فهرست کتاب


دروغ مصلحت آمیز، بحثی در مفهوم و گستره آن

سید حسن اسلامی‏

نظر دشتی

نخستین کسی که به این اقتراح پاسخ داد، علی دشتی بود که دستی در علوم دینی و ادبیات عرب و فارسی داشت. پاسخ او با عنوان دروغ مصلحت آمیز در چهار صفحه این مجله به چاپ رسید.(159) چکیده نظر وی در این باب از این قرار است:
تمام دروغ هایی که در دنیا گفته می شود، به نوعی مصلحت آمیز است؛ یعنی هر دروغی نفع و خیری دارد. جمله دروغ مصلحت آمیز به ز راست فتنه انگیز بیش از فجایع چنگیز و تیمور، ملت ایران را دچار انحطاط اخلاقی کرده است. هیچ دروغی مصلحت آمیز نیست و اساسا دروغ خود، شر می باشد و اگر بخواهیم شری را با آن دفع کنیم، دفع فاسد به فاسد می شود. نتیجه آموزه زرتشت که دروغ را مطلقا جایز نمی دانست، از ایرانیان ملتی دلیر و جهان گیر ساخت؛ حال آن که بر اثر رواج دروغ مصلحت آمیز، این ملت دچار ذلت و فتور و خواری شده است. گفتار سعدی گویای آن است که در زمان خودش این نکته پذیرفته شده بوده و دروغ رواج داشته است و او خواسته نوعی از انواع دروغ را موجه جلوه دهد.
قانون برای این که موفق شود، باید استثناناپذیر باشد. اگر رخنه ای در قانون ایجاد شود، زمینه برای نابودی آن فراهم می گردد، از این رو هرگز نباید دروغ گفت. اگر این قاعده اخلاقی را به صورت استثناناپذیر قبول کردیم، اگر هم جایی به ضرورت عقل یا ضعف نفس دروغی گفتیم، به آن افتخار نخواهیم کرد و بر آن اصرار نخواهیم داشت.
بدین ترتیب دشتی مستقیما در برابر این جمله می ایستد و آن را به هیچ وجه نمی پذیرد. وی قول می دهد که دنباله نظراتش را در شماره بعد مجله به چاپ برساند، اما این کار را نمی کند، البته بعدها دشتی در کتاب قلمرو سعدی مجددا به این مسئله می پردازد و به صورتی گذرا می گوید: اعمال افراد جامعه از این لحاظ که به حقوق سایرین زیان کار است، بد و از این حیث که برای سایرین سودمند است، خوب می شود، البته عمل واحد از لحاظ مصدر آن و هم چنین مسببات آن ممکن است بهتر و بدتر شود؛ یعنی کار خوبی اگر از شخص بدی سر زند یا موجب صدور آن نیت بد باشد، از خوبی آن کاسته می شود ولی هیچ وقت خوبی از آن سلب نمی شود. چنان که کار ناشایسته و قبیحی اگر از شخص شریفی سر زند و غفلت و اشتباه یا موجبات معقول و خوبی باعث ارتکاب آن شده باشد، از درجه قبح آن می کاهد. دروغ بد است، ولی سعدی همین عمل مذموم در تمام شرایع آسمانی و زمینی را به از راست فتنه انگیز می گوید.(160)
دشتی در این کتاب بارها تصریح می کند که گلستان: دارای یک روش فکری معینی نیست زیرا در این کتاب به طور مشوش و بدون پیروی از اصول مشخص و مسلمی مطالب ریخته شده است.(161) وی بر آن است که هر چند: سعدی در نگارش گلستان باعث اخلاقی داشته است(162) اما نمی توان از این مطلب نتیجه گرفت که همه آن چه که در آن آمده است اخلاقی است، چرا که در بسیاری از موارد: منظور، تدوین محفوظات و مسموعات و مشاهدات نویسنده است.(163) از این رو به نظر ایشان گاه: متناقضات و حتی گاهی مطالب مخالف اخلاق و مباین مصالح اجتماعی و حتی منحرف از روش و نیت خود سعدی در آن به چشم می خورد.(164)
باری، نظر دشتی آن است که دروغ مطلقا بد است؛ حتی نوع مصلحت آمیز آن.

