فهرست کتاب


دروغ مصلحت آمیز، بحثی در مفهوم و گستره آن

سید حسن اسلامی‏

ب) قاعده ابزار ستم واقع نشدن

قاعده زرین به تنهایی می تواند موارد مجاز دروغ گویی را معین سازد، اما به نظر می رسد که در این مورد خاص به معیار دیگری نیازمند باشیم تا با توجه به این دو معیار، بتوانیم دقیقا مصداق های آن را مشخص کنیم.
قرآن کریم نه تنها ستم گری را محکوم می کند، بلکه ما را از ستم پذیری برحذر می دارد و از ما می خواهد که نه ستم کنیم و نه پذیرای ستم باشیم: (لا تظلمون و لا تظلمون).(321) این آیه شریفه درباره ربا نازل شده است، اما حکم عامی را بیان می کند: مسلمانان نباید ستم کنند، نیز نباید ستم پذیر باشند، هم چنین این کتاب آسمانی ما را از نزدیک شدن به ستم گران و هم کاری با آنان و تمایل به آن ها برحذر می دارد و می فرماید: (و لا ترکنوا الی الذین ظلموا؛ به ستم کاران تمایل پیدا مکنید.)(322)
آیات و روایات، از دستورهای صریح برای دوری از ستم و ستم گران آکنده است. افزون بر این، خداوند متعال ستم پذیری را زیبنده مومنان ندانسته و آنان را عزیز و ارجمند می شمارد(323) و زشت گویی را از آنها ناپسند می داند؛ مگر آن که به ایشان ستم شود. در این باب می فرماید: لا یحب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم؛ خداوند صدا بلند کردن به بدگویی را دوست ندارد، مگر از آن کس که به او ستمی شده باشد.)(324) بنابراین چنین نیست که نظام اخلاقی اسلام، ما را در برابر ستم گران بی پناه بگذارد و به طور مطلق از ما بخواهد که بی توجه به نتایج افعال خود تابع قواعد اخلاقی باشیم؛ اگر چه مورد استفاده ستم کاران واقع شویم. ما به نرمی و پرهیز از زشت گویی مکلفیم. اما آن جا که این خصلت ها موجب آن شود که دشمن از نجابت ما سوء استفاده کند، وظیفه داریم که با او مقابله کنیم. حال گاه این مقابله مستقیم است و صریح، و گاه غیر مستقیم و به شکلی ضمنی.
دروغ گفتن به دشمن یا دروغ گفتن برای نجات جان بی گناهان، با همین معیار قابل تبیین است. نظام اخلاقی از ما می خواهد که دروغ نگوییم، هم چنین از ما می خواهد که با ستم کاران هم کاری نکنیم و جان بی گناهان را به خطر نیندازیم. جمع این دو قاعده به این صورت است که اگر در موردی پای جان بی گناهی در میان بود و امکان مقابله صریح و مستقیم نبود، می توان دروغ گفت و جان او را نجات داد. در این صورت هم ابزار ستم واقع نشده ایم و هم جان بی گناهی را نجات داده ایم. در این مورد امام علی علیه السلام قاعده ای برای رفتار ما معین می کند و طی آن می فرماید: الوفاء لأهل الغدر غدر عند الله و الغدر بأهل الغدر وفاء عند الله؛ وفاداری به خیانت کاران نزد خداوند، خیانت به شمار می رود و خیانت به خیانت کاران نزد خداوند، وفاداری به حساب می آید.(325)
طبق این قاعده، راست گویی و وفاداری از حقوق متقابل است و کسی می تواند آن را از ما بخواهد، که خود بدان پای بند باشد.
غزالی نیز پس از بیان موارد دروغ مجاز در پی به دست دادن معیاری عام برمی آید و آن را به داشتن مقصودی صحیح برای خود یا دیگری منوط می داند و می گوید: مانند آن که ظالمی او را بگیرد و از او درباره اموالش بپرسد، که حق دارد منکر داشتن چیزی شود... پس آدمی حق دارد که خون، مال و ناموس او را که می خواهند به ستم بگیرند، با زبان خود حفظ کند؛ گرچه به دروغ باشد.(326)
