هایی رویاروی می شویم که آن ها را جزو دروغ مصلحت آمیز طبقه بندی می کنیم و مجازشان می شماریم. این موارد بسیار هستند و اگر کسی بخواهد همه آنها را برشمارد، مانند کسی است که بخواهد باد را در قفس کند و یا خشت بر آب زند.
با این همه پاره ای از دروغ ها معروف تر می باشند و تقریبا در فرهنگ دینی به طور قطع از نمونه های دروغ مصلحت آمیز به شمار می روند. برخی از این گونه دروغ ها به روایات مستنداند و پاره ای را عالمان اخلاق یا مدعیان اخلاق به آن ها افزوده اند.
بدون طرح و بررسی این موارد، بحث ما ناقص خواهد بود، از این رو بخش دوم را به بررسی های موردی دروغ اختصاص می دهیم.
در این بخش دروغ هایی که مجاز بودنشان به روایات مستند است و هم چنین دروغ هایی را که براساس وحدت ملاک یا اولویت به دروغ های منصوص ملحق شده اند بررسی می کنیم. بدین ترتیب این دروغ ها را بررسی خواهیم کرد: دروغ در جنگ، دروغ برای اصلاح؛ دروغ به زن، کودکان، بیماران دم مرگ؛ دروغ برای مصالح دینی، سیاسی و دروغ های بی ضرر. در هر فصل یکی از این دروغ ها را طرح و دلایل و دلالت های آن را تجزیه و تحلیل می کنیم و می کوشیم در هر مورد نتیجه ای را که بدان رسیده ایم بیان کنیم.