فهرست کتاب


روح عرفانی روح الله

محمد رضا رمزی ‏اوحدی‏

موعظه 175: خود خواهی

قبل از این که آدم را خلق کند به ملایکه می فرماید که می خواهم یک همچو کاری بکنم. ملائکه جنبه تقدس خودشان را نظر می کنند و جنبه فساد آدم را.از این جهت می گویند که شما چرا خلق می کنی یک جمعیتی را که در زمین فساد کنند و سفک دماء کنند؟ ما تقدیس تو را می کنیم.خودشان را می بینند در صورت تقدس و آدم را می بینند در صورت فساد. جنبه خوبی خودشان را و جنبه بدی آدم را ملاحظه می کنند. خدای تبارک و تعالی هم بهشان می فرماید که: شما نمی دانید شما همان خودتان را می بینید، خودبین هستید و از آدم، کمالات را نمی دانید - و بعد هم قصه را تمام می کند که به آدم اسماء(375) را که واقعش اسماءالله است - همه چیز اسماءالله است - تعلیم می کند و بعد می گوید: عرضه کنید! بعد از این که خلق می کند آدم را، امر می کند که سجده کنند، ملائکة الله همه سجده می کنند، لکن ابلیس نمیکند. نکته ای که ابلیس نمی کند این است که خودبین است.می گوید: خلقتنی من ناز و خلقته من طین من از آتش خلق شدم، او از خاک خلق شده است.او پست تر از من است من بالاتر از او هستم این هم جنبه خودبینی دارد و روی این زمینه سجده نمی کند... ما از اینجا می فهمیم که قضیه خودبینی، ارث شیطان است.از صدر عالم این قضیه بوده است... بدانیم که ارث شیطان خودبینی است تمام فسادهای که در عالم واقع می شود، چه فسادها از افراد و چه فسادها از حکومت ها و چه در اجتماع، تمام فسادها زیر سر همین ارث شیطان است و تمام مفسده هایی که در عالم پیدا می شود از این بیماری خودبینی است.چه در کنج خانه کسی نشسته باشد... دردها دوا نمی شود، الا با اینکه این خصیصه را از بین ببرد، باید ریاضت بکشد و خودش را بزرگ حساب نکند نگوید من عالمم. نگوید من زاهدم نگوید من عارفم، نگوید من موحدم. در هر یک از اینها ولو این علم اعلایی که علم فلسفه یا عرفان است، اگر این خصیصه شیطانی باشد، حجاب است. العلم حجاب الاکبر و اگر کسی بخواهد معالجه کند خودش را باید این خصیصه را به آن توجه کند و بسیار مشکل است معارضه با این خصیصه (376).

موعظه 176: رضای حق تعالی

آن همه مشقت هایی که ایشان دیدند (منظور پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله است) از قریب و از غیر قریب دیدند و بعد از آن هم همین طور، مسلمین دیده اند، ائمه ما دیده اند امیرالمؤمنین دیده است.خوب! آنها برای اسلام چون بوده، به ذائقه شان شیرین بوده.ما باید کوشش کنیم که ذائقه مان را یک همچو ذائقه ای قرار بدهیم که برای ما هر چیز شیرین باشد. رضای به قضای خدا، معنایش همین است که یک وقت تسلیم است، آدم تسلیم می شود، خوب ما تسلیمیم. یک وقت رضاست به آنچه او می کند این دیگر فرق نمی کند بین این که آن کسی که راضی است، فرق نمی کند بین این که از او بلا برسد یا این که از او نعمت برسد، همه را نعمت می داند. می گوید از آن است، از محبوب من است (377).

موعظه 177: ثبت اعمال

تمام این پیروزی ها و عدم پیروزی ها و سلطنت ها و ابرقدرت ها و همه گذراست.ما اینجا نشستیم بلا اشکال در صد سال دیگر از ما خبری نیست. گذشته است، رفته است، پیروز بشویم رفته است، شکست بخوریم رفته است، قدرت داشته باشیم، رفته است، نداشته باشیم گذشته است، آن که باقی است آن است که در پیش خودمان است. آنچه باقی می ماند ما و چیزهایی که حمل می کنیم به عالم دیگر است ما باید فکر این معنا باشیم که خدمت بکنیم (به) خدمتی که برای ما سرمایه باشد برای آن جهان. زدن و پیروز شدن و فتح کردن و همه اینها اگر آن بعد معنوی اش نباشد، همه اش شکست است.بلکه آنهایی که بیشتر در نظر مردم پیروزند، شکسته ترند.این قدرت های بزرگی که در عالم بوده است و هست و خواهد بود، اینها اگر آن بعدی که آنها را به سعادت می رساند نداشته باشند تمامش شکست است. چند روز خورد و خواب و جنایت و خیانت و بعدش تمام(در این جا) اینجا بسته می شود و در آن عالم باز می شود، صحیفه ما باز می شود. همه این عالم شهادت می دهند برای ما ، همه حاضرند (378)... این است که یک انسانی بداند که چی هست و کجا هست و کجا می رود همه این بساط برچیده می شود لکن صحف ما برچیده نمی شود، هست، آن طرف است.پرده را الان هم اگر بردارند، ما خودمان می بینیم که چه کردیم، چی هست، دیگران هم می بینند، اگر ستاریت خدا نباشد(379).