فهرست کتاب


دروغ مصلحت آمیز، بحثی در مفهوم و گستره آن

سید حسن اسلامی‏

پیشینه بحث

برخلاف بحث های روایی فراوان در باب دروغ گویی، هیچ تک نگار مستقلی راجع به دروغ نداریم که این مسئله را از بعدهای مختلف کاویده باشد تنها رساله ای که در این باره می توان نام برد به گفته آقا بزرگ تهرانی رساله فی الکذب و انه قبیح حتی مایقال له النافع و بعض الجوابات نوشته میرزا محمد بن حسن شیروانی (متوفای 1098ه . ق) است که هم چنان به صورت خطی است.(3) از این رساله که بگذریم تا جایی که نگارنده کاویده است هیچ نوشته مستقلی درباره ماهیت دروغ و بیان نسبت دروغ های مجاز با حکم کلی دروغ در زبان فارسی نداریم این در حالی است که امروزه در غرب این مسئله از جهات گوناگون کاویده و بحث می شود و بیش از صدها هزار مطلب در این باب منتشر می گردد جالب است که بدانیم در اینترنت تنها با استفاده از کلید واژه دروغ (Lying) و از طریق ماشین جست وجوگر گوگل Google می توان به بیش از سه میلیون سند یعنی درست (3110000) درباره دروغ اعم از مقاله کتاب و آدرس اینترنتی دست یافت.
البته لازم است که به نوشته مرحوم آیت الله سید رضا صدر در این باب اشاره ای کنیم. ایشان سلسله سخن رانی هایی به صورت هفتگی داشتند که بعدها به صورت کتاب منتشر شد. کتاب های استقامت حسد و دروغ، محصول این سخن رانی ها بود.
طی سخن رانی های راجع به دروغ ایشان سبک قدما را دنبال می کردند که چاشنی آن، بحث های اجتماعی بود،(4) اما این کتاب هیچ یک از پرسشهای فوق را پاسخ نمی دهد. بلکه خواندن آن پرسش های دیگری پدید می آورد این ادعا به معنای نادیده گرفتن ارزش این کتاب نیست. بی شک این کتاب مخاطبان خاص خود را دارد و تقریری خوب و آسان یاب از مفاسد دروغ ارائه می کند، اما آن چه که باید بدان جواب داد، تبیین رابطه موارد دروغ مجاز با اصل حکم دروغ است که در این کتاب طرح نشده و بدان پاسخی نداده است.
باری، از این نوشته که بگذریم، نوشته مستقلی که دروغ را از منظر اخلاقی کاویده باشد، در زبان فارسی نداریم؛ حال آن که این چنین بحث هایی بسیار ضروری است.

هدف این نوشتار

با توجه به فقر منابع و ادبیات در این زمینه و ضرورت طرح چنین مسائلی، این نوشتار در پی تبیین رابطه حکم کلی دروغ و دروغ های مجاز است. نگارنده کوشیده است تا به استناد متون و منابع مربوط پاره ای تنگناها را بنماید و دیدگاه های مختلف را تقریر و کاستی های احتمالی آن ها را نشان دهد. غالب کسانی که متعرض این بحث شده اند، در حد کلی گویی متوقف شده اند و از ورود به مطلب و طرح مورد به مورد مسائل آن، و به اصطلاح بررسی موردی تن زده اند، از این رو نگارنده کوشیده تا پرسش هایی را که در ذهن داشته است، طی فصل های این نوشته صورت بندی نماید و ساختار فعلی را عرضه کند.
این نوشته شامل دو بخش است:
طی بخش اول مباحث نظری دروغ را مطرح کرده ام. پس از ارائه چشم اندازی درباره آن، به تعریف دروغ، مفهوم دروغ مصلحت آمیز، دیدگاه های مختلف در مورد دروغ های مجاز، نظر کانت در این باب و معیار دروغ های مجاز پرداخته ام.
در بخش دوم موارد دروغ های مجاز؛ همچون دروغ در جنگ برای اصلاح، ترویج دین، مصالح سیاسی و دروغ به زن، کودکان بیماران دم مرگ و دروغ های بی ضرر را بررسی کرده ام و کوشیده ام براساس یافته های بخش اول، این گونه دروغ ها را ارزیابی کنم. پیوستی نیز در پایان کتاب آمده است که امکان داوری یا استنتاج های دیگر را برای خواننده فراهم می سازد.
این مسیر، روندگانی اندک داشت و راه سنگلاخ می نمود؛ با این حال به پیروی از فرمان حضرت مسیح علیه السلام از همین راه کم ره رو رفتم لذا اگر کاستی هایی در آن موجود است، از ناتوانی خود می دانم و اگر نکته ای خواندنی در آن باشد، جز با لطف خدا نیست.
گفتنی است که این نوشته در اصل رساله این جانب با نام بررسی مسئله دروغ در نظام اخلاق اسلامی بود که به عنوان پایان نامه کارشناسی ارشد در رشته مدرسی فلسفه و کلام اسلامی به مرکز تربیت مدرس دانشگاه قم ارائه و در سال 1379 با درجه عالی از آن دفاع شد. آن گاه با جرح و تعدیل و شرح و بسط مناسب، به صورتی که خوانندگان ارجمند ملاحظه می کنند در آمد؛ تا که قبول افتد و چه در نظر آید.
فراهم آمدن این اثر بی لطف خداوند و یاری عزیزان بسیار ممکن نبود. راهنمایی ها، توصیه ها، انتقادات و معرفی منابع از سوی این بزرگواران، زمینه ساز چنین کاری شد؛ از این رو بر خود لازم می دانم از همه این عزیزان تشکر کنم و از آن میان به ویژه منت دار آقایان دکتر محسن جوادی راهنمای اصل رساله دکتر امیر دیوانی مشاور رساله مسعود آذربایجانی و محمد علی حاجی ده آبادی مشاوران نوشته فعلی باشم.
گر خطا گفتیم، اصلاحش تو کن - مصلحی تو ای تو سلطان سَخُن
و ما توفیقی الا بالله
سید حسن اسلامی

بخش اول: مباحث نظری

فصل اول: کلیات
اخلاق از کهن ترین مفاهیم شناخته شده بشری است. در هر جامعه ای می توان جای پای اخلاق را دید؛ به گونه ای که به سادگی می توان ادعا کرد که هیچ جامعه ای بی اخلاق وجود ندارد. اساسا اجتماع مردم و تحقق جامعه در گرو تن دادن به قواعد رفتاری خاصی است که پاره ای از آن ها به عنوان اخلاق شناخته می شود. به سخن دیگر می توان اخلاق را هم زاد بشر دانست ریشه یابی واژگانی این اصطلاح در زبان عربی و انگلیسی گواه این ادعاست.