فهرست کتاب


روح عرفانی روح الله

محمد رضا رمزی ‏اوحدی‏

موعظه 287: توجه به قدرت خداوند

ای انسان محجوب!
که در نعمت های بی سابقه الهی غرقی و در رحمت های رحمانی و رحیمی فرو رفتی و ولی نعمت خود را گم کردی، اکنون که به حد رشد و تمیز رسیدی، به هر حشیشی متشبث و به هر پایه سستی معتمد شوی؟! امروز که باید با تفکر در نعمت ها و رحمت های الهیه دست طلب را از مخلوق ضعیف کوتاه کنی و با نظر به الطاف عامه و خاصه حق، - جل و علا - پای کوشش را از در خانه غیر حق ببری و اعتماد جز به رکن رکین (533) رحمت الهی نکنی، چه شده است که از ولی نعم خود غفلت کرده و به خود و عمل خود و مخلوق و عمل آن ها اعتمادی کردی و مرتکب چنین شرکی خفی یاجلی شدی؟ آیا در مملکت حق تعالی، متصرفی جز خود ذات مقدس یافتی یا قاضی الحاجات دیگری سراغ گرفتی، یا دست رحمت حق را کوتاه و مغلول (534)می دانی یا نطاق (535) رحمت او را از خود کوتاه می بینی یا او را از خود و احتیاج خود غافل می پنداری، یا قدرت و سلطنت او را محدود می بینی یا او را به بخل و غل (536) و شح (537) نسبت می دهی؟ (538).

موعظه 289: لذات جسمانی

یکی از لذات جسمانی که نفس به آن متوجه است و از طرق استراحت می داند، ذلت ذائقه است - که لذت ذائقه أکل باشد - که ما اهل دنیا و محجوبان آن را اهمیت می دهیم اکنون اگر از روی دقت حساب شود، برای تحصیل مقدمات یک غذای لذیذ در دنیا، چه تعب هایی اهل دنیا به خود راه می دهند؟! از مقدمات بعیده، اگر حساب شود، مصیبت عظیم رخ می دهد تا وقتی که آن را تحصیل کرد، با آن همه مزاحمات و معارضات بیشمار، در طبخ و اصلاح آن، محتاج به تعب های بسیار است. حتی در وقت أکل نیز مقدماتی دارد که خالی از زحمت و تعب نیست. منتهی آن که انسان، چون مأنوس است به نظرش نمی آید و پس از خوردن اول تعب های هضم و دفع که هر یک مصیبتی است که اگر عالم البلوی (539) نبود و انس نبود هیچ وقت انسان حاضر برای تحمل هیچ یک نبود. این حال لذات این عالم است (540).

موعظه 290: بدترین حالت نفس

بدان که انسان تا در این عالم طبیعت - که عالم ماده و تغیر است - واقع است، می تواند حالت جحود و انکار را - که از بدترین احوال نفس است و موجب خذلان نفس و خسران ابدی است - تغییر دهد و از تحت تصرف جند جهل و شیطان بیرون آید و در تحت تصرف عقل و رحمان وارد شود و آن به علم نافع و عمل صالح انجام پذیرد. اما علم نافع، تفکر در لطایف مصنوعات و دقایق اسرار وجود است و این تفکر از برای متوسطین ابوابی از معرفت باز کند، گرچه برای کاملین حجاب است و این حسنه قلبیه ابرار، سیئه مقربان درگاه است. طریق تفکر در لطایف صفت بی شمار است ولی از همه چیز نزدیک تر به ما،خود ما است و معرفت نفس، بلکه ساختمان بدن، بلکه افعال بدن، طریق معرفت الله است (541) من عرف نفسه فقد عرف ربه (542).