فهرست کتاب


روح عرفانی روح الله

محمد رضا رمزی ‏اوحدی‏

موعظه 215: ایمان حقیقی

ایمان فقط این نیست که ما اعتقاد داشته باشیم که خدایی هست و پیغمبری هست و چه، نه ایمان یک مسأله ای بالاتر از این است این معانی را که انسان ادراک کرده به عقلش، باید با مجاهدات به قلبش برساند که قلبش آگاه بشود، بیابد مطلب را. خیلی چیزهاست که انسان به برهان می داند که فلان قضیه فلان طور است یا فلان طور نیست، لکن چون ایما نیامده است، تأثیر نمی کند مثلاً نوع مردم اینطور هستند که در یک شب تاریکی اگر یک مرده ای در محلی باشد پیش او می ترسند بخوابندو همه عقیده شان هم این است که مرده هیچ اثری ندارد، هیچ کاری از او نمی آید. عقلشان می گوید که این مرده است،... لیکن این مطلب به قلب نرسیده مرده شورها به واسطه تکراری که کرده اند، عمل تکرار شده را به واسطه تکرار آنها پیش مرده می خوابند هیچ برایشان چیزی نیست، این فرق مابین ادراک عقلی و ایمان است،.ادراک عقلی آدم می کند تأثیر در آدم ندارد تا ایمان نباشد، مسأله عقلی را قلبش نفهمیده باشد، باورش نیامده باشد، آن مسأله عقلی تأثیرش کم است. ایمان عبارت از این است که آن مسائلی را که شما با عقلتان ادراک کرده اید آن مسائل را قلبتان هم به آن آگاه بشود، باورش بیاید، این محتاج به یک مجاهده ای است تا به قلب شما، بفهمید(438).

موعظه 216: حضور در محضر حق

اگر قلب ما این معنا را ادراک بکند ما الان در محضر خدا هستیم، همین مجلس محضر خداست، این را اگر ایمان انسان در آن راه پیدا نیست، مؤمن بشود انسان به آن، قلب انسان بیابد این مطلب را، از معصیت کنار می رود. تمام معصیت ها برای این است که انسان نیافته این مسائل را، برهان هم بر آن دارد، برهان عقلی هم قائم است به اینکه خدای تبارک و تعالی همه جا حاضر است، هم برهان است و هم همه انبیا گفته اند و هو معکم اینما کنتم (439) قرآن است، آن با شماست، هرجا هستید آن با شماست، ما آن را از قرآن شنیده ایم، به برهان هم ثابت هست لکن به قلب ما نرسیده است.ما مثل مرده شور شده ایم تا حالا در این باب، ما مثل مردم عادی هستیم که مطلب نرسیده به قلبمان، تا اگر بخواهیم یک غیبت بکنیم، یک تهمت بزنیم یک کار زشت بکنیم ببینیم محضر خداست، در محضر خدا که محضر احترام دارد، انسان در محضر یک بزرگی که در نظر خودش بزرگ است، احترام می کند از آن محضر. اگر یک نفر وقتی که در نظرتان بزرگ است پیش شما باشد، در محضر او کار خلاف نمی کنید چه رسد به اینکه در محضر او به او خلاف بکنید، کار خلاف مطلقاً آدم نمی کند در محضر یک کسی که ادراک کرده است که این بزرگ است، محترم است، چه رسد به این که در محضر آن محترم به خود آن محترم خلاف احترام بکند، محضر، محضر خدای تبارک و تعالی است عالم محضر است، تمام عالم محضر است، معصیت مخالفت با خود اوست، با آن کسی است که در محضرش هستیم (440).

موعظه 218: نحوه خشکاندن ریشه گناهان

انسان هر عملی بکند یک ریشه ای در نفس پیدا می شود، اولش آسان است، یک معصیتی کرد، می تواند زودی برگردد، یک قدری که اضافه شد مشکل تر می شود. هرچه برود طرف پیری این قویتر می شود و انسان ضعیف تر می شود.اراده انسان ضعیف تر می شود لکن، این معانی که انسان گرفتارش بوده زیادتر می شود، نگذارید برای زمان پیری توبه را، نگویید که ما وقتی که حالا رسیدیم، به بالاتر آنوقت، آنوقت دیگر نمی شود همین طور وسوسه می کند شیطان تا آخر که نگذارد ما با ایمان وارد بشویم به آن عالم، تمام وسوسه های مقابل دعوت های انبیا همین است که نمی خواهند ما برسیم به آن نور. شیطان ها نمی خواهند... باید شیطان را بشناسید تا نشناسید نمی توانید دفاع کنید از خودتان، شیطان خودتان را بشناسید، شیطان باطن خودتان را بشناسید، شیطاه های خارجی را هم بشناسید تا بتوانید با آنها جهاد کنید، شیطان باطنی انسان خودم آدم است، خود انسان، آن نفسیت انسان، آن هواهای انسان (441).