فهرست کتاب


روح عرفانی روح الله

محمد رضا رمزی ‏اوحدی‏

موعظه 230: عبودیت نفس

ممکن است که بسیاری از اشخاص خودشان حتی هم توجه نداشته باشند به اینکه بنده خودشان هستند، نه بنده خدا.خودشان هم خودشان را مبرا و منزه می دانند و این برای همان حب نفسی است که انسان دارد این حب نفس تمام عیوب انسان را به خود انسان می پوشاند هر عیبی که داشته باشد برای خاطر این حب نفس آن عیب را نمی بیند و گای هم آن عیب را حسن می داند و تا انسان با مجاهدت ها و تبعیت از تعلیمات انبیا از این گرفتاری ها و عبودیت نفس خارج نشود، نه خودش اصلاح می شود و نه می تواند احکامی که می کند و رأی هایی که می دهد صحیح باشد، مطابق واقع باشد(454).

موعظه 231: محاسبه از نفس

اگر انسان بخواهد خودش را تجربه کند،یک وقت که خلوت می شود خودش بنشیند پیش خودش، دو نفر را که یکی شان از رفقای اوست، از اقربای اوست، بسته به اوست و یکی شان با او مخالفند و با او دشمنند مثلاً این بنشیند و فکر کند که این عملی که از این دشمن من و دوست من صادر شده است چه شده است که من این عمل خصوصی را وقتی که نسبتش می دهم به دوستم، شروع می کنم از آن تعریف کردن، یا لااقل عیب پوشی کردن به حیل، و آن عمل اگر چنانچه از دشمن من صادر بشود یکی را چند می کنم و هیاهو می کنم. اگر انسان بنشیند و واقعاً بخواهد بفهمد که خودش چکاره است، باید این موازین را ملاحظه کند... ابتلای انسان به خودش از همه ابتلاها بالاتر است (455).

موعظه 232: اسیران هوای نفس

همه اینها زیر سر خود من است به خارج هیچ مربوط نیست، دنیا من هستم، این عالم ملک، این عالم طبیعت یکی از مخلوقات خداست و این عالم طبیعت هم جلوه ای از جلوه های خداست تعلق به این عالم طبیعت، تعلق به این دنیا این اسباب این می شود که انسان را منحط می کند. ممکن است یک کسی به یک تسبیحی آنقدر تعلق داشته باشد که یک کس دیگری به یک سلطنت این تعلق را نداشته باشد، این اولی بیشتر به دنیا چسبیده است و آن دومی کمتر. سلیمان بن داود هم سلطان بود، سلطانی که بر همه چیز حکم می کرد، لکن آن سلطنت یک سلطنت نبود که دل سلطان را، دل سلیمان بن داود را به خودش جذب کند(456).