فهرست کتاب


روح عرفانی روح الله

محمد رضا رمزی ‏اوحدی‏

موعظه 270: ایمان ادعائی

ما همه داد از توحید می زنیم و حق تعالی را مقلب القلوب و الابصار می خوانیم؛ و الخیر کله بیده و الشر لیس الیه (503) می سراییم ولی باز درصدد جلب قلوب بندگان خدا هستیم و دائماً خیرات را از دست دیگران تمنا داریم. اینها نیست جز اینکه با حقایق عقیله ای است که قلب از آن بی خبر است و یا لقلقه های لسانی است که به مرتبه ذکر حقیقی نرسیده. ما همه قرآن شریف را می دانیم (که) از معدن وحی الهی برای تکمیل بشر و تخلیص انسان از محبس ظلمانی طبیعت و دنیا نازل شده است و وعد (و) وعید آن همه حق صراح حقیقت ثابته است و در تمام مندرجات آن شائبه خلاف واقع نیست، با این وصف این کتاب بزرگ الهی در دل سخت ما به اندازه یک کتاب قصه تأثیر ندارد نه دلبستگی به وعده های آن داریم تا دل را از این دنیای دنی و نشئه فانیه برگیریم و به آن نشئه باقیه ببندیم و نه خوفی از وعید آن در قلب ما حاصل آید تا از معاصی الهیه و مخالفت با ولی نعمت احتزار کنیم. این نیست جز آن که حقیقت و حقیقت قرآن به قلب ما نرسیده و دل ما به آن نگرویده و ادراک عقلی بسیار کم اثر است و با این و محروم ماندن از همه معارف و سرائر برای همین نکته است (تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل) (504).

موعظه 271: علت عدم تأثیر قرآن بر نفس آدمی در چیست؟

اکنون درست تفکر کن! ببین صدر یا ذیل این آیه شریفه که آیه چهل و (چهارم) (505) از سوره مبارکه فصلت است با ما تطبیق می کند؟
می فرماید: قل هو للذین آمنوا هدای وشفا و الذین لایؤمنون فی اذانهم و قرو و هو علیهم عمی اولئک ینادون من مکان بعید) (506) کجاست آن هدایت و شفای امراض باطنی که برای مؤمنین از قرآن شریف حاصل می شود؟ چه شده است که در گوش ما این آیات شریفه فرو نمی رود و برای ما خود، حجاب فوق می شود؟! این نیست جز آن که نور ایمان در قلب ما نازل نشده است و علوم ما به همان حد علمی باقی مانده و به لوح قلب وارد نگردیده و در این باب، در قرآن شریف آیات بسیاری است (507) که با مقایسه حال خود با آن آیات و تطبیق آن آیات با صفات خود، به خوبی حال ما معلوم خواهد شد(508).

موعظه 272: علت تنفر از مرگ

و عمده تنفر از موت از باب این است که در قلب محجوبین، ایمان به عوالم بعد الموت و حیات و بقای ابدی وارد نشده و موت را فنا گمان می کنند و چون فطرت از فنا منزجر و متنفر است و به بقا عاشق است، تنفر از موت در محجبان پیدا شده.
با آن که فطرت اصلیه که عاشق بقای ابدی است، همین عشق پیوستگی به معاد و عالم ما بعد الموت است، زیرا که حیات دنیاوی ممکن نیست ابدی باشد و چون زایل است فطرت از آن متنفر است و نشئه ثانیه غیبیه که نشئه باقیه است، معشوق فطرت است. پس ایمان به یوم الاخره یعنی نشئه ما بعد الدنیا از فطریات است (509).