مرحوم نراقی می گوید: اگر ظالمی کسی را بگیرد و از مال او بپرسد، جایز است انکار کند. یا جابری او را بگیرد و از عمل بدی که میان خود و خدا کرده باشد سوال کند، جایز است که بگوید: نکرده ام... بلکه در همه این صور واجب است.(327)
همان طور که می بینیم در این استثناها، قید ستم گرانه یا جابر و ظالم غالبا وجود دارد، از این رو مسئله بیش از آن که به منفعت مرتبط باشد، به ستم ناپذیری گره خورده است. آیت الله مصباح در این باره می نویسد: دروغی که موجب نجات انسانی شود، آن دروغ خوب است، می بایست می گفت. بالاتر، دروغی که موجب نجات مال محترمی باشد؛ ولو مال غیر باشد؛ خوب است و بایستی گفت... و می دانید که در روایات ما هست. مال التجاره را که می خواستند از آن مالیات نامشروع بگیرند، امام علیه السلام می فرماید دروغ بگو و آن مال را نجات بده؛ حتی می فرماید قسم دروغ بخور. بی خود مال مردم را به دست سلاطین ظلم مده.(328)
اساسا تعبیر این گونه روایات و شواهدی که عالمان اخلاق می آورند، در مورد سودمند بودن دروغ نیست، بلکه به مبارزه با ظلم و زیر بار ستم نرفتن نظر دارد، البته دروغ در این گونه موارد سودمند است، اما علت جواز دروغ، سودمندی آن نیست تا در دامان منفعت طلبی بیفتیم، بلکه علت آن مبارزه با ستم است؛ هر چند که نتیجه آن سودمند است. اگر مواردی را که معصومان علیهم السلام در آن ها اجازه دروغ گفتن و حتی سوگند دروغ خوردن داده اند بکاویم، به این نتیجه می رسیم که هیچ ستم گری حق تعرض به اموال، ناموس و خون مسلمانان را ندارد و در برابر این گونه تعرضات باید ایستاد و هرگاه مقابله مستقیم ممکن نبود، از طریق دروغ گویی می توان او را از رسیدن به اهدافش بازداشت.
امام صادق علیه السلام در این باره می فرماید: الکذب مذموم الا فی أمرین: دفع شر الظلمة و اصلاح ذات البین؛ دروغ نکوهیده است؛ جز در دو مورد: دفع شر ستم گران و اصلاح میان مردم.(329) هم چنین ایشان می فرماید: أیما مسلم سئل عن مسلم فصدق، فأدخل علی ذلک المسلم مضره کتب من الکاذبین، و من سئل عن مسلم فکذب، فأدخل علی ذلک المسلم منفعه، کتب عندالله من الصادقین؛ هر مسلمانی که از او درباره مسلمان دیگری بپرسند و او راست بگوید و بدین ترتیب زیانی به آن مسلمان برساند، از دروغ گویان به شمار خواهد رفت و هر که درباره مسلمانی از او بپرسند و او دروغ بگوید و بدین ترتیب به آن مسلمان نفعی برساند، نزد خداوند از صادقان شمرده خواهد شد.(330) بی گمان مقصود از سود و زیان در این حدیث، سود و زیان اقتصادی نیست؛ وگرنه هر کس می تواند به استناد این حدیث در بازار مسلمانان، هر دروغی بخواهد به سود برادر مسلمانش بگوید و به او سود برساند.
امام علی علیه السلام نیز در این باره به مردی فرمود: احلف بالله کاذبا ونج أخاک(331) من القتل؛ به خداوند سوگند دروغ بخور و برادرت را از کشته شدن نجات بده.(332) این روایات و احادیث دیگر با همین مضمون، ما را از ابزار ستم شدن باز می دارد و از ما می خواهد تا حدی که می توانیم در برابر ستم گری بایستیم و ابزار ستم گران نشویم.
معصوم علیهم السلام از آن رو برای نجات کاروان تجارتی اجازه می دهد که به دروغ سوگند بخوریم یا برای نجات جان برادر مسلمان خود دروغ بگوییم، که نشان دهد هیچ کس حق تعرض به اموال و جان مسلمانان را ندارد.

