فهرست کتاب


روح عرفانی روح الله

محمد رضا رمزی ‏اوحدی‏

موعظه 211: صراط مستقیم

اگر شما در این راه مستقیم که راه اسلام است و روزی چند مرتبه هم در نماز از خدا می خواهید که اهدنا الصراط المستقیم یعنی ما را به صراط مستقیم هدایت کن. وارد بشوید، مسلم به آخر هم خواهید رسید عمده این است که انسان در آن راهی که باید سیر بکند وارد بشود که پیدا کردن راه، مشکل ولی بعد از پیدا کردن پیمودن آن آسان است.همانند کسی در بیابان گم شده، و مرتب به این طرف و آن طرف می زند و با این وضع شاید هیچگاه به مقصد نرسد اما وقتی که در راه مستقیم قرار گرفت به مقصد هم می رسد چه سیرهای معنوی باشد چه سیرهای مادی (433).

موعظه 212: اعراض از غیر

آن چیزی که انسان را به ضیافتگاه خدا راه می دهد این است که غیر خدا را کنار بگذار و این برای هر کس میسور نیست، برای افراد انگشت شماری که در رأس آنها رسول الله است میسور بوده.آن توجه قلبی به مبدأ نور و اعراض از ماورای او، او را لایق کرد به ضیافت الله و لایق کرد برای اینکه قرآن یک مرتبه به طور بسیط در قلب او وارد بشود... مهم ادراک این معناست که مراتب کمالات انسان برای ورود در ضیافت خدا زیاد است و باید از مقدمات شروع بشود. مقدمات هم همانی است که توجه به غیر نداشتن و غیری را ندیدن و جز خدا ندیدن و توجه به هیچ چیز غیر از او نداشتن... بخواهید دعوت خدا را به ضیافت. اجابت کنید و وارد بشوید در ضیافت الله بدون اینکه قلب های خودتان را از دنیا منسلخ کنید امکان ندارد، اولیاء خدا آن چیزی که پیش شان مهم بود تهذیب نفس بود و دل کندن از غیر خدا و توجه به خدا. تمام مفاسدی که در عالم واقع می شود از این درجه به خود است در مقابل توجه به خدا. تمام کمالاتی که برای اولیاء خدا و انبیاء خدا حاصل شده است از این دل کندن از غیر و بستن به اوست و علامات این مسائل در اعمال ماها ظاهر می شود(434).

موعظه 213: عجز انسان در عبودیت خداوند

اگر نبود امر خدای تبارک و تعالی نمی دانم که چطور به خودمان جرأت می دادیم که مدح کنیم خدا را، ستایش کنیم. شما ملاحظه بفرمایید که نماز که در رأس همه عبادات واقع است، وضع نماز چطور است، با تکبیر شروع می شود و بعد هم با سه دفعه تکبیر به آخر می رسد و محتوای نماز هم تکبیر است و تسبیح است و تحمید. این برای این است که شاید به ما بفهماند، به همه بشر بفهماند که در همان اولی که می خواهید در بزرگترین عبادات خدا واقع شوید، وارد بشوید، توجه کنید که خدای تبارک و تعالی اکبر از این است که شما عبادتش بکنید در هر بندی از بندهای یا تسبیح شده یا تکبیر.
تسبیح برای این است که خدا منزه تر است از اینکه شما او را عبادت کنید، در عین حالی که تحمید می کنید و اجازه تحمید داده است معذلک تسبیح می کند او را و تکبیر می کند اورا. وارد نماز می شوید تکبیر می گویید، وارد حمد می شوید، حمد را مختص به خدا می دانید و ادراک این مطلب و ذوق این مطلب که حمد مختص به خداست، گمان نکنم برای کسی جز اینکه خدا مقرر فرموده است، واضح شده، است که اصل تحمید برای غیر خدا واقع نمی شود... انسان چیزی نیست حتی انبیا. غایت کمال انسان ها بر این بوده است که بفهمند عاجزند، ادراک کنند که عاجزند که عبادت خدا بکنند.... و اگر اجازه نبود که انسان وارد بشود بر عبادات، همه عبادات، انسان خجالت می کشید که بایستد در مقابل خدا و بخواهد در مقابل خدا اورا تمجید کند، انسان کوچکتر از این است که بایستد در مقابل خدا و خدا را تحمید کند، تمجید کند(435).