فهرست کتاب


روح عرفانی روح الله

محمد رضا رمزی ‏اوحدی‏

موعظه 265: ناپایداری دنیا

بدان که از برای قلب که مرکز حقیقت فطرت است، دو وجهه است: یکی وجهه به عالم غیب و روحانیت و دیگر وجهه به عالم شهادت و طبیعت و چون انسان ولیده عالم طبیعت و فرزند نشئه دنیاست - چنانچه آیه شریفه: (اما هاویه) (493) نیز شاید اشاره به آن باشد - از بدو خلقت در غلاف طبیعت تربیت شود و روحانیت و فطرت در این حجاب وارد شود و کم کم احکام طبیعت رشد و نمای طبیعی کند احکام بر آن بیشتر چیره و غالب شود و چون به مرتبه طفولیت رسد با سه قوت، هم آغوش باشد که این سه قوه شیطنت - که ولیده واهمه است - و قوه غضب و شهوت می باشد و هرچه رشد حیوانی کند این سه قوه در او کامل شود و رشد نماید و احکام طبیعت و حیوانیت بر آن غالب شود و شاید کریمه شریفه: لقد خلقنا الانسان فی احسن تقومی ثم رددناه اسفل سافلین (494) اشاره باشد به نور اصلی فطرت که تخمیر به ید قدرت حق تعالی شده و آن احسن تقویم است زیرا که بر نقشه کمال مطلق و جمال تمام است و رد به اسفل سافلین اشاره به این احتجاب به طبیعت - که اسفل سافلین است - باشد و چون این احتجابات و ظلمات و کدورات بر نفس غالب و چیره است و کم اتفاق افتد که کسی به خودی خود بتواند از این حجب بیرون آید و بافطرت اصلیه سیر به عالم اصلی خود بنماید و به کمال مطلق و نور جمال و جلال مطلق برسد، حق، - تبارک و تعالی - به عنایت ازلی و رحمت واسعه انبیاء عظام علیهم السلام را برای تربیت بشر فرستاد و کتب آسمانی را فرو فرستاد تا آنها از خارج، کمک به فطرت داخلیه کنند و نفس را از این غلاف غلیظ نجات دهند (495).

موعظه 266: مراقبه

باید دانست!
که اگر انسان از خود غفلت کند و در صدد اصلاح نفس و تزکیه آن برنیاید و نفس را سرخود بار آورد، هر روز، بلکه هر ساعت بر حجاب های آن افزوده شود و از پس هر حجابی، حجابی بلکه برای او پیدا شود تا آن جا که نور فطرت بکلی خاموش و منطفی شود و از محبت الهیه در آن اثری و خبری باقی نماند، بلکه از حق تعالی و آنچه به او مربوط است از قرآن شریف و ملائکة الله و انبیاء عظام و اولیاء کرام علیهم السلام و دین حق وجمله فضائل متنفر گردد و ریشه عداوت حق - جل و علا - و مقربان درگاه مقدس او در قلبش محکم و مستحکم گردد تا آنجا که بکلی درهای سعادت بر او بسته شود و راه آشتی با حق تعالی و شفعاء علیهم السلام منسد گردد و مخلد در ارض طبیعت گردد که باطن آن در عالم دیگر جلوه کند و آن مخلود در عذاب جهنم است (496).

موعظه 267: سرمایه های فطری در انسان

و خسران و حسرت بلکه تعجب و حیرت در آن است که همان فطرتی که براق سیر اولیاء است به معراج قرب حضرت باری - جل و علا - و سرمایه وصول آنها است به کمال مطلق، همان انسان سرخود را به نهایت شقاوت و بعد از ساحت قدس کبریا رساند و این بالاترین خسرانها است، چنانچه حق تعالی فرماید: والعصر ان الانسان لفی خسر (497) چه خسرانی بالاتر از این که انسان سرمایه سعادت ابدی را خرج در راه تحصیل شقاوت ابدی کند و آنچه را که حق تعالی به او داده که او را به حق اوج کمال رساند، همان او را به حضیض نقص کشاند؟!(498).