فهرست کتاب


دروغ مصلحت آمیز، بحثی در مفهوم و گستره آن

سید حسن اسلامی‏

چکیده فصل

1. دروغ هنگامی پدیدار می شود که وانمود می کنیم نظر خود را صادقانه به دیگری می گوییم، اما عملا آن را پنهان می داریم و بدین ترتیب او را می فریبیم، به همین خاطر در تحقق هر دروغی دو عنصر حضور دارد: یکی اعتماد مخاطب و دیگری سوء استفاده گوینده از آن اعتماد.
2. انسان فطرتا حقیقت جو و راست گوست و دروغ چون عارضه ای است که این ماهیت و فطرت را می پوشاند و فاسد می کند.
3. ایمان با رذایلی چون دزدی و غیبت راست می آید، اما هرگز با دروغ سازگاری ندارد.
4. دروغ ریشه گناهان و بن مایه تباهی و فساد است.
5. دروغ از همه گناهان پلیدتر است.
6. دروغ ریشه در خواری دروغ گو دارد.
7. دروغ های کوچک، راه به دروغ های بزرگ می برد.
8. دروغ گفتن به مسلمانان، خیانتی بزرگ است، از این رو دروغ زیبنده هیچ مسلمانی نیست.

فصل سوم: دروغ چیست

راستی ما چه زمانی می گوییم کسی دروغ گفته است؟ برای مثال اگر در شهری نا آشنا، نشانی جایی را از کسی بپرسیم سپس متوجه شویم که او به ما نشانی اشتباه داده است، می گوییم آن شخص دروغ گفته، یا آن که اشتباه کرده است؟ حال اگر از دوستمان مبلغی را قرض بخواهیم و او بگوید که ندارد و بعد از مدتی دریابیم که مبلغ مورد نظر در اختیارش بوده است چه حکم می کنیم؟ ظاهرا در مورد اول می گوییم که آن شخص نا آشنا در دادن نشانی اشتباه کرده است؛ مگر آن که دلیلی بر خلافش داشته باشیم، اما درباره دوست خود، معمولا نظر دیگری داریم و کم تر می پذیریم که اشتباه کرده باشد و ترجیح می دهیم که تصور کنیم دروغ گفته است. تفاوت میان این دو مورد چیست؟ در هر دو واقعیت پنهان داشته شده است و به نظر می رسد که باید یک سان داوری کرد، اما چنین نیست. چرا؟
پاسخ به این پرسش در گرو دریافت مفهوم دروغ است. در این صورت می توان میان دروغ و دیگر مفاهیم تفاوت گذاشت. بنابر این بهتر است کار خود را با بررسی تعریف هایی که برای دروغ ارائه شده آعاز کنیم.

مفهوم دروغ

در کم تر کتاب اخلاقی می توان تعریفی پذیرفتنی از دروغ یافت؛ برای مثال کتاب های احیاء علوم الدین، جامع السعادات، المحجه البیضاء معراج السعاده، اخلاق ناصری و تهذیب الاخلاق حمید بن زکریا، کم و بیش از دروغ بحث می کنند، اما هیچ تعریف مشخص و مقبولی از آن ارائه نمی نمایند و اگر اشاره ای هم در آن ها باشد، در بحثی دیگر مانند (احیاءالعلوم) یا بسیار سربسته است مانند (جامع السعادات) پاره ای از این کتاب ها تنها در حد اشاره ای چند سطری (مانند اخلاق ناصری و تهذیب الاخلاق ابن زکریا) به دروغ می پردازند و بعضی دیگر به تفصیل این صفت را می کاوند، اما گویی همگی مفهوم دروغ را آشکار و بی نیاز از تعرف می دانند و آن را به بداهتش واگذار می کنند؛ حتی یکی از عالمان اخلاق در کتابی که برای تعریف اصطلاحات فقهی نوشته است، به صراحت دروغ و مشتقات آن را بی نیاز از هر گونه تعریف می داند و اظهار می دارد: دروغ و مشتقات آن در لغت و عرف آشکار است و هیچ عبارتی برای بیان حقیقتش، از خود آن رساتر نیست.(48)
با این همه به نظر می رسد که نخست باید دروغ را تعریف کرد و حدود و ماهیت آن را مشخص ساخت، آن گاه براساس آن بحث را پیش برد. برای دسترسی به تعریفی از دروغ باید واژه نامه ها، فرهنگ اصطلاحات، متون فقهی، کتاب های بلاغی و تفسیری را کاوید و تعاریف را از دل آن ها درآورد تعریف هایی که این منابع ارائه می کنند، متنوع متفاوت و گاه متضاد یکدیگر است، از این رو در این جا نخست چند تعریف را ذکر می کنیم، سپس می کوشیم آن ها را بررسی و تحلیل نماییم و به تعریفی دقیق دست یابیم چرا که به نظر می رسد در باب تعریف دروغ سه دیدگاه وجود دارد.