فهرست کتاب


روح عرفانی روح الله

محمد رضا رمزی ‏اوحدی‏

موعظه 255: راه صحیح و سعادت

اسلام آمده است که قلوب یک انسان را، قلب های انسان را که سرگردان هستند و کمال مطلق دنبالش هستند و نمی دانند کجاست، این سرگردان ها را می خواهد هدایت کند، راهنمایی کند به آن راهی که به آنجا می رسند.در قرآن و در نماز می خوانید: اهداناالصراط المستقیم یک راه مستقیمی هست که این راهی است که انسان را به کمال مطلق می رساند و آن سرگردانی که از برای انسان از بین می رود و بشر این راه مستقیم را اگر خودش می خواهد طی کند نمی تواند، اطلاع در آن ندارد. خداست که اطلاع دارد بر این راه مستقیم، یعنی آن راهی که انسان را از این آشفتگی ها و از این حیرت ها بیرون می آورد. می فرستد او را طرف یک راهی که منتهی الیه اش خداست.ما از خدا در نمازهایمان می خواهیم که خدا هدایت کند ما را به راه مستقیم، نه راه کج و نه راه از این طرف کج، راست و چپ. غیرالمغضوب علیهم ولاالضالین اینها راه هایشان علیحده است و هرچه جلو بروند دور می شوند از آن مقصد (480).

موعظه 256: دین هدایت

پیغمبرها برای همین آمده بودند که مردم را هدایت کنند به آن راهی که می رسند به آن کمال مطلق و از این حیرت ها و از این سرگشتگی ها نجات پیدا می کنند، برای نجات انسان است از این ظلمت طبیعت به نور، بلکه از حجاب های نور و ظلمت برای ماورای اینها. در دعای شعبانیه می خوانید: الهی هب لی کمال الانقطاع الیک وانر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک حتی تخرق ابصار القلوب حجب النور ما را هدایت کن به آنجایی که دیدگان قلوب ما، چشم های قلب ما، حجاب های نورانی از هم بین بردارد، به تو برسد. اسلام آمده است که انسان را از این ضلالتی که دارد، از این حجاب هایی که دارد، حجاب هایی که بالاتر از همه، حجاب خودبینی است.خودگنده بینی، تا انسان یک چیزی دستش می آید یک غروری در او پیدا می شود و خودش را بزرگ می بیند، اسلام آمده است که سرکوب کند این غرور را، مادامی که انسان خودش را می بیند نمی تواند به آن راهی که راه هدایت است دست پیدا بکند، باید پا بگذارد روی این، اول امر این است که پا بگذارد روی این شهواتی که دارد، هواهای نفسانیه ای که دارد(481).

موعظه 257: راه سعادتمندی

دیگر آن راهها که می روید رها کنید، راه همین است اهدنا الصراط المستقیم ، ان ربی علی صراط المستقیم آن طرف، طرف ندارد، دنیاست و ماورای آن آنچه که مربوط به نفسانیت انسان است، شهوات انسان است، آمال و آرزوهای انسان است، این دنیاست، آن دنیایی که تکذیب شده است.این عالم طبیعت، این عالم طبیعت نور است، دلبستگی های به این عالم انسان را بیچاره می کند، ظلمت ما از این دلبستگی هایی است که ما داریم به این دنیا، به این مقام به این سنتد، به این اوهام، به این خرافات، همه انبیا آمدند برای اینکه دست شما را بگیرند از این علائقی که همه اش برضد آنی است که طبیعت و فطرت شما اقتضا می کند، شما را دستتان را بگیرند واز این علائق نجاتتان بدهند و واردتان کنند به عالم نور (482).