فهرست کتاب


روح عرفانی روح الله

محمد رضا رمزی ‏اوحدی‏

موعظه 213: عجز انسان در عبودیت خداوند

اگر نبود امر خدای تبارک و تعالی نمی دانم که چطور به خودمان جرأت می دادیم که مدح کنیم خدا را، ستایش کنیم. شما ملاحظه بفرمایید که نماز که در رأس همه عبادات واقع است، وضع نماز چطور است، با تکبیر شروع می شود و بعد هم با سه دفعه تکبیر به آخر می رسد و محتوای نماز هم تکبیر است و تسبیح است و تحمید. این برای این است که شاید به ما بفهماند، به همه بشر بفهماند که در همان اولی که می خواهید در بزرگترین عبادات خدا واقع شوید، وارد بشوید، توجه کنید که خدای تبارک و تعالی اکبر از این است که شما عبادتش بکنید در هر بندی از بندهای یا تسبیح شده یا تکبیر.
تسبیح برای این است که خدا منزه تر است از اینکه شما او را عبادت کنید، در عین حالی که تحمید می کنید و اجازه تحمید داده است معذلک تسبیح می کند او را و تکبیر می کند اورا. وارد نماز می شوید تکبیر می گویید، وارد حمد می شوید، حمد را مختص به خدا می دانید و ادراک این مطلب و ذوق این مطلب که حمد مختص به خداست، گمان نکنم برای کسی جز اینکه خدا مقرر فرموده است، واضح شده، است که اصل تحمید برای غیر خدا واقع نمی شود... انسان چیزی نیست حتی انبیا. غایت کمال انسان ها بر این بوده است که بفهمند عاجزند، ادراک کنند که عاجزند که عبادت خدا بکنند.... و اگر اجازه نبود که انسان وارد بشود بر عبادات، همه عبادات، انسان خجالت می کشید که بایستد در مقابل خدا و بخواهد در مقابل خدا اورا تمجید کند، انسان کوچکتر از این است که بایستد در مقابل خدا و خدا را تحمید کند، تمجید کند(435).

موعظه 214: جهاد باطنی

با شیطان باطنی جهاد کنند که این جهاد منشأ همه جهادهایی است که بعد واقع می شود. انسان تاخودش را نسازد نمی تواند دیگران را بسازد... جهادنفس، جهاد اکبر است برای اینکه همه جهادها اگر بخواهد نتیجه داشته باشد و بخواهند انسان در جهادها پیروز بشود موکول به این است که در جهاد نفس پیروز باشد. اگر انسان ها توجه به خودشان داشته باشند، جهاد نکرده باشند با شیطان خودشان، اینها واحد واحدهایی هستند که علاوه بر اینکه نمی توانند اصلاح جامه را بکنند، فساد هم در جامعه می کنند، همه فسادهایی که در عالم واقع می شود، برای اینکه آن جهاد واقع نشده آن جهاد اکبر واقع نشده، تمام این گرفتاری هایی که بشر دارد از دست خود بشر دارد... سایر موجودات، سایر موجودات، سایر حیوانات ولو سبع هم باشند، آن قدری که بشر جنایت می کند آن ها نمی کنند این بشر است که چون اصلاح نشده است هیچ سبعی مثل انسان نیست و هیچ حیوان دیگری هم به پای این حیوان نمی رسد آنقدر که این انسان، این حیوان دو پا در عالم فتنه و فساد می کند هیچ موجود دیگری نمی کند و آنقدری که این حیوان دوپا محتاج به تربیت است هیچ حیوانی محتاج نیست. تمام انبیا از اول تا حالا، تا خاتم، از آدم تا رسول اکرم برای یک مقصد آمدند و آن مقصد این است که حیوانات را انسان کنند مقصد این است . همین یک مقصد را دارد که این انسان هایی که در این ظلمات واقع شده اند، غرق شده اند، در دنیا، همه توجه شان به خودشان است، هرچه می خواهند برای خودشان می خواهند، اصلاً پیش شان مطرح نیست یک چیز دیگری غیر از خودشان، آنها می خواهند اینها را از این ظلمت ها نجات بدهند، به عالم نور برسانند(436).
تاریکی هایی که بشر به آن مبتلاست، چه تاریکی هایی که در نفس خودش هست و در باطن خودش هست و چه تاریکی هایی که در جامعه هست، اینها زیاد هستند، از اینها وقتی انسان تخلص پیدا کرد نور یک امر واحد است، همه به یک مبدأ واحد به یک مبدأ نور باید برگردند. انبیا آمدند که اینهایی که در ظلمت ها واقعند، اینهایی که هیچ نمی بینند الا خودشان، و هیچ نمی خواهند الا برای خودشان، برای هیچ کس دیگر ارزش قائل نیستند هرچه هست برای خودشان می خواهند اینها را از این خودخواهی که منشأ همه ظلمت هاست، نجات بدهند، و برسانند به خداخواهی که نور

است آنهایی که رسیده اند به این مقام خداخواهی که این مرتبه ازکمالات است آن ها اینطور نیستند دیگر که مثل ماها فکر کنند، آنها فکر دیگران هستند قبل از اینکه فکر خودشان باشند(437).