فهرست کتاب


روح عرفانی روح الله

محمد رضا رمزی ‏اوحدی‏

موعظه 240: بیان حیله های گمراه کننده نفس آدمی

شیطان باطنی انسان بسیار استاد است و او - این - همچو نیست که ابتدا انسان را به فساد بکشد، ابتدا قدم کوچکی را وا می دارد که انسان بردارد، این قدم که برداشت فردایش یک قدم یک قدری بلندتری، انسان را یواش یواش به جهنم می فرستد، یواش یواش به فساد می کشد... شیطانی که در باطن انسان است با کمال استادی انسان را به تباهی می کشد. اگر از اول بگوید که تو بیا برو یک آدمی را بکش، هرگز نخواهد رفت. این از اول انسان را وادار می کند که این آدم چطور است، یک غیضی به او بکن، بعد یک قدری زیادتر،تا کم کم مهیا می کند انسان را از برای اینکه آدم هم می کشد. همه اینهایی که فاسد هستند به تدریج فاسد شدند. هیچ کس فاسد نشده است و هیچ کس یک از ماها هم باید تصور نکنیم که مأمون از این هستیم که فاسد بشویم. همه در معرض فساد هستیم، همه ما دست به گریبان شیطان، شیطان است و خصوصاً شیطان نفس، همه گریبانمان به دست اوست، هیچ کس هم از ابتدا فاسد نبوده است و هیچ کس هم مأمون نیست از اینکه - از - به فساد و به دام شیطان نیفتد... انسان تا آخر عمرش، تا آنوقتی که از این دنیا خارج میشود گرفتار یک مسائلی در باطن خودش هست که خودش هم نمی تواند بفهمد و باید عرضه کند خودش را انسان به کسانی که بی نظیر هستند(464).

موعظه 241: محاسبه نفس

اگر کسی مراقب حال خودش باشد، توجه به مسائل انسانی داشته باشد، با مراقبت و با اینکه خودش را محاسبه کند اگر در - فرض کنید - مجلس یا در جای دیگر یک روزی گذشته است که در آن جا مسائلی پیش آمده است شب برود حساب کند ببیند که واقعاً اینکه من امروز گفتم مبدأ این چی بود، یک مبدأ شیطانی داشت یا مبدأ الهی داشت، اگر محاسبه کند آدم شب از خودش و خودش را محاسبه قرار بدهد که امروز تو این نصیحت را کردی، این مبدأ مبدأ شیطانی است بوده است نه مبدأ انسانی و الهی، ممکن است کم کم دنبال این برود که اصلاح کند و اگر این کار را نکند و همان رویه را تعقیب بکند، هیچ بعید ندانید که یک نفر زاهد، عابد، مسلمان همه چیز یک انسان فاسد شقی ای از کار درآید مأمون نیست هیچ کس (465).

موعظه 242: غفلت آدمی:

انسان از خودش همیشه غافل است، نمی تواند ادراک کند که چکاره است.ممکن است چهل پنجاه سال یکی فکر کند که برای خدا کار می کند و آن که به او القاء می کند شیطان باشد... اینها تلبیسات ابلیس است که بر ما غلبه کرده است و این تلبیسات ابلیسی را اگر چنانچه مسامحه کنید شما را به جهنم می فرستد، در همین دنیا هم به تباهی می کشد. در همین دنیا ایستاده است، این تلبیس نفسانی و این شیطان نفس است ایستاده است، تا آن جایی که همه چیز دنیا را به باد فنا بدهد هیتلر حاضر بود تمام بشر، از بین برود و خودش در آن قدرت بین همان آلمان باقی باشد... انگیزه بعثت این است که ما را از این طغیان نجات دهد و ما تزکیه کنیم خودمان را، نفوس خودمان را مصفا کنیم، و نفوس خودمان را از این طریق ظلمات نجات بدهیم (466).