فهرست کتاب


روح عرفانی روح الله

محمد رضا رمزی ‏اوحدی‏

موعظه 254: طبع آدمی

حیوان درنده هم طعمه می خواهد. آن طعمه که دستش آمد و شکمش سیر شد دیگر نمی خواهد یک عده، از حیوانات را استثمار کند وتحت سلطه درآورد.این انسان است کهم سیر نمی شود، این انسان است که هواهای نفسانیه اش آخر ندارد. اگر چنانچه یک مملکت را به او بدهند، دنبال یک مملکت دیگر است. آن مملکت را هم که گرفت دنبال یکی دیگر است اینطور نیست که حدود داشته باشد آمال انسانی، هر چه که یافت دنبال این است که آن چه را که نیافته او را هم بیابد، انسان اگر به حال خودش باشد در شهوت غیرمتناهی است آمالش، و در غضب هم غیرمتناهی است و در حس سلطه جویی هم غیر متناهی است... اینطوری انسان خلق شده است، غیرمتناهی در غضب، غیرمتناهی در شهوت، غیر متناهی، در خودهواهی. هیچ چیز انسان را سیر نمی کند مگر اینکه تربیت بشود که با این تربیت به منتهای سیری که در این سیر آن منتها تمام چیزهایی است که انسان می خواهد و آن رسیدن به کمال مطلق، به کمال مطلق اگر رسید این طمأنینه برایش حاصل می شود، اطمینان قلوب به رسیدن به خداست، به غیر او هیچ آرام نیست قلوب (479).

موعظه 255: راه صحیح و سعادت

اسلام آمده است که قلوب یک انسان را، قلب های انسان را که سرگردان هستند و کمال مطلق دنبالش هستند و نمی دانند کجاست، این سرگردان ها را می خواهد هدایت کند، راهنمایی کند به آن راهی که به آنجا می رسند.در قرآن و در نماز می خوانید: اهداناالصراط المستقیم یک راه مستقیمی هست که این راهی است که انسان را به کمال مطلق می رساند و آن سرگردانی که از برای انسان از بین می رود و بشر این راه مستقیم را اگر خودش می خواهد طی کند نمی تواند، اطلاع در آن ندارد. خداست که اطلاع دارد بر این راه مستقیم، یعنی آن راهی که انسان را از این آشفتگی ها و از این حیرت ها بیرون می آورد. می فرستد او را طرف یک راهی که منتهی الیه اش خداست.ما از خدا در نمازهایمان می خواهیم که خدا هدایت کند ما را به راه مستقیم، نه راه کج و نه راه از این طرف کج، راست و چپ. غیرالمغضوب علیهم ولاالضالین اینها راه هایشان علیحده است و هرچه جلو بروند دور می شوند از آن مقصد (480).

موعظه 256: دین هدایت

پیغمبرها برای همین آمده بودند که مردم را هدایت کنند به آن راهی که می رسند به آن کمال مطلق و از این حیرت ها و از این سرگشتگی ها نجات پیدا می کنند، برای نجات انسان است از این ظلمت طبیعت به نور، بلکه از حجاب های نور و ظلمت برای ماورای اینها. در دعای شعبانیه می خوانید: الهی هب لی کمال الانقطاع الیک وانر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک حتی تخرق ابصار القلوب حجب النور ما را هدایت کن به آنجایی که دیدگان قلوب ما، چشم های قلب ما، حجاب های نورانی از هم بین بردارد، به تو برسد. اسلام آمده است که انسان را از این ضلالتی که دارد، از این حجاب هایی که دارد، حجاب هایی که بالاتر از همه، حجاب خودبینی است.خودگنده بینی، تا انسان یک چیزی دستش می آید یک غروری در او پیدا می شود و خودش را بزرگ می بیند، اسلام آمده است که سرکوب کند این غرور را، مادامی که انسان خودش را می بیند نمی تواند به آن راهی که راه هدایت است دست پیدا بکند، باید پا بگذارد روی این، اول امر این است که پا بگذارد روی این شهواتی که دارد، هواهای نفسانیه ای که دارد(481).