حفظ حریم خصوصی

مسئله در این حد متوقف نمی شود، بلکه شارع مقدس بر آن است که هر کس حریمی خصوصی دارد که می تواند آن را حفظ کند و دیگری را حق ورود به آن نیست. در حوزه حریم خصوصی هر کس، مسائل بسیاری وجود دارد که غالبا خواستار آشکار شدنش نیست. گاه مسائل حیثیتی یا گناهان پنهان، اگر آشکار شوند، زندگی ها را بر باد خواهند داد و نه تنها وفاق اجتماعی ممکن نخواهد شد، بلکه به گفته امام علی علیه السلام لو تکاشفتم ما تدافنتم؛ اگر ضمیرتان بر یکدیگر آشکار می شد، حتی یکدیگر را دفن نمی کردید.(333)
این همه تأکید بر این که اسلام مأمور به ظاهر است و روایات فراوانی که ما را از کشف سر، اشاعه فحشا، هتک ستر و تجسس باز می دارد و از سرک کشیدن به زندگی خصوصی دیگران منع می کند، ناظر به همین حقیقت است.(334) رسول خدا صلی الله علیه و آله به صراحت فرمان می دهد که هر کس خطایی کرد و گناهی مرتکب شد، آن را بر دیگران بپوشاند و از تجاهر بدان خودداری کند. ایشان در این باب می فرماید: من أتی من هذه القاذورات شیئا فلیستتر بستر الله تعالی: هر کس از این گونه کثافت کاری ها کرد، با پوشش خداوند متعال آن را بپوشاند.(335)
اگر در نظام دینی ما گناه کردن کیفری خاص داشته باشد، تجاهر به آن و ابراز آن از سر غرور نیز، کیفری دیگر در پی دارد. این رویکرد، مسلمانان را بر آن می دارد تا اگر درون را نمی توانند پاک نگه دارند و گاه مغلوب شیطان می شوند، دست کم برون را پاکیزه نگه دارند و از عیان کردن گناهان خود بپرهیزند، از این رو یکی از مواردی که دروغ گفتن در آن مجاز شمرده شده، جایی است که حاکمی از ما می پرسد که گناهی مرتکب شده ایم یاخیز و این گناه حق الله بوده و کسی جز خود گناه کار و خداوند از آن خبر ندارند. در این جاست که شخص می تواند به دروغ بگوید که چنین گناهی را انجام نداده است.
غزالی، فیض کاشانی و نراقی به استناد روایات، به صراحت دروغ را در این مورد خاص مجاز می شمارند.(336) سنت دینی نه تنها دروغ گفتن در چنین مواردی را روا می شمارد، بلکه راست گویی را نادرست می داند و از مسلمانان می خواهد تا از این طریق به اشاعه فحشا نپردازند. سیره رسول خدا صلی الله علیه و آله و دیگر معصومان علیهم السلام موید این نکته است؛ مثلا یک مسلمان گناهی مرتکب شد و دیگری به رسول خدا صلی الله علیه و آله خبر داد، ایشان از این صداقت استقبال نکرد و فرمود: اگر او را با جامه ات می پوشاندی، برایت بهتر بود.(337) هم چنین در موارد متعددی چون گناه کاری نزد امام علی علیه السلام می آمد و به گناه اقرار می کرد، حضرت اظهار بی اطلاعی می کرد و او را به انکار آن وا می داشت و حتی در موردی از چنین اعترافی خشمگین شد و پس از اجرای حد، کتمان آن و توبه را بسیار مناسب تر و بهتر دانست و فرمود: چقدر زشت است که یکی از شما مرتکب این گونه فحشاها می شود و سپس در برابر همگان خود را رسوا می کند! چرا در خانه اش توبه نکرد؟ به خدا سوگند! توبه اش میان خود و خدا برتر از اجرای حد بر او به وسیله من است.(338) از این نمونه ها در سیره حضرت امیر علیه السلام بسیار است؛(339) در نتیجه می توان گفت که کتمان و دروغ گویی در چنین مواردی، از راست گویی و درخواست تطهیر برتر است.

اشکال

ممکن است اشکال شود که در مورد ظالم و ستم گر هم اگر دروغ گفتن را بپذیریم، پذیرش آن در مورد حاکم عادلی که در پی اجرای حدود الهی می باشد، دشوار است، چرا که طبق تحلیلی که قبلا ارائه کردیم، ماهیت دروغ جز فریفتن و خیانت به اعتماد او نیست. در این جا نیز با گفتن دروغ به حاکم شرع، او را فریفته و به او خیانت کرده ایم، از این رو دروغ گفتن برای پوشاندن گناه خود یا حفظ حریم خصوصی خویش، غیر اخلاقی است و هرگاه حاکمی عادل از ما درباره گناهانی پرسید که مرتکب شده ایم، ولی هیچ کس از آن خبر ندارد؛ باید تمام آن ها را برایش بگوییم و از اعتمادش سوء استفاده نکنیم.