فهرست کتاب


روح عرفانی روح الله

محمد رضا رمزی ‏اوحدی‏

موعظه 216: حضور در محضر حق

اگر قلب ما این معنا را ادراک بکند ما الان در محضر خدا هستیم، همین مجلس محضر خداست، این را اگر ایمان انسان در آن راه پیدا نیست، مؤمن بشود انسان به آن، قلب انسان بیابد این مطلب را، از معصیت کنار می رود. تمام معصیت ها برای این است که انسان نیافته این مسائل را، برهان هم بر آن دارد، برهان عقلی هم قائم است به اینکه خدای تبارک و تعالی همه جا حاضر است، هم برهان است و هم همه انبیا گفته اند و هو معکم اینما کنتم (439) قرآن است، آن با شماست، هرجا هستید آن با شماست، ما آن را از قرآن شنیده ایم، به برهان هم ثابت هست لکن به قلب ما نرسیده است.ما مثل مرده شور شده ایم تا حالا در این باب، ما مثل مردم عادی هستیم که مطلب نرسیده به قلبمان، تا اگر بخواهیم یک غیبت بکنیم، یک تهمت بزنیم یک کار زشت بکنیم ببینیم محضر خداست، در محضر خدا که محضر احترام دارد، انسان در محضر یک بزرگی که در نظر خودش بزرگ است، احترام می کند از آن محضر. اگر یک نفر وقتی که در نظرتان بزرگ است پیش شما باشد، در محضر او کار خلاف نمی کنید چه رسد به اینکه در محضر او به او خلاف بکنید، کار خلاف مطلقاً آدم نمی کند در محضر یک کسی که ادراک کرده است که این بزرگ است، محترم است، چه رسد به این که در محضر آن محترم به خود آن محترم خلاف احترام بکند، محضر، محضر خدای تبارک و تعالی است عالم محضر است، تمام عالم محضر است، معصیت مخالفت با خود اوست، با آن کسی است که در محضرش هستیم (440).

موعظه 218: نحوه خشکاندن ریشه گناهان

انسان هر عملی بکند یک ریشه ای در نفس پیدا می شود، اولش آسان است، یک معصیتی کرد، می تواند زودی برگردد، یک قدری که اضافه شد مشکل تر می شود. هرچه برود طرف پیری این قویتر می شود و انسان ضعیف تر می شود.اراده انسان ضعیف تر می شود لکن، این معانی که انسان گرفتارش بوده زیادتر می شود، نگذارید برای زمان پیری توبه را، نگویید که ما وقتی که حالا رسیدیم، به بالاتر آنوقت، آنوقت دیگر نمی شود همین طور وسوسه می کند شیطان تا آخر که نگذارد ما با ایمان وارد بشویم به آن عالم، تمام وسوسه های مقابل دعوت های انبیا همین است که نمی خواهند ما برسیم به آن نور. شیطان ها نمی خواهند... باید شیطان را بشناسید تا نشناسید نمی توانید دفاع کنید از خودتان، شیطان خودتان را بشناسید، شیطان باطن خودتان را بشناسید، شیطاه های خارجی را هم بشناسید تا بتوانید با آنها جهاد کنید، شیطان باطنی انسان خودم آدم است، خود انسان، آن نفسیت انسان، آن هواهای انسان (441).

موعظه 219: هیجانات نفس

انسان اولش یک حیوانیست، بدتر از حیوانات، اگر سر خود باشد انسان، همین طور بار بیاید، هیچ حیوانی مثل انسان نیست در اینکه در شهوت، در درندگی، در شیطنت، حیوانات دیگر، - محدود از - حدود شیطنت شان محدود است، حدود شهواتشان محدود است، حدود آن سبعیتشان. انسان چون یک موجودی است که به حسب خلقت از همه موجودات بالاتر هست - در طرف - آن طرف، شهوت و غضب و طرف شیطنت و اینها می تواند تا تقریباً لامتناهی برود، حد ندارد، شما می بینید که اگر چنانچه انسان، یک، فرض، کنید که خانه ای پیدا کند، دنبال این است که یکی دیگر هم پیدا کند، اگر یک کشوری هم پیدا بکند دنبال این است که یکی دیگر هم پیدا کند، اگر همه دنیا هم تحت سیطره اش باشد به فکر این است که در کره قمر هم شاید باشد، برود آنجا، در مریخ هم باشد، برود آنجا، محدود نیست، نه شهواتش محدود است که با یک حد خاصی بسازد، یکی، دو تا، ده تا، صد تا و نه طمعش محدود است که به یک کشور، دو کشور، ده کشور اکتفا کند، انبیا آمدند محدودش کنند یعنی مهارش کنند این حیوان افسار گسیخته که به هیچ حدی از حدود محدود نیست(442).