فهرست کتاب


روح عرفانی روح الله

محمد رضا رمزی ‏اوحدی‏

موعظه 311: سفر طولانی آخرت

به خدا قسم که انسان خسارتش به قدری است که اگر اطلاع بر آن حقیقتاً پیدا کند، آرام و قرار نخواهد گرفت، تمام سرمایه های سعادت خود را از دست داده، سهل است، در راه تحصیل شقاوت خرج نموده و با عرق جبین و کد یمین برای خود، جهنم و آتش تهیه کرده. برای احتیاج چند ساله به زندگانی دنیا، تمام اوقات خود را که باید صرف تحصیل زندگانی ابدی کند، از دست داده و دلبستگی به جایی پیدا کرده که پس از چند روزی دست خواهد داد و به جز حسرت و ندامت چیزی عایدش نشود.
خلیل آسا در علم الیقین زن - ندای لا احب الافلین زن
انسان اگر قدری در حال اولیاء علیهم السلام که معلمین عملی بشر هستند دقت کند، در می یابد خسران خود را (580).

موعظه 312: دانش واقعی

بدان که هر علم و عملی که انسان را از هواهای نفسانی و صفات ابلیس دور کند و از سرکشی های نفس بکاهد، آن عمل نافع الهی و عمل صالح مطلوب است و به عکس، هر علم و عملی که در انسان عجب و سرکشی ایجاد کند یا دست کم از صفات نفسانیه و رذائیل شیطانیه انسان را مبرا نکند، آن علم و عمل از روی تصرف شیطان و نفس اماره است... و میزان در سیر و سلوک حق و باطل، قدم نفس و حق است و علامت آن را از ثمراتش باید دریافت (581).

موعظه 313: دربیان توجه به دنیا و حب آن و راه علاج آن

مثل ما در این دنیا مثل درختی است که ریشه به زمین بند نموده، هر چه نورس باشد، زودتر و سهل تر ریشه آن بیرون می آید و فی المثل اگر درخت احساس درد و سختی می کرد، هرچه ریشه آن کمتر و سست تر بود، درد و سختی کمتر بود. نونهالی را که تازه پنجه به زمین بند کرده، با زور کمی، تمام ریشه اش بی زحمت و فشار بیرون می آید، ولی چون سالها بر آن گذشت و ریشه های آن در اعماق زمین فرو رفت و ریشه های اصلی و فرعی آن در باطن ارض پنجه افکند و محکم شد، در بیرون آوردن آن محتاج به تیشه و تبر شوند تا ریشه های او را قطع کنند و در هم شکنند...
ریشه حب دنیا و نفس که - که به منزله ریشه اصلی است - و فروع آنها از حرص و طمع و حب زن و فرزند و مال و جاه و امثال آن تا در نفس، نورس و نونهال است، اگر انسان را بخواهند از آنها جدا کنند و ببرند، زحمتی ندارند، نه فشار عمال موت و ملائکةالله را لازم دارد و نه فشار بر روح و روان انسان واقع شود...
درخت هر چه بزرگ شود، چند متری بیشتر از زمین را فرا نگیرد و ریشه ندواند، ولی درخت حب دنیا به تمام پهنا در عالم طبیعت - در ظاهر و باطن - ریشه افکند... و لهذا از بن کندن این درخت را به سلامت ممکن نیست. انسان با این محبت در خطری عظیم است(582)
چون انسان این مطلب را دریافت و با عین انصاف و چشم بصیرت به اول و آخر امر خود نظر کرد، بر خود حتم و لازم شمارد که حتی الامکان این خار طریق (را) که اسم آن محبت و رغبت به دنیا و مال و منال آن است از سر راه سلوک خود بردارد. و این خطیئه مهلکه را که رأس همه خطیئه است (583) و ام هر مرض است از خانه قلب خود دور کند و این خانه راکه منزلگاه محبوب و محل تجلی مطلوب است از قذارت پاک و از جنود ابلیس و شرک شیطان تطهیر کند و دست غاصبانه دیو پلید را از خانه خدا کوتاه و بت ها را از طارق و رواق آن فرو ریزد تا صاحب خانه به منزل خود عنایت پیدا کند و از جلوه های خود آن را روشنی دهد(584).