فهرست کتاب


روح عرفانی روح الله

محمد رضا رمزی ‏اوحدی‏

موعظه 245: عجز انسان در عبودیت

اگر اجازه نبود که انسان وارد بشود، اگر اجازه نبود که انسان وارد بشود بر عبادت، همه عبادات، انسان خجالت می کشید که بایستد در مقابل خدا و بخواهد در مقابل خدا او را تمجید کند انسان کوچکتر از این است که بایستد در مقابل خدا و خدا را تحمید کند، تمجید کند.این ادعاست. تحمید و تمجید، ادعای این است که است شناختم و انسان عاجز است از اینکه بشناسد، لکن چاره نیست چون خود گفته است، خود او امر فرموده است و چون او امر فرموده است، همه باید اطاعت کنند ولو اینکه قاصر هستند از اینکه تحمید کنند، خدا را، تنزیه کنند خدا را.هر جا تکبیر آمد، دنبالش تنزیه هم، در نماز اینطور است.سبحان الله می گوید بعد الله اکبر .اول تنزیه می کند خدا را بعد، تحمید می کند، بعد تکبیر می کند که حمد خدا در بین یک تنزیه و یک تکبیر واقع می شود. می خواهید رکوع بروید تکبیر می کنید، تکبیر می گویید. از رکوع برمی خیزید تکبیر می گویید. در رکوع تنزیه می کنید، وقتی وارد به سجود می خواهید بشوید باز تکبیر می گویید، در سجود تنزیه می کنید، بعد از سجود تکبیر می گویید، باز تکبیر می گویید و وارد مسجد می شوید و تنزیه می کنید. همه اش برای این است که بفهماند که مسأله بالاتر از این تکبیر بگویید برایش. تنزیه می کنید، تکبیر می کند او را که تنزیه اش کنید. نماز وضعش اینطوری است و عبادات دیگر و اگر نبود امر خدا و لزوم اطاعت از امر خدا، باید بگویم انسان آن که حظ ضعیفی از معرفت داد جرأت به اینکه بایستد و عبادت کند خدا را نداشت(469).

موعظه 246: مرز بین مؤمن از غیر مؤمن

خدای تبارک و تعالی یک میزانی در قرآن کریم قرار داده است که با آن میزان ما باید خودمان را و دیگران را بشناسیم.می فرماید که: الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی النور والذین کفروا اولیائهم الطاغوت یخرجونهم من النور الی الظلمات میزان در مؤمن وغیر مؤمن، مؤمن واقعی و غیره مؤمن این است که کتاب خدا می فرماید که اگر چنانچه مؤمن است، خدای تبارک و تعالی ولی اوست، و مؤمنین را خدای تبارک و تعالی از همه ظلمت ها، از همه تاریکها، از همه چیزهایی که انسان را محجوب می کند از حق تعالی، از همه اینها اخراج می کند و در نور وارد میکند(470).

موعظه 247: ورود ایمان به قلب

ما اگر بخواهیم خودمان را بسنجیم و کسانی که مدعی هستند بسنجیم، باید ببینیم که این میزان، این دو تا میزانی که خدای تبارک و تعالی برای معرفی مؤمن ها و غیر مؤمن ها فرموده است، در خودمان هست یا نیست. به مجرد این که من یا شما ادعا کنیم که ما مؤمن بالله هستیم، تا آن محکی که خدای تبارک وتعالی قرار داده است در ما نباشد یک ادعای پوچی است.ببینیم که ما از اولیای خدا هستیم و خدا ولی ماست یا از اولیای طاغوت هستیم ولی ماست. اگر چنانچه از این گرفتاری های عالم طبیعت، از این ظلمت های عالم طبیعت شما دیدیدکه خارج شدید، علاقه هایی که انسان به این عالم طبیعت دارد، این علاقه ها برداشته شده است یا کم شده، اگر شما خودتان را یافتید که هر کاری می خواهید بکنید برای خدا می خواهید بکنید، حکومت الله در شما و در قوای شما سلطه دارد، شما همه چیزتان تام اعضا و قوایتان فرمانبردار حکم خداست. چشم شما احتزار کند از آن چیزهایی که موجب ظلمت قلب می شود، الله ولی است. محک بزرگی است که هر کس خودش را می تواند بشناسد می تواند بفهمد که این ایمانی که ادعا می کند، همان ادعاست یا خیر، نور ایمان در قلب او وارد شده است و ظلمت ها همه بر کنار شده است (471).