فهرست کتاب


روح عرفانی روح الله

محمد رضا رمزی ‏اوحدی‏

موعظه 277: بی توجهی به قیامت و آثار آن

بیچاره انسان غافل!
در امور زایله دنیا - که خود می داند و هر روز می بیند که اهل آن، آن را می گذارند و می روند و حسرت ها را می برند - این قدر اهمیت می دهد و با کمال جد و جهد در جمع و تحصیل آن می کوشد و خود را با هر ذلت و زحمت و هر محنت و تعبی رو به رو می کند و از هیچ عار و ننگی پرهیز نمی کند. ولی برای تحصیل ایمان - که کفیل سعادت ابدی اوست - اینقدر سست و افسرده است که با اینهمه مواعظ انبیاء و اولیاء و اینهمه کتابهای آسمانی باز از سستی و سهل انگاری دست نکشیده و به فکر روزگار مصیبت وذلت و زحمت خود نیفتاده، موعظت های قرآنی و وعد وعید آن - که سنگ خارا را نرم می کند و کوههای عالم را خاشع می کند - در دل سخت این انسان اثر نکند! آری خدای تعالی فرماید: لو انزلنا هذا القرآن علی جبل لرأیته خاشعاً متصدعاً من خشیة الله و تلک الامثال نضربها للناس لعلهم یتفکرون (519)

موعظه 278: جایگاه تفکر و اثر آن در سیر وسلوک

ای انسان سخت دل !
تفکر کن، ببین مرض قلبی تو چیست که دل تو را از سنگ خارا سخت تر کرده و قرآن خدا را، که برای نجات تو از عذابها و ظلمت ها آمده نمی پذیرد؟! آری دام های شیطان که به صورت دنیا و زرد و سرخ در نظرت جلوه نموده راه گوش و چشمت را بسته وقلبت را منکوس نموده. اکنون تفکر کن در آیه شریفه که فرماید: و لقد ذرأنا لجهنم و لهم کثیراً من الجن و الانس لهم قلوب لایفقهون بها و لهم اعین لایبصرون بها و لهم اذان لایسمعون بها و اولئک کالانعام بل هم اضل اولئک هم الغافلون (520). ببین علامت کسانی که برای جهنم خلق شده اند و نشانه جهنمیان در تو هست؟قلبی که از تو تدبر و تفقه و برگرداندن ظاهر دنیا را به باطن آن محروم باشد با گوشت پاره که دل حیوانی را تشکیل می دهد فرقی ندارد. چشمی که جز صورت این عالم را نبیند و از نظر عبرت و حکمت کور باشد و گوشی که جز اصوات این عالم را نشنود و از مواعظ الهیه منعزل باشد و حکم و نصایح را نپذیرد، با چشم و گوش حیوانات ممتاز نیست(521).

موعظه 279: افزون طلبی های نفس

گاهی شود که بر اثر غضب یا حب ریاست یک نفر، صدها هزار خانواده، بنیان کن شود و اساس رشته یک جمعیت گسسته گردد. هیچ یک از حیوانات آتش غضبشان به این سوزندگی و تنور شهوتشان به این گرمی نیست. انسان است که برای غضب و شهوتش پایان نیست. و حرص و طمع راهیچ چیز فرو ننشاند. انسان است که با اغلوطه و شیطنت و مکر و خدعه خانمان هایی را به قبرستان نیستی فرستد و عائله هایی را به باد هلاکت دهد. عالم به همه آسمان و زمینش، اگر طعمه این جانور(انسان) شود آتش حرص و طمعش فرو ننشیند و ممالک عالم اگر مسخر او گردد، از خواهش های نفسانی او نکاهد. دیگر حیوانات چون به طعمه خود رسیدند آتش شهوت آنها فرو ننشیند(522).