فهرست کتاب


روح عرفانی روح الله

محمد رضا رمزی ‏اوحدی‏

موعظه 252: تحقق عدالت

انسان اگر هر انحرافی پیدا کند، انحراف عملی، انحراف روحی، انحراف عقلی برگرداندن این انحرافات را به معنای خودش، این ایجاد عدالت است در انسان، اگر اخلاقش اخلاق منحرفی باشد، از این انحراف وقتی به اعتدال برگردد، این عدالت در او تححق پیدا کرده است. اگر در عقاید یک انحرافاتی و کجی هایی باشد، برگرداندن آن عقاید کج به یک عقیده صحیح و صراط مستقیم، این ایجاد عدالت است در عقل انسان.(475)

موعظه 253: محاسبه از نفس

توجه به خودتان باید داشته باشید. هر شخصی باید خودش را محاسبه کند. یکی مناطق سیر، محاسبه آدم است، نوع انسان، مراقبت از خودش بکند در روز، که مشغول عمل است، که خلاف نکند، شب هم، که آخر شب هم، که می رود منزل از خودش محاسبه کند، مثل کی کسی از او استنطاق می خواهد بکند، بازرسی می کند، خودش بازرسی کند ببیند که امروز چه کرده است.شما از خودتان هر شب بازرسی کنید(476).
هان ای متصدیان و دولتمردان! از رده به اصطلاح تا پین! بهوش باشید، که در دوراهی سعادت و شقاوت قرار دارید، طریق اعوجاجی، شیطان است و طریق مستقیم، الله تبارک و تعالی.توجه کنید و بسیار توجه که همه به همه در محضر مبارک حق هستید و اعمال قلبیه و قالبیه(477) و خاطرات روحیه و لغزش های عملیه همه در حضور اوست (478).

موعظه 254: طبع آدمی

حیوان درنده هم طعمه می خواهد. آن طعمه که دستش آمد و شکمش سیر شد دیگر نمی خواهد یک عده، از حیوانات را استثمار کند وتحت سلطه درآورد.این انسان است کهم سیر نمی شود، این انسان است که هواهای نفسانیه اش آخر ندارد. اگر چنانچه یک مملکت را به او بدهند، دنبال یک مملکت دیگر است. آن مملکت را هم که گرفت دنبال یکی دیگر است اینطور نیست که حدود داشته باشد آمال انسانی، هر چه که یافت دنبال این است که آن چه را که نیافته او را هم بیابد، انسان اگر به حال خودش باشد در شهوت غیرمتناهی است آمالش، و در غضب هم غیرمتناهی است و در حس سلطه جویی هم غیر متناهی است... اینطوری انسان خلق شده است، غیرمتناهی در غضب، غیرمتناهی در شهوت، غیر متناهی، در خودهواهی. هیچ چیز انسان را سیر نمی کند مگر اینکه تربیت بشود که با این تربیت به منتهای سیری که در این سیر آن منتها تمام چیزهایی است که انسان می خواهد و آن رسیدن به کمال مطلق، به کمال مطلق اگر رسید این طمأنینه برایش حاصل می شود، اطمینان قلوب به رسیدن به خداست، به غیر او هیچ آرام نیست قلوب (479).