نظر درگاهی

درگاهی خاندانی کرمانی،(165) مقاله ای با عنوان دروغ مصلحت آمیز نوشت که در نُه صفحه این مجله به چاپ رسید.(166) او در این مقاله به جای این که مستقیما از دروغ مصلحت آمیز بحث کند، پس از مقدمات مفصلی به اصل دروغ پرداخت و این که این پدیده، ریشه در حکومت استبدادی و خودکامه دارد. بدین ترتیب از نظرگاهی جامعه شناختی به آسیب شناسی دروغ پرداخت. چکیده نظر وی از این قرار است:
دروغ، بزرگ ترین عامل انحطاط اجتماعی و مروج فساد اخلاق و مایه بی اعتمادی و شیوع تزویر و نفاق می باشد، از این رو ساحت سعدی منزه از آن است که دروغ را تجویز کند. برای توضیح باید گفت که دروغ چند نوع است: گاه از سر ترس، زمانی به خاطر طمع و گاه برای نجات جان بی گناهی است. گاه نیز دروغ اختیاری و زمانی اضطراری است.
در صدر اسلام به دلیل آزادی عمومی، کم تر کسی نیازمند دروغ گفتن بود، اما بعدها ورق برگشت و استبداد موجب ترویج دروغ شد. در جایی که آزادی مشروع وجود نداشته باشد، مردم برای احقاق حق خود ناگزیر به دروغ روی می آورند. هر ملتی که حکومت فاضله داشته باشد، طبعا راست گو و درست کردار می شود مقصود سعدی نهی از خبرچینی است، نه تجویز دروغ گویی. سعدی در این جمله قاعده وضع نکرده، بلکه از طریق استقرای موارد رایج در میان عقلا، این قانون را تدوین کرده است. به عبارت دیگر مبدع و بنیادگذار آن نیست استخراج کننده آن است پس از راه گسترش دانش، می توان ریشه دروغ را سوزاند. درگاهی نیز، به هیچ یک از انتظاراتی که از خواندن چنین مقاله ای می رفت پاسخ نداد و روشن نساخت که دروغ مصلحت آمیز، از چه مقوله ای است.

نظر اعتصام زاده

اعتصام زاده (که نام کوچکشان دانسته نیست) نیز با مقاله ای تحت عنوان دروغ از لحاظ علمی طی چهار صفحه به این اقتراح پاسخ داد.(167) ایشان به دفاع از سعدی پرداخت و پس از مقدمه ای که در آن به ظاهر دروغ را از نظر علمی کاویده بود، دروغ مصلحت آمیز را در یک مورد که بعد دو مورد و سرانجام سه مورد شد مجاز دانست چکیده نظر ایشان از این قرار است:
افراد خردسال میل بیش تری به دروغ گویی ندارند، تا بزرگ سالان. دروغ گویی نتیجه ضعف عقل است. طفل بیش تر از پیرمرد، زن بیشتر از مرد، بی سواد بیشتر از عالم کاتولیک بیشتر از پروتستان و نژاد لاتین و چینی بیش تر از نژاد آنگلوساکسون دروغ می گویند. دروغ گویی نوعی مرض حافظه است و یکی از تظاهرات مرض موسوم به نوراستنی می باشد. هیج یک از امراض روحی به اندازه مرض دروغ گویی برای جامعه مضر نیست. راست گویی علامت زندگی و اقتدار، و دروغ گویی نشانه ضعف قوا و انحطاط روحی است.
در مورد دروغ های مجاز نیز بد نیست عین گفته های ایشان را بخوانیم: بلی، نگارنده دروغ را در یک موقع - فقط در یک موقع - جایز بلکه لازم می داند و آن عبارت است از موقعی که یک نفر اسیر جنگی در موقع استنطاق راجع به وضع نظامی مملکت خودش اطلاعات دروغی اختراع می کند.
در یک مورد دیگر دروغ نه تنها جایز و لازم است، بلکه آن دروغ، مقدس ترین دروغ ها است. آن در وقتی است که پسری برای نجات دادن پدر خود از چوبه دار با وجود این که می داند پدرش جانی و مستحق اعدام است با یک حس فداکاری قابل تقدیسی، در حضور محکمه اقرار می کند که این جنایت را خود او مرتکب شده است.
به عقیده نگارنده، غیر از این دو مورد (یعنی به استثنای موقعی که انسان می خواهد خود را فدای پدر و مادر یا یک دوست گرامی بنماید یا وطن و هم وطنان خود را از یک خطر بزرگی نجات بدهد) دروغ گفتن به هیچ وجه جایز نیست.(168)
باری استثنای اعتصام زاده، به یک مورد منحصر نمی شود و یادآور این بیت است:
عهد کردم که دگر می نخورم در همه عمر - به جز امشب و فردا شب و شب های دگر
به هر حال نکته حساس این استثنا آن است که اگر فرزندی با علم به این که پدرش جنایت کار و مستحق اعدام است. صرفا از سر محبت و عشق و فرزندی به دروغ خود را قاتل معرفی کند و پدر خود را از مرگ نجات دهد، نه تنها فعلی اخلاقی انجام داده است، بلکه دروغش مقدس ترین دروغ ها است غافل از این که این دروغ، مفسده آمیزترین دروغ و موجب لغو فلسفه مجازات و گریختن مجرم از دست عدالت می شود.
سخن کوتاه، این توضیحات نیز گرهی از کار فروبسته دروغ مصلحت آمیز نگشود.