فهرست کتاب


دروغ مصلحت آمیز، بحثی در مفهوم و گستره آن

سید حسن اسلامی‏

چکیده فصل

1. این اصل که گاه می توان دروغ گفت، مورد قبول همه عالمان اخلاق مسلمان واقع شده است.
2. اما این مسئله، مانع از آن نبوده که آنان بکوشند نسبت آن اطلاق و این تقیید را با یکدیگر بسنجند و پاسخی عقلی بدان بدهند.
3. در این فصل، چهار دیدگاه که کوشیده اند با حفظ اطلاق حکم اخلاق این نسبت را تبیین کنند، معرفی، بررسی و نقد شده اند.
4. اولین دیدگاه از آن راغب است. او بر آن است که دروغ ممنوع، باید سه شرط داشته باشد. بر این اساس می توان دروغ سودمند گفت.
5. غزالی بر آن است که دروغ، قبح عقلی ندارد و براساس نتیجه آن می توان آن را خوب یا بد دانست، از این رو اگر دست یابی به هدفی مشروع بی دروغ گفتن ممکن نباشد، می توان دروغ گفت.
6. آیت الله مصباح معتقد است که اساسا موضوع واقعی حکم اخلاقی، صدق و کذب نیست، بلکه موضوع واقعی، سودمندی و حیثیت مفید بودن است؛ در نتیجه هرجا فایده ای در کار بود، دروغ مباح است و حسن و قبح دائر مدار نتیجه می باشد.
7. مرحوم شهید مطهری بر آن است که احکام اخلاقی ریشه در وجدان دارد، اما حکم وجدان مطلق نیست، بلکه مشروط به مصلحت است.
8. این دیدگاه ها هر یک بخشی از مسئله را حل می کنند، اما در عین حال پرسش هایی جدی فراروی می آورند.

فصل هفتم: کانت و مسئله دروغ خیرخواهانه

پیش بردن این بحث، بی اشاره به کانت و طرح و بررسی نظریه اش در این باب، بی گمان ناقص می ماند. کانت از معدود فیلسوفانی است که بیش ترین تأثیر را در این زمینه بر جای گذاشته است. مقصود آن نیست که کسان بسیاری نظریه اش را پذیرفته اند، بلکه مراد آن است که چنان مسئله را طرح کرده که همه را ملزم می سازد نظر او را بررسی کنند، چه آن را بپذیرند و چه نپذیرند. این تأثیر در جامعه ما نیز مشهود است و هر یک از متفکران مسلمان به نحوی به او اشاره کرده اند. مرحوم مطهری با بسط بیش تر و آیت الله مصباح با تفصیل کم تری نظر او را در باب دروغ بررسی و نقد کرده اند.
کانت با تربیت دینی عمیقی که داشت، اخلاق را در جایگاهی فراتر از فلسفه قرار داد و به گفته خودش، با محدود کردن عقل کوشید برای ایمان جا بگشاید. آثار کانت همه متفکرانه و تأمل برانگیز است؛ از نقد خرد ناب تا نقد خرد عملی.

نتیجه گرایی و وظیفه گرایی

آن چه که به بحث ما مربوط می شود، نظرگاه خاص او در باب احکام اخلاقی و به ویژه دروغ گویی است. در سنت غرب دو دیدگاه عمده در باب اخلاق وجود دارد: نتیجه گرایی و وظیفه گرایی. سنت نخست بر آن است که باید سنجش افعال، براساس نتایج مثبت یا منفی آن ها باشد. مهم ترین شاخه این سنت، سودمندی گرایی یا اصالت نفع )UTILITARIANISM( است که فرانسیس هاچسن پایه گذار آن می باشد و جرمی بنتام، جان استوارت میل و هنری سیجویک، نمایندگان و مفسران برجسته آن به شمار می روند.(266)
oxford. oxford university press. 8991.در برابر این سنت، سنت دیگری است که فعل اخلاقی را نه بر پایه نتیجه آن، بلکه براساس نیت و عمل به تکلیف می سنجد. در این دیدگاه، فعلی اخلاقی به شمار می رود که صرفا از روی وظیفه و در پی اجابت ندای وجدان صورت گرفته باشد. از این منظر، مطابقت فعل با وظیفه و تکلیف کفایت نمی کند، بلکه باید مقصود از انجام آن نیز، فقط و فقط ادای وظیفه باشد و بس. در حقیقت کانت فعل مطابق وظیفه را، از فعل به خاطر وظیفه تفکیک می کند و تنها اولی را اخلاقی می داند، نه دومی را. ممکن است کاسبی مطابق وظیفه عمل کند و با مشتریان خود درست کار باشد، اما چه بسا انگیزه اش از این کار حفظ مشتریان قبلی و به دست آوردن مشتریان جدید باشد. در این صورت عمل او نه تنها اخلاقی نیست، که کاملا خودپرستانه می باشد، از این رو هرچند مطابق وظیفه هست، ولی به خاطر وظیفه نیست.(267)
بزرگ ترین منادی این سنت در غرب، ایمانوئل کانت است که خود نیز در زندگی اش می کوشید طبق آموزه های اخلاقی وظیفه گرایی زندگی کند. از نظر کانت، انسان مأمور به تکلیف است، نه نتیجه و اگر براساس وجدان خود، کاری انجام داد، عمل او اخلاقی است؛ هر چند نتایج ناخوشایندی در بر داشته باشد.