فهرست کتاب


روح عرفانی روح الله

محمد رضا رمزی ‏اوحدی‏

موعظه 179: جاه طلبی

اگر وضع این باشد که قدرت طلبی در کار بیاید و کار این که: من اینطور باید بشوم، بشود، بداند که این از شیطان است، شیطان این تزریق را از ابتدا کرده است، و ما را هم از این راه، بیشتر از جاهای دیگر می تواند بازی بدهد، که تو فلانی هستی! تو چه هستی! دیگران چی اند! از این معانی هیچ فرقی مابین آن آدمی که به حسب ظاهر قدرتمند دنیاست و دارد باز هم دنبال قدرت می گردد، با آن آدم زاهدی که توی یک صومعه نشسته است، در این جهت فرق نیست، که اگر هر دوشان بگویند: من این طور! این زاهد بگوید: من این زاهد هستم!من چه! یا آن بگوید: من قدرتمند هستم! هر دویش اسباب این است که انسان را به فسادش بیشتر از آن است، خودخواهی همیشه اسباب این است که انسان را به فساد بکشد. تمام فسادهایی که در عالم پیدا می شود، از خودخواهی پیدا می شود از حب جاه، از حب قدرت، از حب مال، از امثال اینهاست.و همه اش برمیگردد به حب نفس و این بت از همه بزرگتر است و شکستنش هم از همه مشکل تر است.تعقیب کنید که اگر نمی توانید به تمام معنا بشکنید- که می توانید انشاءالله - مشغول باشید به شکستن دست و پای یک همچو بتی. اگر رهایش کنید شما را به هلاکت می کشاند. این طور نیست که ما را رها کند. ما یک معصیتی بکنیم ما را رها کند، یک کار دیگری بکنیم زیادتر ما را رها کند. درجه به درجه پیش می برد تا آنجایی که این انسان را از دست انسان می گیرد این یک مسأله طبیعی است شغل شیطان هم همین است(382).

موعظه 180: مناجات شعبانیه

مناجات شعبانیه از مناجات هایی هست که اگر انسان دنبالش برود و فکر در او بکند، انسان را به یک جایی می رساند. آن کسی که این مناجات را گفته و همه ائمه هم به حسب روایت می خواندند، اینها، آنهایی بودند که وارسته از همه چیز بودند، مع ذلک آن طور مناجات می کردند، برای اینکه خودبین نبودند.هرچه بودند این طور نبوده که خودش را ببیند، که حالا من امام صادق ام دیگر نه! امام صادق علیه السلام مثل یک آدمی که در معصیت غرق است مناجات می کند برای این که می بیند خودش هیچ نیست و هرچه هست نقص است و هرچه هست از اوست، هرچه کمال است از اوست.خودش چیزی ندارد.هیچ کس چیزی ندارد. انبیاء هم هیچی نداشتند، همه هیچ اند و اوست فقط، همه هم بدنبال او هستند، همه فطرت ها دنبال او هستند منتها چون ما محجوبیم، نمی فهمیم که ما دنبال او هستیم، آنهایی که می فهمند، آن ها وارسته می شوند و می روند سراغ همان معنا، این کمال انقطاعی که خواستند، این کمال انقطاع همین است که از همه این چیزهایی که هستش، اصلش به کنار باشند(383).

موعظه 181: سرکشی نفس

شما هم اگر بخواهید انسان باشید، ارزش انسانی داشته باشید، برای شکم نباشد، برای شرف باشد کارهایتان، برای انسانیت باشد، برای خدا باشد، اگر بخواهید که کارهایتان که برای خدا باشد به نتیجه برسد، باید دست از هواهای نفسانی بردارید. شیطان از انسان دست بردار نیست.قسم خورده است برای خدا، من در ذهنم این است که به خدا تشر رفته است، که قسم خورده است که نمی گذارم اینها چیزی بشوند الا عبادک منهم المخلصین شما با یک همچو دشمن قسم خورده ای مواجه هستید، به جنگ او بروید (384). آقایان باید مراقبه کنند، باید مراقبت کنند خودشان را، از صبح تا عصر باید مراقب خودشان باشند.نفس انسان سرکش است یک آن از آن غافل شویم (نعوذبالله) انسان را به کفر می کشد اگر غافل بشود انسان.شیطان راضی نست به فکر ما، او کفر ما را می خواهد، او می خواهد همه را منتهی کند به کفر، منتها از معاصی کوچک می گیرد و کم کم وارد می کند در بزرگتر و کم کم در بزرگتر و کم کم بالاتر تا برسد به آنجا که خدا نخواسته انسان را منحرف کند اصلاً از اسلام باید مراقبت کنید آقا از خودتان باید از اول صبح که از خواب پا می شوید یا اول اذان یا عشا یا قبل از اذان که پا می شوید از خواب طویل، باید مراقب خودتان باشید(385).