فهرست کتاب


روح عرفانی روح الله

محمد رضا رمزی ‏اوحدی‏

موعظه 176: رضای حق تعالی

آن همه مشقت هایی که ایشان دیدند (منظور پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله است) از قریب و از غیر قریب دیدند و بعد از آن هم همین طور، مسلمین دیده اند، ائمه ما دیده اند امیرالمؤمنین دیده است.خوب! آنها برای اسلام چون بوده، به ذائقه شان شیرین بوده.ما باید کوشش کنیم که ذائقه مان را یک همچو ذائقه ای قرار بدهیم که برای ما هر چیز شیرین باشد. رضای به قضای خدا، معنایش همین است که یک وقت تسلیم است، آدم تسلیم می شود، خوب ما تسلیمیم. یک وقت رضاست به آنچه او می کند این دیگر فرق نمی کند بین این که آن کسی که راضی است، فرق نمی کند بین این که از او بلا برسد یا این که از او نعمت برسد، همه را نعمت می داند. می گوید از آن است، از محبوب من است (377).

موعظه 177: ثبت اعمال

تمام این پیروزی ها و عدم پیروزی ها و سلطنت ها و ابرقدرت ها و همه گذراست.ما اینجا نشستیم بلا اشکال در صد سال دیگر از ما خبری نیست. گذشته است، رفته است، پیروز بشویم رفته است، شکست بخوریم رفته است، قدرت داشته باشیم، رفته است، نداشته باشیم گذشته است، آن که باقی است آن است که در پیش خودمان است. آنچه باقی می ماند ما و چیزهایی که حمل می کنیم به عالم دیگر است ما باید فکر این معنا باشیم که خدمت بکنیم (به) خدمتی که برای ما سرمایه باشد برای آن جهان. زدن و پیروز شدن و فتح کردن و همه اینها اگر آن بعد معنوی اش نباشد، همه اش شکست است.بلکه آنهایی که بیشتر در نظر مردم پیروزند، شکسته ترند.این قدرت های بزرگی که در عالم بوده است و هست و خواهد بود، اینها اگر آن بعدی که آنها را به سعادت می رساند نداشته باشند تمامش شکست است. چند روز خورد و خواب و جنایت و خیانت و بعدش تمام(در این جا) اینجا بسته می شود و در آن عالم باز می شود، صحیفه ما باز می شود. همه این عالم شهادت می دهند برای ما ، همه حاضرند (378)... این است که یک انسانی بداند که چی هست و کجا هست و کجا می رود همه این بساط برچیده می شود لکن صحف ما برچیده نمی شود، هست، آن طرف است.پرده را الان هم اگر بردارند، ما خودمان می بینیم که چه کردیم، چی هست، دیگران هم می بینند، اگر ستاریت خدا نباشد(379).

موعظه 178: فقر و نیاز

ما مقاتله می کنیم، اطاعت است.یعنی سربسته و دربسته در اختیار او باید باشیم. اطاعت کنیم، دنبال هر چه می رویم اطاعت بکنیم. اگر موعظه می کنیم برای اطاعت خدا باشد و اگر موعظه میشنویم هم برای اطاعت خدا باشد... هرجا فرموده آن کار را بکنید، آن کار را می کنیم....اگر این طور شدیم که از خودمان مایه بگذاریم، خیال می کنیم چیزی داریم، هرچه هست از اوست. هرچی ما خیال می کنیم داریم، نه!از اوست پیش ما، امانت است.این امانت هم یک وقتی رد می شود به خودش. اگر هم داشته باشیم به خیال خودمان، از ما نیست.اشتباه می کنیم. همه عذابهایی که در آن عالم هست برای نفهمی آدمی است. خیال می کند خودش چیزی است چون خیال می کند خودش چیزی است، می خواهد به همه تفوق پیدا کند. چون برای خودش هست، می خواهد همه چیز را برای خودش تحصیل کند و این است که انسان را به شقاوت می رساند و سعید این است که همه چیز را برای او بخواهد و برای او خواستن، یعنی برای بندگان خدا، برای احکام خدا...(380) آن قدرتی هم که انبیا داشتند از انبیا نبود. بشر از اول تا آخرش هیچ است آنچه هست قدرت خداست هر حرکتی که شما می کنید به قدرت خدا می کنید هر تفنگی که می اندازید با قدرت خداست که می رود و کارها را انجام می دهد و کارهای نظامی و غیر نظامی را، قدرت مال اوست و همه باید از او باشیم انالله همه چیز از او الحمدلله هر حمدی مال اوست(381).