فهرست کتاب


روح عرفانی روح الله

محمد رضا رمزی ‏اوحدی‏

موعظه 232: اسیران هوای نفس

همه اینها زیر سر خود من است به خارج هیچ مربوط نیست، دنیا من هستم، این عالم ملک، این عالم طبیعت یکی از مخلوقات خداست و این عالم طبیعت هم جلوه ای از جلوه های خداست تعلق به این عالم طبیعت، تعلق به این دنیا این اسباب این می شود که انسان را منحط می کند. ممکن است یک کسی به یک تسبیحی آنقدر تعلق داشته باشد که یک کس دیگری به یک سلطنت این تعلق را نداشته باشد، این اولی بیشتر به دنیا چسبیده است و آن دومی کمتر. سلیمان بن داود هم سلطان بود، سلطانی که بر همه چیز حکم می کرد، لکن آن سلطنت یک سلطنت نبود که دل سلطان را، دل سلیمان بن داود را به خودش جذب کند(456).

موعظه 233: رهیدن از دام نفس

یک مثل معروفی بود که میگفتند ملا شدن چه آسان، آدم شدن چه مشکل. شیخ ما رحمةالله می فرمود که: ملاً شدن چه مشکل، آدم شدن محال است انسان اگر بخواهد حکم بکند به یک مطلبی، تصدیق کند در باطن یک مطلبی را، اول برود، سراغ خودش، خودش چکاره است، انسان آن کنار بنشیند، و نظرش را به عیوب مردم بیندازد یا محسنات دیگران را عیبجویی بکند یا بدی های دیگران را تحسین بکند، خوب این یک امری آسان است ... اما اگر انسان اول نشست و پیش دل خودش نشست، پیش افکار خودش نشست، ببیند خودش چکاره هست امتحان کند خودش را... بالاترین آزادها این آزادی از خود است، از حب و بغض است و بالاترین گرفتاری ما همین گرفتاری حب نفس است، گرفتاری حب جاه، گرفتاری حب شهرت است... (457).

موعظه 234: گرفتار خود هستیم

اگر موفق بشوند که این اسارت را، این اسارتی که من در خودم دارم، و هواهای نفس بر من مسلطند، اگر این را از بین ببرند موفق شده اند... این نفسانیت اینطور است و از چیزهایی که برای انسان به واسطه این نفسیت پیش می آید، اگر انسان علائقش شدید باشد به دنیا و علائقش شدید باشد به زن و فرزند و مال و حیثیت و ریاست و امثال ذلک، از مصیبت هایی که هست در اینکه احتمالش هم انسان را ناراحت می کند و کمر انسان را می شکند این است که در آن نزدیکی که می خواهند او را منتقلش کنند به یک عالم دیگری، برایش کشف می شود که این به دست خدای تبارک و تعالی است و این آدم برای اینکه خدا او را از این چیزهایی که حب به او دارد، دارد جدا می کند دشمن خدا می شود(458).