فهرست کتاب


روح عرفانی روح الله

محمد رضا رمزی ‏اوحدی‏

موعظه 291: انکار کردن نفس

و اما عمل صالح که برای تبدیل احوال نفس و حالت ظلمت و جحود آن به نورانیت و تصدیق فایده دارد، بر دو نوع است: یکی اعمال قلبیه و دیگر اعمال قالبیه است و مراد از اعمال قلبیه در این مقام، اعمالی است که فطرت را به حالت اولیه خود برگرداند و استرجاع روحانیت فطریه کند و عمده آن توبه است به شرایط باطنیه و ظاهریه (543) و پس از آن اشتغال به تزکیه و تطهیر قلب و تصفیه و تلخیص آن از غواشی طبیعیه - که عمده آن حب دنیا و خودخواهی و خودبینی و خود رأیی است - پیدا کند که از مهمات باب سلوک الی الله است که اهل مجاهده و سلوک به آن از هر چیز بیشتر اهمیت دهند. و اما عمل قالبی در این مقام، اعمالی است که نفس را متذکر احوال خود کند و از خواب گران و سکر طبیعت برانگیزد و آن اشتغال به اذکار وارده از اهل بیت وحی و طهارت است با شرایط آن - که عمده، حضور قلب، است - به مقصد تذکر نفس و بیدار نمودن آن در اوقاتی که اشتغال نفس به کثرت و دنیا کمتر باشد، مثل اواخر شب و بین الطلوعین (544).

موعظه 292: انس گرفتن با ذکر الله

آری، با ذکر حقیقی، حجاب های بین عبد و حق خرق (545) شود و موانع حضور مرتفع گردد و قسوت و غفلت قلب برداشته شود و درهای ملکوت اعلی به روی سالک باز شود وابواب لطف و رحمت حق به روی او گشوده گردد ولی عمده آن است که قلب در آن ذکر زنده باشد و مرده نباشد و با مردگان انس نگیرد و آنچه غیر حق و وجه مقدس اوست از مردگان است، و دل با انس با آن مردگی و مردارخوری نزدیک شود: کل شی ء هالک الا وجهه (546) رسول خدا فرمود: راست ترین شعری که عرب گفته شعر لبید است که گفته: الا کل شی ء ما خلاالله باطل (547) دل به دیگر موجودات بستن، - هر موجودی باشد - از خدا غافل شدن است (548).

موعظه 293: بیان بعضی از اذکار سیر وسلوک

بالجملة ما برای زنده نمودن دل، ذکر(549) خدا و خصوص اسم مبارک یا حی یا قیوم با حضور قلب مناسب است... و از بعض اهل ذکر و معرفت (550) منقول است که در هر شب و روزی، یک مرتبه در سجده رفتن و بسیار گفتن لااله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین (551) برای ترقیات روحی خوب است و از بعضی سالکان (552) راه آخرت نقل فرموده که چون ازحضرت استاد خود فایده این عمل را شنید، در هر شبی و روزی یک مرتبه سجده می رفت و هزار مرتبه این ذکر شریف را می گفت و از بعضی دیگر نقل فرموده که سه هزار مرتبه می گفت (553) و از حضرت زین العابدین و سید الساجدین علی بن الحسین علیهماالسلام منقول است که سنگ خشن زبری را ملاحظه فرمود، سر مبارک را بر آن نهاد و سجده نمود و گریه کرد و هزار مرتبه گفت: (554) لااله الاالله حقاً حقاً، لااله الاالله تعبداً و رقاً، لااله الاالله ایماناً و تصدیقاً (555).