فهرست کتاب


دروغ مصلحت آمیز، بحثی در مفهوم و گستره آن

سید حسن اسلامی‏

به سوی تعریفی کاراتر

بدین ترتیب می توانیم از میان دیدگاه های موجود درباره دروغ، آخرین آن ها را بپذیریم و بر دیگر نظرگاه ها ترجیح دهیم، اما آیا تعریفی که این دیدگاه ارائه می کند، از هر جهت راضی کننده است؟ بی شک دروغ عبارت است از عدم توافق زبان با ضمیر و ناهماهنگی گفتار و اعتقاد، اما تماما این نیست، بلکه بالاتر از آن می باشد.
مهم ترین ویژگی دروغ، وجود عنصر گمراه کنندگی در آن است. اساسا ماهیت دروغ، فریفتن بوده و هیچ دروغی نمی توان یافت که از این حالت تهی باشد هر دروغی در حد خود گمراه کننده است. دروغی که به عنوان شوخی ابراز می شود، در همان حد گمراه کننده است و دروغ در جنگ به همان نسبت فریبنده می باشد. ماهیت دروغ، یعنی ابراز چیزی بر خلاف اعتقاد گوینده به قصد گمراه کردن دیگران، حسن یا سوء نیت در این میان هیچ نقشی ندارد. پدری که به نظر خود برای رعایت مصالح فرزندش به او دروغ می گوید، همان قدر او را نسبت به حقیقت گمراه می کند، که آدمی بد نهاد با انگیزه های ناروا به دیگری دروغ می گوید.
روایت دینی در این حد باقی نمی ماند بلکه تا آن جا پیش می رود که ماهیت دروغ را خیانت می شمارد. امام علی (علیه السلام) به این حقیقت چنین تصریح می کند: الکذب خیانه.(139)
مرحوم نراقی به نکته ای اشاره می کند و همین را دلیل حرام بودنش می شمارد. وی می گوید: دروغ به سبب زیانی که به مخاطب یا دیگری می زند و یا به دلیل آن که موجب می شود مخاطب به امری خلاف واقع معتقد شود و بدین ترتیب سبب جهل او گردد، حرام است.(140)
نکته نهفته در دروغ، آن است که مخاطب اصل را بر درست گویی و راستگویی ما می گذارد و به گفتارمان اعتماد می نماید. در این حال آن چه را بگوییم باور می کند و آن را راست می پندارد حال اگر به او دروغ بگوییم، او را فریفته و موجب جهل و گمراهی او شده ایم. این نکته حتی در مورد دروغ های خیرخواهانه - و به اصطلاح بی ضرر یا به اصطلاح انگلیسی زبان ها دروغ های سفید(141) - صادق است.
تصور نشود که در مورد دروغ های مجاز یا استثنا شده، دیگر عنصر گمراه گری در کار نیست. در این موارد نیز مسئله فریفتن وجود دارد، اما به ظاهر این فریب کاری مجاز دانسته شده است. حال چرا؟ این را در جای خود بحث خواهیم کرد.
اگوستین، جوهر دروغ را قصد فریفتن دیگری می داند و به همین دلیل هیچ نوع آن را مجاز نمی شمارد.(142)
امروزه نیز در فرهنگ های انگلیسی زبان، همواره در تعریف دروغ قید گمراه گری گنجانده می شود؛ برای مثال سیسلاباک - که از ناموران عرصه تحقیق در باب مسئله دروغ است - دروغ را این گونه تعریف می کند: پیامی که عمدا به قصد گمراه کردن در قالب گفتار بیان می شود.(143) وی هم چنین در مقاله ای که در دائرةالمعارف بیکر درباره Ibid, p. 71.دروغ نوشته است، چنین می گوید: هنگامی که گوینده ای جمله ای را با اعتقاد به این که نادرست است و به قصد گمراه کردن شنونده بیان کند ما از دروغ سخن می گوییم.(144)
در فرهنگ نامه اخلاق کلام و جامعه، در تعریف دروغ چنین آمده است: دروغ عبارت از گفته فریب کارانه عمدی است.(145) هم چنین در قاموس کتاب مقدس، بر عنصر گمراه گری دروغ این گونه تاکید شده است: دروغ (ذات و جوهر کذب) قصد فریب دادن است.(146) دائرةالمعارف بیکر، گام را از این مرحله فراتر می گذارد و اساسا به جای آوردن مدخلی با عنوان دروغ مباحث مربوط به آن را تحت عنوان Deceit می آورد که می توان آن را به نیرنگ، حقه، فریب، دغل و مانند آن ترجمه کرد.
روان شناسان تربیتی نیز هنگامی که درباره دروغ گویی کودکان بحث می کنند، غالبا تا سن چهار پنج سالگی و گاه حتی تا سنین بالاتر، آن را طبیعی و لازمه رشد کودک به شمار می آورند، چرا که کودک در این سن به دلیل تخیل قوی خود و نشناختن مرز دقیق میان واقعیت و خیال گاه دروغ می گوید، اما از این سن که گذشت دروغ گویی در کودک را بیماری به شمار می آورند و معتقدند که باید برای درمان آن اقدام کرد. تنها چیزی که باعث می شود دروغ در کودک خطرناک تلقی شود، آن است که کودک به تدریج یاد می گیرد تا از دروغ برای فریب دیگران استفاده کند.
ژان پیاژه، روان شناس سوئیسی که مطالعاتش در عرصه روان شناسی کودک و قضاوت اخلاقی او کم نظیر است در این باره چنین می گوید: بعد از مطالعات جالب اشترن و پیروانش همه می دانند که کودک تا هفت هشت سالگی به مقتضای نظمی به دشواری می تواند خود را به حقیقت گویی ملزم سازد. کودک بدون آن که بخواهد به خاطر دروغ، دروغ بگوید؛ یعنی در صدد فریب کاری باشد و یا از آن آگاهی روشنی داشته باشد، حقیقت را بر حسب امیال و تخیلاتش دگرگون می سازد برای او یک پیشنهاد بیش تر ارزش آرزو را دارد تا ارزش حکم و تایید، از این رو حکایت ها، شهادت ها و توجیهات کودک، در واقع بیان احساساتش هستند تا اعتقاداتی که بتوانند درست یانادرست باشند.(147)
خلاصه آن چه عنصر تعیین کننده در دروغ است، قصد گمراه کردن و نیت فریفتن می باشد.(148) پس می توانیم دروغ را این گونه تعریف کنیم: دروغ عبارت از گفتار (یا نوشتار و یا هر نوع سیستم دلالتی جای گزین) است که اظهار کننده بدان اعتقاد ندارد و آن را برای فریفتن مخاطب یا دیگری اظهار می دارد.

