فهرست کتاب


دروغ مصلحت آمیز، بحثی در مفهوم و گستره آن

سید حسن اسلامی‏

هدف این نوشتار

با توجه به فقر منابع و ادبیات در این زمینه و ضرورت طرح چنین مسائلی، این نوشتار در پی تبیین رابطه حکم کلی دروغ و دروغ های مجاز است. نگارنده کوشیده است تا به استناد متون و منابع مربوط پاره ای تنگناها را بنماید و دیدگاه های مختلف را تقریر و کاستی های احتمالی آن ها را نشان دهد. غالب کسانی که متعرض این بحث شده اند، در حد کلی گویی متوقف شده اند و از ورود به مطلب و طرح مورد به مورد مسائل آن، و به اصطلاح بررسی موردی تن زده اند، از این رو نگارنده کوشیده تا پرسش هایی را که در ذهن داشته است، طی فصل های این نوشته صورت بندی نماید و ساختار فعلی را عرضه کند.
این نوشته شامل دو بخش است:
طی بخش اول مباحث نظری دروغ را مطرح کرده ام. پس از ارائه چشم اندازی درباره آن، به تعریف دروغ، مفهوم دروغ مصلحت آمیز، دیدگاه های مختلف در مورد دروغ های مجاز، نظر کانت در این باب و معیار دروغ های مجاز پرداخته ام.
در بخش دوم موارد دروغ های مجاز؛ همچون دروغ در جنگ برای اصلاح، ترویج دین، مصالح سیاسی و دروغ به زن، کودکان بیماران دم مرگ و دروغ های بی ضرر را بررسی کرده ام و کوشیده ام براساس یافته های بخش اول، این گونه دروغ ها را ارزیابی کنم. پیوستی نیز در پایان کتاب آمده است که امکان داوری یا استنتاج های دیگر را برای خواننده فراهم می سازد.
این مسیر، روندگانی اندک داشت و راه سنگلاخ می نمود؛ با این حال به پیروی از فرمان حضرت مسیح علیه السلام از همین راه کم ره رو رفتم لذا اگر کاستی هایی در آن موجود است، از ناتوانی خود می دانم و اگر نکته ای خواندنی در آن باشد، جز با لطف خدا نیست.
گفتنی است که این نوشته در اصل رساله این جانب با نام بررسی مسئله دروغ در نظام اخلاق اسلامی بود که به عنوان پایان نامه کارشناسی ارشد در رشته مدرسی فلسفه و کلام اسلامی به مرکز تربیت مدرس دانشگاه قم ارائه و در سال 1379 با درجه عالی از آن دفاع شد. آن گاه با جرح و تعدیل و شرح و بسط مناسب، به صورتی که خوانندگان ارجمند ملاحظه می کنند در آمد؛ تا که قبول افتد و چه در نظر آید.
فراهم آمدن این اثر بی لطف خداوند و یاری عزیزان بسیار ممکن نبود. راهنمایی ها، توصیه ها، انتقادات و معرفی منابع از سوی این بزرگواران، زمینه ساز چنین کاری شد؛ از این رو بر خود لازم می دانم از همه این عزیزان تشکر کنم و از آن میان به ویژه منت دار آقایان دکتر محسن جوادی راهنمای اصل رساله دکتر امیر دیوانی مشاور رساله مسعود آذربایجانی و محمد علی حاجی ده آبادی مشاوران نوشته فعلی باشم.
گر خطا گفتیم، اصلاحش تو کن - مصلحی تو ای تو سلطان سَخُن
و ما توفیقی الا بالله
سید حسن اسلامی

بخش اول: مباحث نظری

فصل اول: کلیات
اخلاق از کهن ترین مفاهیم شناخته شده بشری است. در هر جامعه ای می توان جای پای اخلاق را دید؛ به گونه ای که به سادگی می توان ادعا کرد که هیچ جامعه ای بی اخلاق وجود ندارد. اساسا اجتماع مردم و تحقق جامعه در گرو تن دادن به قواعد رفتاری خاصی است که پاره ای از آن ها به عنوان اخلاق شناخته می شود. به سخن دیگر می توان اخلاق را هم زاد بشر دانست ریشه یابی واژگانی این اصطلاح در زبان عربی و انگلیسی گواه این ادعاست.

