فهرست کتاب


روح عرفانی روح الله

محمد رضا رمزی ‏اوحدی‏

موعظه 173: عشق به پروردگار

بعضی کمالات حضرت که شاید یک قدری مخفی مانده باشد از ادعیه حضرت معلوم می شود دعای کمیل یک دعای عجیبی است بسیار عجیب. بعضی فقرات دعای کمیل از بشر دعای نمی تواند صادر بشود. الهی و سیدی و مولای و ربی صبرت علی عذابک فکیف اصبر علی فراقک (372).کی می تواند این طور بگوید؟ کی این طور عشق به جمال خدا دارد که از جهنم نمی ترسد، لکن می ترسد که وقتی که در جهنم برود، نازل شده از مقام خودش و به مرتبه ای برسد که محروم بشود از عشق او؟از فراق حضرت حق تعالی ناله می زند. این عشقی است که در باطن قلب او گداخته شده همیشه و تمام اعمالی که از او صادر می شود از این عشق صادر می شود. از این عشق به خدا صادر می شود ارزش اعمال روی این عشق و محبتی است که به حق تعالی هست، روی این فنا و توحیدی است که در انسان هست و این سبب شده است که: ضربة علی یوم الخندق افضل من عبادة الثقلین فرضاً که این ضربت را کس دیگر از دفاع اسلام زده بود اما از روی عشق نبود کارش هم اسباب این شده بود که اسلام ترویج پیدا کند، لکن چون مبدأ عشقی نبود افضل من عبادة ثقلین نخواهد شد. انگیزه اعمال، انگیزه روحانیت اوست نه صورت او.شمشیر زدن، یک دست پایین آوردن است و یک کافر را کشتن،این است پایین آوردن و کافر را کشتن از خیلی اشخاص ممکن است صادر بشود لکن گاهی اصلاً اجر ندارد و اصلاً فضیلت ندارد... (373).

موعظه 174: ریشه اعمال

اساس عذاب الهی بر اعمال ماست.هر عملی که از ما صادر می شود در آن عالم یک صورت دارد، رد بر انسان می شود. این طور نیست که عذاب آخرت شبیه عذاب های دنیایی باشد که مأمورین بیایند، بکشندش و ببرندش و از باطن خود - ذات انسان - آتش طلوع می کند.
اساس جهنم، انسان است و هر عملی که از انسان صادر می شود، بر شدت و مدت عمل بر شدت و مدت عذاب می افزاید اگر چنانچه یک کافری را سر خود بگذارند تا آخر عمر فساد بکند آن شدت آن عذابی که برای او پیدا می کند، بسیار بالاتر است از آن کسی که جلویش را بگیرند و همین حالا بکشندش.اگر یک نفر فاسد مشغول فساد است بگیرند و بشکند، به صلاح خودش است برای این که این اگر زنده بماند فساد زیادتر می کند و فساد که زیادتر کرد، عمل چون ریشه عذاب است، عذابش در آنجا زیادتر می شود... آنهایی که ریشه عذاب را میدانند، آنهایی که معرفت دارند که مسائل عذاب آخرت وضعش چی است آنها می دانند که حتی برای این آدم که دستش را می برند برای این کاری که کرده است این یک رحمتی است رحمتش در آن طرف ظاهر می شود(374).

موعظه 175: خود خواهی

قبل از این که آدم را خلق کند به ملایکه می فرماید که می خواهم یک همچو کاری بکنم. ملائکه جنبه تقدس خودشان را نظر می کنند و جنبه فساد آدم را.از این جهت می گویند که شما چرا خلق می کنی یک جمعیتی را که در زمین فساد کنند و سفک دماء کنند؟ ما تقدیس تو را می کنیم.خودشان را می بینند در صورت تقدس و آدم را می بینند در صورت فساد. جنبه خوبی خودشان را و جنبه بدی آدم را ملاحظه می کنند. خدای تبارک و تعالی هم بهشان می فرماید که: شما نمی دانید شما همان خودتان را می بینید، خودبین هستید و از آدم، کمالات را نمی دانید - و بعد هم قصه را تمام می کند که به آدم اسماء(375) را که واقعش اسماءالله است - همه چیز اسماءالله است - تعلیم می کند و بعد می گوید: عرضه کنید! بعد از این که خلق می کند آدم را، امر می کند که سجده کنند، ملائکة الله همه سجده می کنند، لکن ابلیس نمیکند. نکته ای که ابلیس نمی کند این است که خودبین است.می گوید: خلقتنی من ناز و خلقته من طین من از آتش خلق شدم، او از خاک خلق شده است.او پست تر از من است من بالاتر از او هستم این هم جنبه خودبینی دارد و روی این زمینه سجده نمی کند... ما از اینجا می فهمیم که قضیه خودبینی، ارث شیطان است.از صدر عالم این قضیه بوده است... بدانیم که ارث شیطان خودبینی است تمام فسادهای که در عالم واقع می شود، چه فسادها از افراد و چه فسادها از حکومت ها و چه در اجتماع، تمام فسادها زیر سر همین ارث شیطان است و تمام مفسده هایی که در عالم پیدا می شود از این بیماری خودبینی است.چه در کنج خانه کسی نشسته باشد... دردها دوا نمی شود، الا با اینکه این خصیصه را از بین ببرد، باید ریاضت بکشد و خودش را بزرگ حساب نکند نگوید من عالمم. نگوید من زاهدم نگوید من عارفم، نگوید من موحدم. در هر یک از اینها ولو این علم اعلایی که علم فلسفه یا عرفان است، اگر این خصیصه شیطانی باشد، حجاب است. العلم حجاب الاکبر و اگر کسی بخواهد معالجه کند خودش را باید این خصیصه را به آن توجه کند و بسیار مشکل است معارضه با این خصیصه (376).