فهرست کتاب


روح عرفانی روح الله

محمد رضا رمزی ‏اوحدی‏

موعظه 242: غفلت آدمی:

انسان از خودش همیشه غافل است، نمی تواند ادراک کند که چکاره است.ممکن است چهل پنجاه سال یکی فکر کند که برای خدا کار می کند و آن که به او القاء می کند شیطان باشد... اینها تلبیسات ابلیس است که بر ما غلبه کرده است و این تلبیسات ابلیسی را اگر چنانچه مسامحه کنید شما را به جهنم می فرستد، در همین دنیا هم به تباهی می کشد. در همین دنیا ایستاده است، این تلبیس نفسانی و این شیطان نفس است ایستاده است، تا آن جایی که همه چیز دنیا را به باد فنا بدهد هیتلر حاضر بود تمام بشر، از بین برود و خودش در آن قدرت بین همان آلمان باقی باشد... انگیزه بعثت این است که ما را از این طغیان نجات دهد و ما تزکیه کنیم خودمان را، نفوس خودمان را مصفا کنیم، و نفوس خودمان را از این طریق ظلمات نجات بدهیم (466).

موعظه 243: تأثیر تلقین در نفس آدمی

یکی از اموری که حتی در امراض مؤثر است تلقین است که مریض به خودش و یا دیگری به او تلقین می کند که خوب می شوی، این وقتی مکرر شد در نفس انسان اثر می گذارد. در موعظه هم همین طور است، انسان باید هم خودش را موعظه کند و هم در معرض موعظه واقع بشود هیچ انسانی نیست که محتاج به موعظه نباشد نتها انسان های بالا واعظشان خداست و انسان های بعد واعظشان آنها هستند تا برسد به آخر، تا برسد به ما، ما خودمان احتیاج به موعظه داریم و موعظه چندین ساله در خود من باز تأثیر بسزا نکرده است.. این برای این است که در باطن انسان، شیطان بزرگی است که ایستاده است تا انسان را به هلاکت برساند، تمام همش این است که خدا انسان را بدون ایمان از اینجا بیرون کند و ما از گرفتاری به این عواقب سوء به خدا پناه می بریم(467)

موعظه 244: فهم عبودیت

ما اگر نبود امر خدای تبارک وتعالی نمی دانم که چطور به خودمان جرأت میدادیم که مدح خدا را، ستایش کنیم، شما ملاحظه بفرمایید که نماز که در رأس همه عبادات واقع است، وضع نماز چطور است ، با تکبیر شروع می شود و بعد هم با سه دفعه تکبیر به آخر می رسد و محتوای نماز هم تکبیر است و تسبیح است و تحمید.
این برای این است که شاید به ما بفماند، به همه بشر بفماند که در همان اول می خواهید در بزرگترین عبادات خدا واقع بشوید، وارد بشوید. توجه کنید که خدای تبارک و تعالی، اکبر از این است که شما عبادتش بکنید، در هر بندی از بندها یا تسبیح شده یا تکبیر.
تسبیح برای این است که خدا منزه تر است از اینکه شما او را عبادت کنید، در عین حالی که تحمید می کنید و اجازه تمحید داده است، معذلک تسبیح می کند او را و تکبیر می کند او را.وارد نماز می شوید تکبیر می گویید، وارد حمد می شوید، حمد را مختص به خدا می داندی و ادارک این مطلب و ذوق این مطلب که حمد مختص به خداست، گمان نکنم برای کسی جز اینکه مخدا مقرر فرموده است، واضح شده باشد که اصل تحمید برای غیر خدا واقع نمی شود... انسان چیزی نیست حتی انبیا. غایت کمال انسان ها بر این بوده است که بفهمند عاجزند، ادراک کنند که عاجزند که عبادت خدا بکنند(468).