فهرست کتاب


روح عرفانی روح الله

محمد رضا رمزی ‏اوحدی‏

در بیان مدح رسول خدا صلی الله علیه و آله و عظمت کار آن حضرت است

صلوات و سلام خداوند بر رسول خدا، پیامبر عظیم الشأن که یک تنه قیام فرمود در مقابل بت پرستان و مستکبرین و پرچم توحید را به نفع مستضعفین به اهتزاز درآورد و از قلت عده و عدد نهراسید و با عده قلیل بدون ساز و برگ جنگی کافی و با نیروی ایمان و قدرت تصمیم بر سرکشان و ستمکاران تاخت وندای توحید را در کمتر از نیم قرن بر بزگترین معموره جهان به گوش جهانیان رسانید. قابل انکار و محتاج تذکر نیست که اسلام بزرگ، دین توحید و شکننده شرک و کفر و بت پرستی هاست، دین فطرت و رهایی بخش از قید و بندهای طبیعت و وسواس شیاطین جن و انس در نهان و ظاهر است و دین سیاست، مدن وراهنمای صراط مستقیم لاشرقیه و لاغربیه است... گردش به دور خانه خدا نشان دهنده است که به غیر از خدا، گرد دیگری نگردید و رجم و عقبات، رجم شیاطین انس و جن است (779).

در حمد و ستایش حق تعالی است

حمد وسپاس آن پروردگاری را سزاست که از ممکن غیب هویت بر حضرت اسمایی تجلی فرمود و اسمای ذاتی او به حقیقت او به حقیقت عمایی در حضرت واحدیت پیدایی نمود و جمله نعوت و صفاتیش دراحدیت غیبش صورت یکتایی گزید و نعمای وی به وجهه باطنیش کسوت یگانگی پوشید و ذات پاکی که در تسبیه تعالی فرمود و همانند گشت و در تنزیه نزدیک آمد و تجلی فرمود.
و او راست کلیدهای گنجینه های غیب اسماء و مخاتیم و مهرکرده های حقایق نعمتها، پس منزهی تو، پروردگارا که منتهی آرزوی عارفان از ذروه کمال حضرت احدیتت کوتاه گردید و پندارهای وصف کنندگان از نیل به هویت کبریایت بی بهره باز گردید... و درود بر تو باد بر پیروان و اهل بیت، او که مفاتیح ظهورند و چراغهای نورند، بل نور بر سر نورند، و هر که را خدا نوری به وی نداد (تا هدایتش کند به سوی ایشان) او را نوری نباشد (780). بویژه بر آنکه ولایت محمدی به نام او ختم کرده شد و دهش های احمدی را او گیرنده شد، آنکه به ربوبیت ظهور کرد پس از آنکه پدران او به عبودیت ظاهر گردیدند که عبودیت گوهری است که باطن آن ربوبیت است، آنکه خلیفه حق در ملک و ملکوت و وجودش گنجینه نام های خداوند پایدار لایموت گشت، امام غایب از دیده پنهان، منتظر (محبان و امیدواران ثمره و ولیده حق دوستان و حق پرستان، خدایا جانهای ما فدای او بگردان (781).

در مدح الهی است

سپاس و ثنا مخصوص خدایی است که در حجاب غیب ذات که مقام عما است جایگزین و در غیبت صفات و اسماء پرده نشین است، خدایی که باطن است و ظاهر، باطن است و با عزت جلالش در کمال خفا، ظاهر است و در پرتو نور جمالش در احتجاب، خدایی که از چشم دل اولیائش به واسطه قهاریت که یا پنهان است و در آئینه وجود خلفایش با انعکاس نورش ظاهر.
و درود و سلام براصل نوار و رازدار سر اسرار و کسی که در اقیانوس غیب هویت غوطه ور و تعین های دوئیت و جدایی او از حق تعالی (هم چون قطره ای در دریا) محو و نابود شده است. اصل اصول حقیقت خلافت است و سرشته دو دست جلال و جمال، بازگشای هر آنچه رمز احدیت است و جلوه گاه هر آنچه حقیقت الهیت، آئینه تمام نما و سراپا مجد و بزرگواری، سرور ما ابوالقاسم محمد که درودهای خداوندی بر او و بر فرزندانش باد که همچون آفتاب درخشان از فلک خلافت احمدیه سربرآورده و ماه تابان افق ولایت علویه می باشند. مخصوصاً جانشین آن حضرت که در ملک و ملکوت قائم مقام او است و در حضرت جبروت و لاهوت با حقیقت او متحد است .او ریشه درخت طوبی و حقیقت سدرة المنتهی است و در مقام او ادنی برترین رفیق آن حضرت است. روحانیون را آموزگار و انبیاء و مرسلین را یار و مددکار، امیرالمؤمنین علی که درودهای خدا و فرشتگان و پیامبران بر او باد(782).