واژه شناسی اخلاق

واژه اخلاق جمع خلق است.(5) به گفته راغب اصفهانی، لغت شناس بزرگ، این واژه با کلمه خلق آفرینش هم ریشه است؛ یعنی هر دو واژه به معنای آفریدن و خلقت می باشد. راغب این دو را مانند شَرب و شُرب آشامیدن می داند که تنها از نظر آوایی با یکدیگر متفاوتند، نه معنایی؛ اما به گفته همو، طبق یک توافق ناگفته در موارد متفاوتی به کار می روند. اگر بخواهیم به شکل ظاهری افراد اشاره کنیم و خلقت صوری آنان مد نظرمان باشد، از تعبیر خلق با زیر استفاده می کنیم اما اگر بخواهیم از ویژگی های درونی افراد که با چشم دیده نمی شوند یاد کنیم، از واژه خلق با پیش بهره می گیریم. به تعبیر دیگر آن چه که با چشم سر دیده می شود خلق است و آن چه تنها با چشم دل دیده می شود، خلق نام می گیرد.(6) گاه به جای خُلق از خُلُق (با دو ضمه) استفاده می شود که باز به همان معناست؛ مانند آن جا که خداوند پیامبرش را به خوش خویی ستوده می فرماید: (و انک لعلی خلق عظیم؛ تو دارای خویی والا هستی(7)) بدین ترتیب می توان اخلاق را به معنای ویژگی های روحی و نفسانی دانست. برای این که صفتی عنوان اخلاق به خود گیرد، باید پایدار باشد؛ بدین معنا که این صفت خاص چنان با شخص درهم آمیخته باشد که گویی جزئی از سرشت اوست عالمان اخلاق از این پایایی به عنوان ملکه یاد می کنند؛ یعنی صفتی چنان در فرد ریشه بدواند که بی هیچ تکلفی و به صرافت طبع خود را نشان بدهد؛ برای مثال آدم بزدلی که در شب از سایه خودش نیز می ترسد اگر به خاطر شرط بندی شبی را تا به صبح یک تنه در گورستانی متروک به سر ببرد و در شرط بندی نیز برنده شود، به او نترس گفته نمی شود و از نظر اخلاقی شجاع به شمار نمی آید، چرا که آن چه از او سر زده، با تکلفات بسیار بوده است. از این منظر شجاع کسی است که دلاوری و عکس العمل از موضع نترسی عادتش شده باشد؛ بنابراین اخلاق عبارت است از ویژگی های پایدار نفسانی. ملا مهدی نراقی عالم اخلاقی قرن سیزدهم هجری این اخلاق را چنین تعریف می کند: خلق عبارت است از ملکه ای نفسانی که مقتضی صدور افعال به راحتی و بدون نیاز به فکر و اندیشه(8) است.
مقصود از ملکه که در سخن عالمان اخلاق فراوان به کار می رود، کیفیتی است درونی و دیرپا که به سادگی برطرف نمی شود البته مراد آن نیست که این گونه خصوصیات همیشه ثابت هستند و به هیچ روی دگرگون نمی شود، اگر چنین باشد، دیگر سخن از اخلاق نابه جاست، چرا که صفات اخلاقی در اختیار هیچ کس نیست و هر کس همان گونه که سرشته شده است رفتار می کند. این بحث مربوط به حوزه تعلیم و تربیت است، از این رو به آن نمی پردازیم. اخلاق به این معنا، مشمول ارزش داوری نیست. به عبارت دیگر هر کس دارای اخلاق و ویژگی هایی است؛ کسی دست و دل باز است و دیگری، حساب گر. به گفته حافظ:
گنج زر گر نبود، کُنج قناعت باقی ست - آن که آن داد به شاهان، به گدایان این داد
از این منظر، اخلاق همه خصوصیات نفسانی پایدار چه خوب و چه بد را در بر می گیرد.
اخلاق گاه به معنای دیگری نیز به کار می رود. در معنای دوم. اخلاق به معنای رفتار یا خصوصیاتی است که در حوزه آگاهی ما قرار دارد و تابع اراده ماست؛ برای مثال اگر غافل گیرانه دست خود را با سرعت به چشم کسی نزدیک کنیم، به گونه ای غیر ارادی چشم خود را خواهد بست. این عکس العمل را نمی توان اخلاقی یا غیر اخلاقی دانست، چرا که در حوزه رفتارهای اختیاری او نیست. در این جا اخلاق تنها رفتارهای قابل کنترل انسانی چه خوب و چه بد را در بر می گیرد.
اخلاق معنای سومی نیز دارد. در این معنا، اخلاق تنها به معنای ارزش ها و خصوصیات مثبت به کار می رود. به تعبیر دیگر، اخلاقی یعنی خوب و غیر اخلاقی یعنی بد؛ حال آن که در معنای دوم اخلاقی به معنای رفتارهای ارادی و تحت حوزه آگاهی بود. بدین ترتیب در معنای سوم، شاهد گونه ای داوری هستیم؛ برای مثال هنگامی که می گوییم شجاعت اخلاقی است؛ یعنی آن را ستایش کرده و نیک می دانیم و هنگامی که می گویم بزدلی، غیر اخلاقی می باشد؛ یعنی آن که آن را بد و ناپسندیده می شماریم؛ در نتیجه می توان گفت که این اصطلاح به سه معنا به کار می رود:
الف) ویژگی پایدار نفسانی؛
ب) صفت نفسانی ارادی؛
ج) خصوصیت مثبت و پسندیده.(9)
طبق معنای سوم، مفروض آن است که صفاتی داریم که خوب اند و صفاتی وجود دارند که بد و ناخوشایند می باشند. از ویژگی های خوب به عنوان فضایل و از صفات بد به عنوان رذایل نام برده می شود.