چکیده فصل

1. در کتاب های اخلاقی تعریف قابل دفاعی از دروغ به چشم نمی خورد.
2. تعاریف گوناگونی از دروغ در کتاب های لغت، تفسیر، فقه، ادبیات و عرفان به چشم می خورد.
3. دروغ از مقوله گفتار یا نوشتار است.
4. درباره دروغ سه دیدگاه وجود دارد:
الف) دروغ، گزارش خلاف واقع است و جهل و علم در آن نقشی ندارد.
ب) دروغ، گزارش خلاف واقع است، با علم به خلاف واقع بودن آن.
ج) دروغ، گزارش خلاف اعتقاد است، چه مطابق واقع باشد و چه مخالف آن.
5. دیدگاه سوم قابل دفاع تر از دیگر دیدگاه ها است.
6. علاوه بر عنصر عدم مطابقت با اعتقاد، باید عنصر دیگری در تعریف دروغ گنجانده شود.
7. این عنصر، قصد فریفتن و نیت گمراه گری است که در هر نوع دروغی یافت می شود.
8. بنابراین می توان دروغ را گفتار یا نوشتار خلاف باور گوینده دانست که با قصد فریفتن دیگری بیان می شود.

فصل چهارم: دروغ مصلحت آمیز کدام است؟

پادشاهی را شنیدم که به کشتن اسیری اشارت کرد. بیچاره در حالت نومیدی به زبانی که داشت ملک را دشنام دادن گرفت... ملک پرسید که چه می گوید یکی از وزیران نیک محضر گفت: ای خداوند جهان! همی گوید: الکاظمین الغیظ و العافین عن الناس. ملک را رحمت در دل آمد و از سر خون او درگذشت. وزیر دیگر گفت: ابنای جنس ما را نشاید در حضرت پادشاهان جز به راستی سخن گفتن. این ملک را دشنام داد و سقط گفت. ملک روی از این سخن درهم کشید و گفت: مرا آن دروغ پسندیده تر آمد از این راست که تو گفتی که روی آن در مصلحتی بود و بنای این بر خبثی. و خردمندان گفته اند: دروغی مصلحت آمیز به از راستی فتنه انگیز.(149)
با این داستان تعبیر دروغ مصلحت آمیز وارد نوشته های اخلاقی ما می شود و قبول عام می یابد این تعبیر در احادیث مربوط به صدق و کذب وجود ندارد بلکه مضمون آن موجود می باشد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید: ان الله عزوجل أحب الکذب فی الصلاح و أبعض الصدق فی الفساد.(150) و احادیث دیگری که گونه ای از دروغ را تایید می کند، اما آن چه معادل دروغ مصلحت آمیز باشد مانند الکذب ذوالمصلحة تا جایی که نگارنده کاویده نیافته است.
باری، این تعبیر به سرعت جای خود را در میان منابع و متون اخلاقی یافت و بر زبان مردم جاری شد و به صورت مثل سائر در آمد.(151)
این دروغ مصلحت آمیز نقض و ابرام بسیاری شده است. گروهی آن را مایه تباهی اخلاق و سعدی را معلم بی اخلاقی دانسته اند و گروهی به دفاع از او برخاسته و او را مروج انسانیت و حامی محرومان به شمار آورده اند. دامنه این مناقشات به محافل علمی هم کشیده شد و مرحوم مطهری به شدت از دیدگاه سعدی در این باب حمایت کرد.
در این فصل دیدگاهای گوناگون را در باب دروغ مصلحت آمیز بررسی می کنیم گفتنی است که در این جا مقصود دفاع از شخصی به نام سعدی یا نقد او نیست، هم چنین کاری به جنبه ادبی این شخصیت نداریم، اما مناقشات مربوط به مسئله دروغ مصلحت آمیز در مجموع یکی از بهترین نمونه های کوشش برای تحریر و تبیین دروغ های مجاز است و نشان می دهد که در این زمینه چقدر پیشرفت شده است و چه مشکلاتی هم چنان وجود دارد، از این رو ناگزیر قبل از پرداختن به آن استثناها ببینیم موافقان و مخالفان سعدی در این این باب چه می گویند.