فهرست کتاب


روح عرفانی روح الله

محمد رضا رمزی ‏اوحدی‏

موعظه 177: ثبت اعمال

تمام این پیروزی ها و عدم پیروزی ها و سلطنت ها و ابرقدرت ها و همه گذراست.ما اینجا نشستیم بلا اشکال در صد سال دیگر از ما خبری نیست. گذشته است، رفته است، پیروز بشویم رفته است، شکست بخوریم رفته است، قدرت داشته باشیم، رفته است، نداشته باشیم گذشته است، آن که باقی است آن است که در پیش خودمان است. آنچه باقی می ماند ما و چیزهایی که حمل می کنیم به عالم دیگر است ما باید فکر این معنا باشیم که خدمت بکنیم (به) خدمتی که برای ما سرمایه باشد برای آن جهان. زدن و پیروز شدن و فتح کردن و همه اینها اگر آن بعد معنوی اش نباشد، همه اش شکست است.بلکه آنهایی که بیشتر در نظر مردم پیروزند، شکسته ترند.این قدرت های بزرگی که در عالم بوده است و هست و خواهد بود، اینها اگر آن بعدی که آنها را به سعادت می رساند نداشته باشند تمامش شکست است. چند روز خورد و خواب و جنایت و خیانت و بعدش تمام(در این جا) اینجا بسته می شود و در آن عالم باز می شود، صحیفه ما باز می شود. همه این عالم شهادت می دهند برای ما ، همه حاضرند (378)... این است که یک انسانی بداند که چی هست و کجا هست و کجا می رود همه این بساط برچیده می شود لکن صحف ما برچیده نمی شود، هست، آن طرف است.پرده را الان هم اگر بردارند، ما خودمان می بینیم که چه کردیم، چی هست، دیگران هم می بینند، اگر ستاریت خدا نباشد(379).

موعظه 178: فقر و نیاز

ما مقاتله می کنیم، اطاعت است.یعنی سربسته و دربسته در اختیار او باید باشیم. اطاعت کنیم، دنبال هر چه می رویم اطاعت بکنیم. اگر موعظه می کنیم برای اطاعت خدا باشد و اگر موعظه میشنویم هم برای اطاعت خدا باشد... هرجا فرموده آن کار را بکنید، آن کار را می کنیم....اگر این طور شدیم که از خودمان مایه بگذاریم، خیال می کنیم چیزی داریم، هرچه هست از اوست. هرچی ما خیال می کنیم داریم، نه!از اوست پیش ما، امانت است.این امانت هم یک وقتی رد می شود به خودش. اگر هم داشته باشیم به خیال خودمان، از ما نیست.اشتباه می کنیم. همه عذابهایی که در آن عالم هست برای نفهمی آدمی است. خیال می کند خودش چیزی است چون خیال می کند خودش چیزی است، می خواهد به همه تفوق پیدا کند. چون برای خودش هست، می خواهد همه چیز را برای خودش تحصیل کند و این است که انسان را به شقاوت می رساند و سعید این است که همه چیز را برای او بخواهد و برای او خواستن، یعنی برای بندگان خدا، برای احکام خدا...(380) آن قدرتی هم که انبیا داشتند از انبیا نبود. بشر از اول تا آخرش هیچ است آنچه هست قدرت خداست هر حرکتی که شما می کنید به قدرت خدا می کنید هر تفنگی که می اندازید با قدرت خداست که می رود و کارها را انجام می دهد و کارهای نظامی و غیر نظامی را، قدرت مال اوست و همه باید از او باشیم انالله همه چیز از او الحمدلله هر حمدی مال اوست(381).

موعظه 179: جاه طلبی

اگر وضع این باشد که قدرت طلبی در کار بیاید و کار این که: من اینطور باید بشوم، بشود، بداند که این از شیطان است، شیطان این تزریق را از ابتدا کرده است، و ما را هم از این راه، بیشتر از جاهای دیگر می تواند بازی بدهد، که تو فلانی هستی! تو چه هستی! دیگران چی اند! از این معانی هیچ فرقی مابین آن آدمی که به حسب ظاهر قدرتمند دنیاست و دارد باز هم دنبال قدرت می گردد، با آن آدم زاهدی که توی یک صومعه نشسته است، در این جهت فرق نیست، که اگر هر دوشان بگویند: من این طور! این زاهد بگوید: من این زاهد هستم!من چه! یا آن بگوید: من قدرتمند هستم! هر دویش اسباب این است که انسان را به فسادش بیشتر از آن است، خودخواهی همیشه اسباب این است که انسان را به فساد بکشد. تمام فسادهایی که در عالم پیدا می شود، از خودخواهی پیدا می شود از حب جاه، از حب قدرت، از حب مال، از امثال اینهاست.و همه اش برمیگردد به حب نفس و این بت از همه بزرگتر است و شکستنش هم از همه مشکل تر است.تعقیب کنید که اگر نمی توانید به تمام معنا بشکنید- که می توانید انشاءالله - مشغول باشید به شکستن دست و پای یک همچو بتی. اگر رهایش کنید شما را به هلاکت می کشاند. این طور نیست که ما را رها کند. ما یک معصیتی بکنیم ما را رها کند، یک کار دیگری بکنیم زیادتر ما را رها کند. درجه به درجه پیش می برد تا آنجایی که این انسان را از دست انسان می گیرد این یک مسأله طبیعی است شغل شیطان هم همین است(382).