فهرست کتاب


روح عرفانی روح الله

محمد رضا رمزی ‏اوحدی‏

موعظه 181: سرکشی نفس

شما هم اگر بخواهید انسان باشید، ارزش انسانی داشته باشید، برای شکم نباشد، برای شرف باشد کارهایتان، برای انسانیت باشد، برای خدا باشد، اگر بخواهید که کارهایتان که برای خدا باشد به نتیجه برسد، باید دست از هواهای نفسانی بردارید. شیطان از انسان دست بردار نیست.قسم خورده است برای خدا، من در ذهنم این است که به خدا تشر رفته است، که قسم خورده است که نمی گذارم اینها چیزی بشوند الا عبادک منهم المخلصین شما با یک همچو دشمن قسم خورده ای مواجه هستید، به جنگ او بروید (384). آقایان باید مراقبه کنند، باید مراقبت کنند خودشان را، از صبح تا عصر باید مراقب خودشان باشند.نفس انسان سرکش است یک آن از آن غافل شویم (نعوذبالله) انسان را به کفر می کشد اگر غافل بشود انسان.شیطان راضی نست به فکر ما، او کفر ما را می خواهد، او می خواهد همه را منتهی کند به کفر، منتها از معاصی کوچک می گیرد و کم کم وارد می کند در بزرگتر و کم کم در بزرگتر و کم کم بالاتر تا برسد به آنجا که خدا نخواسته انسان را منحرف کند اصلاً از اسلام باید مراقبت کنید آقا از خودتان باید از اول صبح که از خواب پا می شوید یا اول اذان یا عشا یا قبل از اذان که پا می شوید از خواب طویل، باید مراقب خودتان باشید(385).

موعظه 182: اغتنام از عمر و جوانی

هر قدر در جوانی انسان مهذب شد، شد اگر در جوانی خدای نخواسته مهذب نشد بسیار مشکل است که در زمان کهولت و پیری که اراده ضعیف است و دشمن قوی، اراده انسان ضعیف می شود و جنود ابلیس در باطن انسان قوی، ممکن نیست دیگر آنوقت، اگر هم ممکن باشد بسیار مشکل است. از حالا به فکر باشید، از جوانی به فکر باشید. الان هر قدمی که شما برمیدارید رو به قبر است. هیچ، هیچ مطلبی ندارد، هیچ اشکالی ندارد و هر دقیقه ای که از عمر شریف شما می گذرد یک مقداری به قبر و آن جایی که از شما سؤالات خواهند کرد و همه مسؤول خواهیم بود دارید نزدیک می شوید. فکر این مطلب را بکنید که قضیه نزدیک شدن به مرگ است و هیچ کس هم سند به شما نداده است که 120 سال عمر بکنید، 120 ساله نداریم. ممکن است 25 ساله انسان بمیرد، ممکن است 50 ساله بمیرد یا 60 ساله بمیرد، هیچ سندی ندارد، ممکن است همین حالا خدای نخواسته، سندی نیست، باید فکر کنید، باید در این مطلب تأمل کنید، مراقبه کنید،. اخلاق خودتان را مهذب کنید مهذب تر کنید. ان شاءالله(386).

موعظه 183: معاد مؤمن و کافر

ان الذین کفروا یتمتعون و یأکلون کما تأمل الانعام و النار مثوی لهم (387) این میزان است، هر کس که ملاحظه کرد که در تمتعاتش، در اکل و استفاده ها و لذائذش به افق حیوانی نزدیک است یعنی می خورد و لذت می برد بدون اینکه تفکر کند که از چه راهی باید باشد، حیوان دیگر فکر این نیست که حلال است یا حرام است، فکر این نیست که امت در گرفتاری هستند یا نیستند، آنهایی که بدون این تفکر، بدون یک قانونی بدون قانون اسلامی تمتع می کنند و می خورند، اینها اکلشان، اکل حیوانی است و النار مثوی لهم در روایتی است که از برای کافر هفت تا معاء است و از برای مؤمن معاء (388) واحد است. مؤمن یک معاء بیشتر ندارد و آن معاء قانون است. شکمش را، سایر لذائذش را تطبیق می کند با قانون اسلام، تخلف از قانون اسلام نمی کند اما آن کسی که مؤمن نیست، از راه شهوت می خورد بدون اینکه تطبیق با قانون بکند این یک معاء، از راه غضب می خورد، این هم یک معاء، مزدوج است بین هوای نفس و لذت و شهوت، بین هوای نفس و غضب، بین غضب و هوای نفس، این هم سه تا، این 6 مزدوج است از هر سه هوای نفس و غضب شهوت، مزدوج شد و از راه اینها اکل کرد، این هفت تاء هفت معاء دارد. مؤمن بیش از یک معاء ندارد و آن معاءش از راه قانون است. اسلام هرچه فرموده است همان یک راه است، این جور نیست که به غضب خودش، به شهوت. همه اینها به دست مؤمن ایمان آوردند، همه قوا تابع قوه عقل شدند و عقل هم تابع شرع است (389).