فهرست کتاب


روح عرفانی روح الله

محمد رضا رمزی ‏اوحدی‏

موعظه 208: حب نفس در انسان

اساس این گرفتاری هایی که بشر به آن مبتلا هست، از زمان آدمی صفی الله تا امروز و از امروز تا روز محشر، آنکه بشر به آن مبتلا هست و اساس تمام فساد و جنگ ها و ظلم ها و تعدی ها و تجاوزها بر آن محور است، اساسش حب نفس است که شعبه هایی از این حب نفس و مظاهری دارد که اگر ملاحظه بفرمایید، این مظاهر که پایه اش حب نفس است، بشر را به تباهی کشیده و می کشد... یک شعبه از این و یک مظهری از این حب نفس، حب ریاست، است حب جاه است، حب غلبه است (427).تمام وابستگی ها، وابستگی ای است که انسان به خودش دارد تمام وابستگی ها از خود آدم پیدا می شود وقتی انسان وابسته است نفسش وابسته است به جهاتی که مال خودش است، به نفسیت خودش به وضعیت خودش (428).

موعظه 209: توجه به ذات ربوبی

با میل خودتان یک قدری مبازره کنید. این مبارزه باطنی است که لازم است انسان داشته باشد همیشه و همیشه مواظب باشد شیطان خرده کاری خیلی دارد چیزهای مخفی، چیزهایی که انسان نمی تواند ادراک کند و بعد ادارک می کند زیاد دارد و وسوسه های زیاد دارد باید در مقابلش ایستاد در مقابلش از هواهای نفسانی جلوگیری کرد(429)... تمام جمال و جلال و خوبی ها از اوست و به ید قدرت او و شکست وغرور وسرکشی از شیطان نفس است که باید به خداوند متعال از آن پناه برد(430) همیشه توجه داشته باشید که کارهایتان در محضر خداست. همه کارها، چشم هایی که به هم می خورد در محضر خداست، زبان هایی که گفتگو میکند در محضر خداست و دست هایی که عمل می کند در محضر خداست و فردا ما جواب باید بدهیم اگر ما جواب را برای آن طرف تهیه کردیم، هیچ باکی از هیچ چیز نداریم.... مایی که از خدا هستیم، برای خدا باید صرف کنیم وقت خودمان را، برای خدا باید قوای خودمان را صرف کنیم(431).

موعظه 210: حب نفس و حب دنیا درآدمی

اینکه در روایات ما هست که حب الدنیا رأس کل خطیئة این یک واقعیتی است و اساس حب دنیا هم، ریشه حب دنیا هم حب نفس است که آن هم حب دنیاست. تمام فسادهایی که در بشریت پیدا شده است از اولی که بشریت تحقق پیدا کرده است تا کنون و تا آخر، منشأش، همین حب نفس است. از حب نفس است که حب به جاه، حب به سلطنت، حب به مقام، حب به مال و حب به همه انگیزه های شهوانی پیدا می شود و انبیا اساس کارشان این بوده است که این حب نفس را تا آن مقدار که ممکن است سرکوب کنند و نفس ها را مهار کنند(432).