فهرست کتاب


روح عرفانی روح الله

محمد رضا رمزی ‏اوحدی‏

دربیان حب باریتعالی است

و من یقاتل فی سبیل الله فیقتل او یغلب فسوف نؤتیه اجراً عظیماً این اجر عظیم که به قلم با عظمت، عظیم مطلق وعده داده شده است، چگونه آن را با فکر ناچیز بشر می توان تحلیل کرد گویی این اجر عظیم همان حب خداوند تعالی است که در سوره مبارکه صف آمده است:
ان الله یحب الذین یقاتلون فی سبیله صفاً کأنهم بنیان مرصوص محبوبیت نزد بارگاه احدی را کدام فیلسوف توانا یا عارف علمی بزرگ دانا، می تواند درک کند تا از آن سخن گوید و یا به سخن قلم درآورد؟ آیا این حب، نافله است که در نتیجه قرب به آن بنده خاکی، پابر سر ملک و ملکوت اعلا نهد وحق جل و علا با جاذبه غیبی خویش سمع وبصر و قلب او شود و آنچه بشنود یا ببیند یا ذوق عرفانی کند با سمع و بصر و قلب حق جل و علا باشد و نبیند جز به بصر حق و نشنود جز به سمع حق و نداند جز به علم حق و حجاب ها مرتفع شود و جهان را آنچه که هست مشاهده کند که: اللهم ارنی الاشیاء کما هی یا قرب فریضه است که در آن شخص و شخصیت محو شد و صعق رخ دهد وخود و خودی از میان برود و کثرت به تمام معنی رخت بربندد و نه چشمی باشد و نه گوشی و نه باطنی و نه ظاهری هو الاول و الاخر و الباطن دیگر سبیل در کار نیست و اسم و رسمی بجا نمی ماند، اینان از خانه خارج شدند و موت آنان را ادراک نمود و قدم ها و قلم ها شکسته شده است (778).

در بیان مدح رسول خدا صلی الله علیه و آله و عظمت کار آن حضرت است

صلوات و سلام خداوند بر رسول خدا، پیامبر عظیم الشأن که یک تنه قیام فرمود در مقابل بت پرستان و مستکبرین و پرچم توحید را به نفع مستضعفین به اهتزاز درآورد و از قلت عده و عدد نهراسید و با عده قلیل بدون ساز و برگ جنگی کافی و با نیروی ایمان و قدرت تصمیم بر سرکشان و ستمکاران تاخت وندای توحید را در کمتر از نیم قرن بر بزگترین معموره جهان به گوش جهانیان رسانید. قابل انکار و محتاج تذکر نیست که اسلام بزرگ، دین توحید و شکننده شرک و کفر و بت پرستی هاست، دین فطرت و رهایی بخش از قید و بندهای طبیعت و وسواس شیاطین جن و انس در نهان و ظاهر است و دین سیاست، مدن وراهنمای صراط مستقیم لاشرقیه و لاغربیه است... گردش به دور خانه خدا نشان دهنده است که به غیر از خدا، گرد دیگری نگردید و رجم و عقبات، رجم شیاطین انس و جن است (779).

در حمد و ستایش حق تعالی است

حمد وسپاس آن پروردگاری را سزاست که از ممکن غیب هویت بر حضرت اسمایی تجلی فرمود و اسمای ذاتی او به حقیقت او به حقیقت عمایی در حضرت واحدیت پیدایی نمود و جمله نعوت و صفاتیش دراحدیت غیبش صورت یکتایی گزید و نعمای وی به وجهه باطنیش کسوت یگانگی پوشید و ذات پاکی که در تسبیه تعالی فرمود و همانند گشت و در تنزیه نزدیک آمد و تجلی فرمود.
و او راست کلیدهای گنجینه های غیب اسماء و مخاتیم و مهرکرده های حقایق نعمتها، پس منزهی تو، پروردگارا که منتهی آرزوی عارفان از ذروه کمال حضرت احدیتت کوتاه گردید و پندارهای وصف کنندگان از نیل به هویت کبریایت بی بهره باز گردید... و درود بر تو باد بر پیروان و اهل بیت، او که مفاتیح ظهورند و چراغهای نورند، بل نور بر سر نورند، و هر که را خدا نوری به وی نداد (تا هدایتش کند به سوی ایشان) او را نوری نباشد (780). بویژه بر آنکه ولایت محمدی به نام او ختم کرده شد و دهش های احمدی را او گیرنده شد، آنکه به ربوبیت ظهور کرد پس از آنکه پدران او به عبودیت ظاهر گردیدند که عبودیت گوهری است که باطن آن ربوبیت است، آنکه خلیفه حق در ملک و ملکوت و وجودش گنجینه نام های خداوند پایدار لایموت گشت، امام غایب از دیده پنهان، منتظر (محبان و امیدواران ثمره و ولیده حق دوستان و حق پرستان، خدایا جانهای ما فدای او بگردان (781).